ر و درجة من نور رب العزة ؛ 
و زمانى كه ((بسم الله الرحمن الرحيم ، الحمدلله رب العالمين )) را قرائت كرد و فاتحة الكتاب و سوره خواند، خداوند تعالى خطاب به ملائكه خود مى گويد: آيا اين بنده مرا نمى بينيد چگونه با قرائت كلام من لذت مى برد؟ شما را شاهد مى گيرم ، اى ملائكه من هر آينه در روز قيامت به او خواهم گفت : در بهشت من قرائت كن و به درجات (بالا) ارتقاء پيدا كن ؛ پس او دائم قرائت خواهد نمود و به عدد هر حرف ، درجه اى از طلا، درجه اى از نقره ، درجه اى از لؤ لؤ ، درجه اى از جوهر، درجه اى از زبرجد سبز، درجه اى از زمرد سبز و درجه اى از نور رب العزة به او عطا خواهد شد.
(بحارالانوار، ج 82، ص 221)
 215 - اسرار به ركوع رفتن 
قال العسكرى - عليه السلام - فى تفسيره :
فاذا ركع قال الله تعالى لملائكته : يا ملائكتى !اما ترون كيف تواضع لجلال عظمتى ؟اشهدكم لاعظمته فى دار كبريائى و جلالى ؛ 
پس وقتى (نمازگزار) ركوع رفت ، خداوند تبارك و تعالى خطاب به ملائكه مى كند و مى گويد: ((اى ملائكه من !آيا نمى بينيد (بنده نمازگزار) چگونه براى بزرگى و عظمت من تواضع مى كند؟شما را گواه مى گيرم ، كه هر آينه او را در دار كبريائى و جلال خودم بزرگ سازم )).
(بحارالانوار، ج 82، ص 221)
216 - اسرار سر از ركوع برداشتن 
قال العسكرى - عليه السلام - فى تفسيره :
فاذا رفع راءسه من الركوع قال الله تعالى لملائكته : اما ترون يا ملائكتى كيف يقول : ارتفع عن اعدائك لما اتواضع لاوليائك و انتصب لخدمتك اشهدكم يا ملائكتى !لاجعلن ، جميل العاقبة له و لاصبرنه الى جنانى ؛ 
پس هنگامى كه (نمازگزار) سرش را از ركوع بلند كرد، خداوند خطاب به ملائكه خود مى كند و مى گويد: آيا نمى بينيد اى ملائكه من !چگونه اين بنده ام مى گويد (خدايا) سرم را در مقابل دشمنان تو بلند كردم ، چنانچه در مقابل دوستان تو تواضع نمودم و خود را براى خدمت تو آماده ساختم ؟شما را گواه مى گيرم اى ملائكه من !هر آينه عاقبت زيبا و خوبى براى او قرار خواهم داد و بهشتم را براى او قرار خواهم داد .
(بحارالانوار، ج 82، ص 221)
 217 - اسرار سجده كردن
قال العسكرى - عليه السلام - فى تفسيره :
فاذا سجد قال الله تعالى لملائكته : يا ملائكتى !اما ترون كيف تواضع بعد ارتقائه ؟و قال لى : و ان كنت جليلا مكينا فى دنياك ، فانا ذليل عند الحق اذا ظهرلى ؟سوف ارفعه بالحق و ادفع به الباطل ؛ 
هنگامى كه (نمازگزار) سجده كرد خداوند خطاب به ملائكه خود فرمود: اى ملائكه من !آيا نمى بينيد كه چگونه بنده ام بعد از ارتقاء تواضع مى كند و براى من مى گويد: اگر تو صاحب جلالت و مكنت در دنيا هستى ، پس من خوار در نزد تو هستم ؟(خداوند فرمايد) به زودى او را از طريق حق بالا مى برم و به وسيله او باطل را دفع مى كنم .
(بحارالانوار، ج 82، ص 221)
 218 - اسرار تشهد
قال الصادق - عليه السلام -:
التشهد ثناء على الله تعالى : فكن عبد له فى السر خاضعا له فى الفعل ، كما انك عبد له بالقول و الدعوى .وصل صدق لسانك بصفاء صدق سرك ؛ فانه خلقك عبدا و امرك ان تعبده بقلبك و لسانك و جوارحك ، و ان تحقق عبوديتك له بربوبيته لك ، و تعلم ان نواصى الخلق بيده ، فليس لهم نفس و لالحظ الا بقدرته و مشيته ، و هم عاجزون عن اتيان اقل شى ء فى مملكته الا باذنه و ارادته .قال الله - عز و جل - ((و ربك يخلق ما يشاء و يختار ما كان لهم الخيره من امرهم سبحان الله و تعالى عما يشركون )).فكن عبدا شاكرا بالفعل ، كما انك عبد ذاكر بالقول والدعوى .و صل صدق لسانك بصفاء سرك ؛ فانه خلقك ؛ فعز و جل ان يكون ارادة و مشية لاحد الا بسابق ارادته و مشيته .فاستعمل العبودية فى الرضا بحكمه و بالعبادة فى اداء اوامره .و قد امرك بالصلوة على نبيه محمد - صلى الله عليه وآله - فاوصل صلوته و طاعته بطاعته و شهادته بشهادته . و انظر لايفوتك بركات معرفة حرمته ، فتحرم عن فائدة صلوته و امره بالاستغفار لك و الشفاعة فيك ان اتيت بالواجب فى الامر و النهى و السنن و الاداب ؛ و تعلم جليل مرتبته عند الله - عز و جل - ؛ 
تشهد ستايش خداوند تعالى است ؛ پس در باطن و ضمير، بنده او و در عمل و كردار، خاضع براى او باش ، همچنان كه در سخن و ادعا بنده او هستى .و راستى زبانت را به صفاى صدق ضميرت بپيوند، كه او تو را بنده آفريده و دستورت داده تا با قلب و زبان و (همه ) اعضا و جوارحت عبادتش ‍ كنى و بدان جهت كه او پروردگار تو است ، بندگى او نمايى ، و بدانى كه اختيار و سرنوشت خلق به دست اوست و كس را ياراى هيچ نفسى و نيم نگاهى جز به توان و خواست او نيست و جز با اجازه و اراده او قادر به انجام كوچكترين كارى در مملكت او نمى باشند.خداوند عز و جل فرموده : ((پروردگار تو آن چه بخواهد مى آفريند و انتخاب و اختيار مى كند و آنان را در كارهايشان گزينش و انتخاب نيست ، منزه و برتر است خدا از آن چه شكر مى ورزند)) پس بنده سپاسگزار خدا باش در عمل ، آن سان كه به زبان و ادعا ذكر او گويى .و راستى زبانت را به صفاى ضميرت بپيوند كه او تو را آفريده (و از درونت آگاه است ) پس برتر و والاتر از آن است كه كسى را بدون آن كه نخست او اراده كند، اراده اى باشد ؛ پس باتسليم و رضا به فرمان او باش و يا عبادت كردن به وسيله انجام اوامرش بندگى به جاى آر.و تو را به صلوات بر پيامبرش محمد (ص ) امر كرده ، پس نماز خدا را با صلوات بر پيامبر (ص ) و طاعت او را با طاعت آن حضرت و شهادت (به وحدانيت ) او را به شهادت (به رسالت ) آن جناب وصل كن ؛ و بنگر كه بركات معرفت حرمت آن جناب از دستت نرود تا از بهره درود فرستادن او (اشاره به آيه 103 سوره توبه ) و از امر خداوند به آن جناب كه اگر به آن چه فعل يا تركش واجب است و به سنن و آداب عمل كنى و مرتبت بلند او را نزد خداوند بدانى ، برايت استغفار كند و درباره ات شفاعت نمايد (اشاره به آيه 159 سوره آل عمران و آيات ديگر) محروم گردى )).
(مصباح الشريعة ، باب 17، بحارالانوار، ج 82، ص 284)
 219 - اسرار سر برداشتن از سجده اول 
قال العسكرى - عليه السلام - فى تفسيره :
فاذا رفع راءسه من السجدة الاولى قال تعالى : يا ملائكتى !اما ترونه كيف قال : ((و انى و ان تواضعت لك فسوف اخلط الانتصاب فى طاعتك بالذل بين يديك )) ؛ 
سپس زمانى كه سر از سجده اول برداشت ، خداوند خطاب به ملائكه اش ‍ مى گويد: اى ملائكه من !آيا نمى بينيد او را چگونه مى گويد: و به درستى كه من به زودى تواضع در مقابلت را با ذل و كوچكى خواهم گمارد.
(بحارالانوار، ج 82، ص 221)
 220 - اسرار سجده دوم
قال العسكرى - عليه السلام - فى تفسيره :
فاذا سجد ثانية : قال الله تعالى لملائكته : اما ترون عبدى هذآموزشى كيف عاد الى التواضع لى ؟لاعيدن اليه رحمتى ؛ 
و هنگامى كه سجده دوم را به جا آورد، خداوند تعالى خطاب به ملائكه خود مى گويد: آيا اين بنده مرا نمى بينيد چگونه براى من تجديد تواضع نمود؟ هر آينه رحمت خود را براى او اعاده خواهم كرد.
(بحارالانوار، ج 82، ص 221)
 221 - اسرار سربرداشتن از سجده دوم
قال العسكرى - عليه السلام - فى تفسيره :
فاذا رفع راسه قائما قال الله تعالى : يا ملائكتى !لا رفعته بتواضعه كما ارتفع الى صلاته ؛ 
پس ز