حاب حديث اهل سنّت را يافته ايم كه در كتابهاي خود از طُرُق مختلف دوازده امام را به روايت ذكر كرده اند، ما آن روايات را به همان ترتيب كه به ما رسيده در اين باب آورده ايم به خاطر افزودنِ در تأكيد حجّت بر مخالفان و ناباوران، با وجود اينكه ما جز بر روايات شيعه تكيه نمي كنيم، باشد كه آنچه اين[ باب از] كتاب در بَردارد به گوش پاره اي از مردم كه دارايِ خِرد و قوّه تشخيص هستند برسد و بدين وسيله حقّ را بشناسند و بدان عمل نمايند. ‌‌
و (روايات ذيل) از آن جمله است:
31- جابِر بن سَمُرَه مي گويد: از رسول خدا(ص) شنيدم كه مي فرمايد: « پس از من دوازده جانشين خواهد بود كه همه آنان از قريش اند» راوي گويد هنگامي كه رسول خدا به منزل بازگشت، قريش نزد آن حضرت آمده به او گفتند: پس از آن چه مي شود؟ فرمود: « سپس آشوب و نابساماني روي خواهد داد».
32- باز از جابر بن سَمُرَه كه گويد رسول خدا(ص) فرمود:« پس از من دوازده جانشين خواهد بود» سپس چيزي گفت كه من آن را نفهميدم، يكي از حاضران گفت: من از مردم سؤال كردم، آنها گفتند: فرمود:« همه آنها از قريش اند».
33- از جابر بن سَمُرَه چنين نقل شده كه رسول خدا(ص) فرمود:« پيوسته اهل اين دين در مقابل كساني كه با آنان ستيزه مي كنند ياري خواهند شد تا دوازده خليفه- و مردم بلند مي شدند و مي نشستند – و رسول خدا(ص) سخني بر زبان راند كه من آن را نفهميدم، سپس به پدرم يا شخص ديگري( خاطرم نيست) گفتم: آن حضرت چه فرمود؟ گفت: فرمود:« همه آنان از قريش اند».
34- عبدالله بن عَمْرو گفت شنيدم رسول خدا(ص) مي فرمايد:« پس از من دوازده جانشين خواهد بود».
35- ابو طُفَيل گويد: عبدالله بن عَمْرو به من گفت:« اي اباطُفَيل دوازده تن از بَني كعب بن لُؤَيّ را شماره كن پس از آن جنگ و خونريزي خواهد شد».
36- جابر بن سَمُره گويد: شنيدم رسول خدا(ص) مي فرمايد:« اين امر همواره پيروز خواهد بود و هر كس با آن به ستيزه برخيزد به آن نقصاني نمي رساند تا بوده باشد دوازده تن پيشوا كه خلفاي من هستند و همه آنان از قريش اند».
37- مَسروق( ابو عائشة كوفيّ) گويد: ما نزد ابن مسعود بوديم پس مردي به او گفت: آيا پيامبرتان به شما خبر داده است كه پس از او چند جانشين خواهد بود؟ جواب داد: آري، ولي هيچ كس پيش از تو آن را از من نپرسيده بود، البتّه تو از نظر سن جوانترين فرد قوم هستي، من از پيامبر شنيدم كه مي فرمود: « پس از من (خلفا) به شُمارِ نقيبان موسي(ع) خواهند بود»
38- ابو خالد والبّي گويد: شنيدم از جابر بن سَمُرَه كه گفت:« رسول خدا(ص) فرمود هر كه با اين شريعت به ستيز برخيزد به آن آسيبي نمي رساند تا دوازده جانشين بگذرند كه همه آنان از قريش اند»
و روايات در اين معني[ از طُرُق اهل سنّت] بسيار است كه دلالت بر اين دارد كه منظور رسول خدا(ص) خاطر نشان ساختن آن دوازده نفر و اينكه آنان جانشينان او هستند، بوده است و فرمايش ان حضرت در پايان حديث اوّل كه:    « سپس آشوب مي شود» خود روشنگرترين دليل است بر آنچه در روايات پيوسته آمده كه پس از سپري شدن زمان قائم(ع) پنجاه سال آشوب روي خواهد داد. و نيز بر اينكه رسول خدا(ص) از ذكر آن دوازده خليفه منظوري جز ائمه(ع) كه همه جانشينان او مي باشند، نداشته است، زيرا شمار كساني كه پس از وي از زمان اميرالمؤمنين تا كنون به مُلكْ و حكومت رسيده اند از دوازده و دوازده مي گذرد، پس فرمايش رسول خدا(ص) در مورد دوازده نفر، تنها تصريح بر امامان دوازده گانه است، همان جانشينان كه همواره با قرآنند و قرآن با ايشان، از قرآن جدا نمي شوند تا در كنار حوض بر او وارد شوند.
سپاس خداوند را به پاسِ آشكار ساختن حجّت و به پا داشتن آن با دلايل روشن و تابناك، سپاسي كه به پاي نعمت او رسد، همچنين شكر خدا را كه به ما پاكي ولادت و هدايت به نور خويش ارزاني داشت به آنچه در خورِ سپاسگزاري اوست و براي هميشه، بدان پايه كه از ما خشنود گردد.
و اين باب به اذن خداي تعالي دلالت و برهان و تأكيدي را كه بايسته حجّت بر هر مخالف ستيزه گر و ترديد كننده و سرگرداني است افزون مي سازد به يادآوري آنچه بدان فراخوانده شده از ذكر امامان دوازده گانه كه در تورات و غير از آن كتاب آورده شده تا خواننده اين كتاب بداند كه حقّ هر چه بيشتر شرح داده شود انوارش پر فروغ تر و چراغهايش روشن تر و پرتو آن خيره كننده تر خواهد شد، از جمله چيزهايي كه در تورات نگاشته است و دلالت بر دوازده امام دارد عبارت از فرمايش خداي عزّوجلّ در سفر اوّل( باب هفدهم آيه 21) است كه در بخشي از قُصه اسماعيل پس از پايان يافتن داستان ساره از آن ياد كرده و خداي تعالي آن را در موردِ كارِ ساره و فرزندش، به ابراهيم(ع) خطاب فرموده كه:« من خواسته تو را درباره اسماعيل اجابت كردم و دعُاي تو را در حقّ او به بركت يابي شنيدم و من جدّاً و باز جداً او را فزوني خواهم داد و در آينده نه چندان دور دوازده پيشواي بزرگ از او پديد خواهند آمد، من آنان را اماماني خواهم ساخت به سان قبيله اي بزرگ» و عبدالحليم بن حسين سَمُريّ – كه رحمت خدا بر او باد -  براي من خواند آنچه از نامهاي امامان (ع) به زبان عبري و عدد آنان را كه مردي از يهود كه به او حسين بن سليمان گفته شد و از علماء يهود در اَرجّان بود، و براي او در شهر ارجّان املاء كرده بود كه من آن را به لفظ خود او ثبت كرده ام ، و در ميان آنچه او خواند اين بود كه از فرزندان اسماعيل- كه در تورات اشموعيل است- شخصي به نام« مامد » يا « مايد » يعني محمّد برانگيخته مي شود كه آقا مي باشد و از دودمان او دوازده مرد پيشوايان و سروران خواهند بود كه به آنان اقتدا مي شود، و نامهايشان عبارت است از: «تقوبيت، قيذوا، ذبيرا،مفسورا، مسموعا، دوموه، مثبو، هذار، يثمو، بطور، نوقس و قيدموا».
از اين مرد يهودي سؤال شد اين اسمها در كدام سوره است؟ او يادآور شد كه آن در مشلي سليمان يعني قصّه سليمان(ع) است و همچنين از ان نوشته اين عبارت را خواند:« وليشمعيل شمعتيخا هنيي برختي اوتوو هيفريتي اوتو وهيريتي اوتو بمئد مئد شنيم عاسار نسيئيم يولد ونتتيو لغوي غادل».
و گفت معني اين كلام اين است كه از تبار اسماعيل فرزند پربركتي پديد خواهد آمد كه درود من و رحمت من بر او باد ، از خاندان او دوازده مرد، زاده خواهد شد كه مقام بلند يابند و مورد اكرام واقع و معظّم شوند،  و نام و آوازه اين مرد بلند مي شود وشكوه مي يابد و آوازه اش بالا خواهد گرفت، اين سخن و تفسير آن بر موسي بن عمران بن زكرّياي يهودي خوانده شد و او درستي آنرا تأكيد كرد و در اين مورد اسحاق بن ابراهيم ابن بختويه يهوديّ فَسَوي نيز چنين گفت و سليمان ابن داوود نوبنجانّي نيز همان سخن را گفت، اكنون پس از گواهي كتاب خداي عزّوجلّ و روايت شيعه از پيامبر و امامانش و روايت اهل سنّت از رجال خود و همچنين گواهي كتب پيشينه و اهل آن كتاب بر صحّت وجود امامان دوازده گانه، ديگر براي پژوهنده هدايت و يا طالب حقيقت، و يا ستيزه جوي معاند و منكر چه حجتّي واجب آيد و چه دليلي است كه بايد آشكار شود و چه حقّ