مال‌ داشت‌ بر علوم‌ حكْمي‌ و رياضي‌ و الهي‌ و صنعت‌ مشكله‌ چون‌ اكسير و غيره‌ و شريعتش‌ موافق‌ ملت‌ [آيين‌] ابوالبشر بود.»[64]

«انوش‌ [فرزند و وصي‌ّ شيث‌ پيغمبر] در زمين‌ به‌ آبادي‌ پرداخت‌.»[65]

«ادريس‌ عليه السلام در اوايل‌ حال‌، نزد عاذيمون‌ مصري‌ كه‌ ملقب‌ به‌ اورياي‌ ثانيست‌ و در سلك‌ انبياي‌ يونان‌ انتظام‌ داشت‌، تلمّذ مي‌نمود، و معني‌ عاذيمون‌ نيك‌ بخت‌ است‌، و ادريس‌ بعد از فوت‌ ابوالبشر به‌ دويست‌ سال‌ مبعوث‌ گشت‌ و سي‌ صحيفه‌ به‌ او نازل‌ شد و آن‌ صحف‌ اشتمال‌ داشت‌ بر اسرار سماويات‌ و تسخير روحانيات‌ و علوم‌ عجيبه‌ و فنون‌ غريبه‌ و معرفت‌ طبايع‌ موجودات‌ و غير ذلك‌، و ادريس‌ عليه السلام صد و پنجسال‌ يا صد و بيست‌ سال‌ به‌ دعوت‌ خلايق‌ پرداخته‌ ... از جمله‌ سنن‌ سنيّه‌ آن‌ پيغمبر عاليمقدار است‌، صنعت‌ كتابت‌ به‌ وساطت‌ قلم‌، و حرفت‌ خياطت‌ از نتايج‌ طبيعت‌ پاكيزه‌ اوست‌.»[66]

تاريخ‌ كامل‌:

«چون‌ خداوند بزرگ‌ برهنگي‌ آدم‌ و حوا را ديد، فرمود كه‌ بَخته‌اي‌ از ميان‌ هشت‌ جفت‌ ميش‌ و گوسفندي‌ كه‌ خدا از بهشت‌ فرود آورده‌ بود، سر ببرد. آدم‌ بخته‌اي‌ گرفت‌ و آن‌ را سربريد و پشم‌ آن‌ را برگرفت‌. حوا پشم‌ را رشته‌ كرد و آدم‌ رشته‌ را بافت‌ و براي‌ خود جبّه‌اي‌ و براي‌ حوا پيراهني‌ با روسري‌ درست‌ كرد و آن‌ دو آنها را پوشيدند. گفته‌ شده‌ است‌: خداوند به‌ نزد آنها فرشته‌اي‌ فرستاد كه‌ به‌ آنها بياموزد تا براي‌ خود از پوست‌ گوسفند و چهارپايان‌ جامه‌ بسازند و بپوشند.»[67]

«چون‌ [آدم‌] در هند فرود آمد، بر سرش‌ دسته‌اي‌ [تاجي‌] از درختان‌ بهشت‌ بود كه‌ چون‌ به‌ زمين‌ رسيد، برگهاي‌ آن‌ خشكيدند و فروريختند و از آنجا بود كه‌ همه‌ گونه‌ گل‌ و گياه‌ خوش‌ بوي‌ و خوش‌ بوكننده‌ در هند روييدن‌ گرفت‌. گويند: گل‌ و گياه‌ خوشبو از برگهايي‌ بود كه‌ آدم‌ و حوا از بهشت‌ برگرفته‌ بودند و پوشش‌ خود كرده‌. گفته‌ شده‌ است‌: چون‌ به‌ او فرمان‌ داده‌ شد كه‌ از بهشت‌ بيرون‌ رود، بر هيچ‌ درختي‌ در باغ‌ بهشت‌ نگذشت‌ مگر آن‌ كه‌ از آن‌ شاخه‌اي‌ برگرفت‌ و آنها را با خود فرود آورد و از اينجا بود كه‌ خاستگاه‌ گل‌ و گياهان‌ خوشبوي‌ در هند بود، خدا او را از ميوه‌هاي‌ بهشت‌ نيز توشه‌ داد و ميوه‌هاي‌ كنوني‌ ما همگي‌ ميوه‌هاي‌ بهشتي‌اند جز اين‌ كه‌ اينها دگرگون‌ مي‌شوند و آنها نمي‌شوند. خدا به‌ او ساختن‌ همه‌ چيز را ياد داد و پاره‌اي‌ مايه‌هاي‌ خوشبوي‌ و خوشبوكننده‌ را همراه‌ او فرستاد و نيز سنگ‌ سياه‌ (الحجر الاسود) را با او همراه‌ كرد و اين‌ سنگ‌ از برق‌ سپيدتر بود. همراه‌ او عصاي‌ موسي‌ عليه السلام را فرود آورد كه‌ از مورد يا كاج‌ بهشت‌ بود. پس‌ از آن‌ سندان‌ و چكش‌ و انبر فرود آورد. آدم‌ بسي‌ نيكوروي‌ بود و از ميان‌ فرزندان‌ خويش‌ تنها به‌ يوسف‌ عليه السلام مي‌مانست‌. پس‌ جبرييل‌ بر او فرود آمد و با خود همياني‌ پر از گندم‌ فرود آورد. آدم‌ گفت‌: اين‌ چيست‌؟ جبرييل‌ گفت‌: اين‌ همان‌ است‌ كه‌ تو را از بهشت‌ بيرون‌ راند. آدم‌ گفت‌: با آن‌ چه‌ كنم‌؟ جبرييل‌ گفت‌: آن‌ را به‌ زمين‌ بيفشان‌. آدم‌ چنان‌ كرد و در همان‌ هنگام‌ خدا آن‌ را روياند. آنگاه‌ آدم‌ آن‌ را درود و گرد آورد و خرمن‌ كرده‌ كوبيد و به‌ باد داد و آرد كرد و خمير ساخت‌ و پخت‌. همه اينها با آموزش‌ جبرييل‌ بود. جبرييل‌ براي‌ وي‌ سنگ‌ و آهن‌ آورد كه‌ آن‌ دو را بر هم‌ سود و از آن‌ آتش‌ بيرون‌ آورد. جبرييل‌ به‌ او آهنگري‌ و كشاورزي‌ آموخت‌ و گاوي‌ از آسمان‌ براي‌ وي‌ فرود آورد كه‌ زمينش‌ را شخم‌ همي‌زد. گويند اينها همان‌ بدبختي‌هايي‌ است‌ كه‌ خداي‌ بزرگ‌ در قرآن‌ مجيد با اين‌ آيه‌ ياد كرده‌ است‌: مبادا شما دو تا را ديو از بهشت‌ بيرون‌ براند كه‌ بدبخت‌ گرديد[68]، آنگاه‌ خدا آدم‌ را از كوه‌ فرود آورد و او را سرور همه زمينيان‌ و سراسر زمين‌ گردانيد از پريان‌ و پرندگان‌ و چهارپايان‌ و جز آن‌.»[69]

«خدا بر او [آدم‌ [بيست‌ و يك‌ صحيفه‌ فروفرستاد كه‌ جبرييل‌ آنها را به‌وي‌ آموخت‌ و او همگي‌ را با دست‌ خود بنوشت‌... و حرفهاي‌ الفبا بر او فرود آمد و كتاب‌ او بيست‌ و يك‌ برگ‌ بود.»[70]

«هشام‌ بن‌ محمد كلبي‌ گويد: او [مهلاييل‌ بن‌ قنيان‌ بن‌ انوش‌ بن‌ شيث‌ بن‌ آدم‌] نخستين‌ كسي‌ بود كه‌ ساختمان‌ ساخت‌ و كاني‌ها را بيرون‌ كشيد و مردمان‌ روزگار خود را فرمان‌ داد كه‌ نمازگاه‌ سازند. او دو شهر ساخت‌ و اين‌ دو، نخستين‌ شهرها بودند كه‌ بر زمين‌ ساخته‌ شدند: بابل‌ در عراق‌ و شوش‌ در خوزستان‌. روزگار پادشاهي‌ او به‌ چهل‌ سال‌ برآمد. ديگران‌ گفته‌اند: او نخستين‌ كسي‌ بود كه‌ آهن‌ از زمين‌ بيرون‌ كشيد و از آن‌ افزارها بساخت‌ و آب‌ را در كاربردهاي‌ سودمند به‌ راه‌ انداخت‌ و براي‌ آن‌ اندازه‌ها پرداخت‌ و مردم‌ را وادار به‌ كشاورزي‌ و كارگري‌ كرد و فرمود تا جانوران‌ دشتي‌ و كوهي‌ را بكشند و از پوست‌ آنها فرش‌ و جامه‌ بسازند. نيز فرمان‌ داد كه‌ گاو و گوسفند و جانوران‌ شكاري‌ بكشند و از گوشت‌ آنها خوراك‌ درست‌ كنند. او شهر ري‌ را بساخت‌ ... او نخستين‌ كسي‌ بود كه‌ درختان‌ را بريد و در ساختمان‌ به‌ كار برد.»[71]

آفرينش‌ و تاريخ‌:

«و او [آدم‌] نخستين‌ كسي‌ است‌ كه‌ خداوند به‌ او نوشتن‌ خط‌ با قلم‌ تعليم‌ داد و سپس‌ از ميان‌ آدميان‌، فرزندان‌ او هيچ‌ يك‌ خط‌ ننوشتند تا روزگار ادريس‌.»[72]

«و ادريس‌ نخستين‌ كسي‌ است‌ كه‌ پس‌ از آدم‌ به‌ قلم‌ خط‌ نوشت‌ و او نخستين‌ كسي‌ است‌ كه‌ جامه‌ دوخت‌... و خداوند او را پس‌ از وفات‌ آدم‌، پيامبر گردانيد و نجوم‌ و پزشكي‌ را بر او وحي‌ كرد و نام‌ او در نزد يونانيان‌ هُرمس‌ است‌.»[73]

قصص‌ الانبياء راوندي‌:

«علت‌ نام‌گذاري‌ آن‌ حضرت‌ به‌ ادريس‌ نيز در روايات‌، كثرت‌ اشتغال‌ وي‌ به‌ درس‌ و كتاب‌ ذكر شده‌ است‌. چنانكه‌ در روايات‌ و تواريخ‌ آمده‌، ادريس‌ نخستين‌ كسي‌ است‌ كه‌ خط‌ نوشت‌، جامه‌ بدوخت‌ و علم‌ خياطي‌ را تعليم‌ داد، و آن‌ حضرت‌ را منشأ و معلم‌ بسياري‌ از علوم‌ مانند علم‌ نجوم‌، حساب‌، هندسه‌، هيأت‌ و غيره‌ دانسته‌اند.»[74]

قصص‌ الانبياء نجّار:

«ادريس‌ به‌ مصر آمد و در آنجا سكونت‌ گزيد و به‌ دعوت‌ مردم‌ به‌ اطاعت‌ از حق‌ و امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر مشغول‌ گرديد و مردم‌ آن‌ زمان‌ به‌ هفتاد و دو زبان‌ سخن‌ مي‌گفتند و خداي‌ ـ عزّوجل‌ّ ـ همه آن‌ زبان‌ها و لغات‌ را به‌ وي‌ تعليم‌ فرمود و ادريس‌، سياست‌ و آداب‌ تمدن‌ و قوانين‌مملكتي‌ را به‌ مردم‌ ياد داد و همچنين‌ طرز اداره شهرها 