رى از پيش حضرت صادق گذشت ديدند كه باريك شتر گشته است بصاحب شتر گفتند كه عدالت كن براين شتر كه خدا عدالت را دوست دارد.
احاديث معتبره منقول است كه حضرت امام زين العابدين ((عليه السّلام )) بيست حج كردند بر شترى ويك تازيانه بر آن نزدند.
در احاديث معتبره منقول است كه هيچ صاحب روحى را چيزى برويش مزنيد كه تسبيح پروردگار مى گويد و هرچيزيرا حرمتى است و حرمت حيوانات در روى ايشان است و از ابوذر رضى الله عنه منقول است كه چهارپايان ميگويند كه خداوندا مالك نيكوئى بما كرامت فرما كه رفق و مدارا كند با ما و نيكى كند بما و آب وعلف بما بخوراند و عنف و تعدى بر مانكند.
بدوسند معتبر از حضرت صادق ((عليه السّلام )) وامام موسى ((عليه السّلام )) منقول است كه هردابه كه صاحبش خواهد بر او سوار شود در آنوقت مى گويد اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ لِى رَحيمًا يعنى خداوندا اورا بمن مهربان گردان .
در روايت معتبره ديگر از حضرت صادق ((عليه السّلام )) منقول است كه شخصى ديد ابوذر رضى الله عنه را كه در ربذه الاغ خود را آب ميداد از او پرسيد كه مگر كسى ندارى كه براى تو اين الاغ را آب دهد گفت شنيدم از رسول خدا ((صلّى اللّه عليه وآله وسلم )) كه فرمود هيچ دابه نيست مگر آنكه هرصبح از خدا سؤ ال مى كند كه خداوندا روزى كن مرا صاحب شايسته نيكوئى كه مرا از علف سير واز آب سيراب گرداند و زياده از توانائى مرا تكليف نكند باين سبب ميخواهم كه خود آنرا آب بدهم .
درحديث موثق از صفوان شتر دار منقول است كه گفت شترى براى حضرت امام جعفر صادق ((عليه السّلام )) خريدم به هشتاد درهم چون به خدمت آن حضرت بردم فرمود آه آيا كجاوه ميتواند برداشت پس من كجاوه بار كردم و بحضرت عرض كردم حضرت فرمود كه اگر مردم بدانند كه حق تعالى چهارپايان ضعيف را چگونه توانائى باربرداشتن مى دهد هرگز چهارپاى گران نخرند.
درحديث ديگر از ابن ابى يعفور منقول است كه حضرت صادق ((عليه السّلام )) ديدند كه من پياده راه ميروم فرمودند كه چرا سوار نمى شوى گفتم كه شتر من ضعيف است ميخواهم كه بارش سبك باشد فرمود كه مگر نميدانى كه شتر ضعيف وقوى هردو را خداى تاب و توانائى بار برداشتن ميدهد.
در چند حديث معتبر از رسول خدا ((صلّى اللّه عليه وآله وسلم )) منقول است كه بر كوهان هرشتر شيطانى نشسته است آنرا بكار فرمايد ونرم كنيد و نام خدا بر آن ببريد دروقت سوار شدن و بار كردن و در حديث معتبر ديگر منقول است كه هرشتريكه هفت مرتبه آنرا بحج ببرند و در موقف عرفات حاضر شود البته حق تعالى آنرا از چهارپايان بهشت گرداند و در حديث ديگر پنج و در حديث ديگر سه هم وارد شده است .
از حضرت صادق ((عليه السلام )) منقول است كه هركه بر شتر باردارى سوار شود و خود را از آن بيندازد در وقت پائين آمدن و بميرد داخل جهنم مى شود.
در حديث ديگر فرمود كه هرگاه چهار پائى در زير كسى بسر در آيد و صاحبش باو بگويد تعست يعنى هلاك شوى چهارپا مى گويد تعس ‍ اعصانا للرب يعنى هلاك شود هركه نافرمانى پروردگار خود بيشتر كرده است .
در حديث معتبر از حضرت رسول ((صلى الله عليه وآله وسلم )) منقول است كه اگر دابه رم كند آنرا نزنيد و در سر در آمدن مزنيد آنرا.
در حديث ديگر فرمود كه بر روى چهارپا پا بر روى پاى ديگر مگذاريد، تا آنكه بيك جانب ميك مكنيد و پشتش را مجلس مكنيد كه ايستاده بر روى آن صحبت بداريد بلكه وقتيكه راه نرود فرود آئيد و چون خواهيد براه برويد سوار شويد.
از حضرت على بن الحسين ((عليه السلام )) منقول است كه حيوانات از چهار چيز غافل نمى باشد پروردگار خود را ميشناسد و مرگ را ميدانند و نر وماده مى شناسد و چراگاه خوب را ميدانند.
از حضرت صادق ((عليه السلام )) پرسيدند كه در چه وقت دابه را بزنيم براى راه رفتن فرمود كه اگر بآن روشى كه دروقت جو بطويله خود مى رود نرود آنرا بزن .آنچه در مورد كسي كه ادّعاي امامت كند و كسي كه خود را با اينكه امام نيست امام پندارد روايت شده و نيز روايات مربوط به اينكه هر پرچمي پيش از قيام حضرت قائم (ع) برافراشته شود صاحبش طاغوت خواهد بود
1- يونس بن ظَبيان گويد: امام صادق(ع) در مورد فرمايش خداي عزّوجلّ كه فرموده:« در روز قيامت خواهي ديد آن كسان كه بر خداوند دروغ بسته اند چهره هايشان سياه شده است[ آيا جز در جهنّم جايگاهي براي خودْ بزرگْ بينان است؟] » فرمود:« منظور كسي است كه خود را امام پندارد در حاليكه واقعاً امام نيست»
2- عمران اشعريّ از امام صادق (ع) روايت كند كه آن حضرت فرمود:« سه كس هستند كه خداوند در روز قيامت به ايشان نمي نگرد( مشمول خشم و غضب الهي هستند) و آنان را پاك نمي سازد- يعني از آلودگي هاي گناه- و عذابي دردناك براي آنان است: كسي كه پندارد او امام است و در حقيقت امام نباشد، ديگر كسي كه در باره امام حقّ چنين پندارد كه او امام نيست درحاليكه كه واقعاً امام است، و بالأخره كسي كه پندارد دو نفر ياد شده بهره اي از اسلام دارند».
3- ابن أبي يعفور گويد: از امام صادق(ع) شنيدم مي فرمود:« سه كس هستند كه در روز قيامت خداوند با ايشان سخن نمي گويد و آنان را پاك نمي سازد و برايشان عذاب دردناكي مقرّر است : كسي كه مُدّعي امامتي از جانب خدا شود كه براي او مقرّر نشده؛ و كسي كه امامي( منصوب) از طرف خدا را انكار كند؛ و كسي كه پندارد براي اين دو گروه از اسلام بهره اي است». 
4- محمّد بن تمّام گويد:« به امام صادق عرض كردم: فلان شخص به شما سلام مي رساند و برايتان پيغام فرستاده كه : ضامن شفاعت براي من شويد. فرمود: آيا از طرفداران ماست؟ عرض كردم بلي. فرمود: كار او بالاتر از آن است. راوي گويد: عرض كردم: او مردي است كه علي را دوست مي دارد( از طرفداران اوست) ولي با كسي كه اوصياء است( اوصياء پس از اوست ) آشنا نيست، آن حضرت فرمود: شخص گهراهي است، عرض كردم: به همه امامان اقرار دارد و امام آخر را انكار مي كند، فرمود: او مانند كسي است كه به عيسي (ع) اقرار داشته باشد ولي محمّد (ص) را انكار كند يا به محمّد(ص) اقرار داشته باشد و عيسي (ع) را انكار كند. به خدا پناه مي بريم از انكار حُجّتي از حُجّت هاي خدا».
پس هر كه اين حديث را مي خواند و اين نوشته به او مي رسد بايد بپرهيزد از اينكه امامي از امامان را انكار كند يا خويشتن را نابود سازد با اقرار دادن خود در وضعي كه منزلت او در آن وضع به مثابه كسي باشد كه نبوّت محمّد (ص) يا عيسي(ع) را انكار كرده است.
5- سوره بن كُلَيب از امام باقر(ع) نقل كند كه آن حضرت فرمود: قول خداي عزّوجلّ:« روز قيامت خواهي ديد كساني كه به خدا دروغ بسته اند صورتشان سياه شده باشد مگر جز در جهنّم جايگاهي براي مُستكبران است؟» ناظر به كسي است كه خود را امام پندارد با اينكه واقعاً امام نيست، عرض كردم اگرچه علوي و فاطمي باشد؟ فرمود هر چند علوي و فاطمي باشد».
6- زيد شحّام گويد:« از امام جَعْفَر صادق(ع) پرسيدم آيا رسول خدا(ص) امامان (ع) را مي شناخت فرمود: نوح(ع) آنان را مي شناخت گواهش فرمايش خداي عزّوجلّ است كه:« خداوند ديني را براي شما تشريع كرده كه نوح را بدان سفارش ف