آله وسلم )) منقول است كه هركه سوار شود و آية الكرسى بخواند پس بگويد اَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذى لااِل هَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لى ذُنُوبى فَاِنَّهُ لايَغْفِرُ الذُّنُوبَ اِلاّ اَنْتَ حق تعالى بملائكه خطاب فرمايد كه بنده من ميداند كه گناهان را غير از من كسى نميامرزد پس گواه باشيد كه گناهان اورا آمرزيدم .
از حضرت امير المؤ منين ((عليه السلام )) منقول است كه چون سوار شويد بر چهارپايان ، خدا را ياد كنيد و بگوئيد سُبْحانَ الَّذى سَخَّرَ لَنا هذا وَما كُنّا لَهُ مُقْرِنينَ وَاِنّا اِلى رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ.
از على بن ربيعه منقول است كه حضرت امير المؤ منين ((عليه السلام )) چون پا در ركاب گذاشتن گفتند بسم الله پس چون درست سوار شدند اين دعا خواندند اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى كَرَّمْنا وَحَمَلْنا فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقَنا مِنَ الطَّيِّباتِ وَفَضَّلْنا عَلى كَثيرٍ مِمَّ خَلَقَ تَفْضيلاً سُبْحانَ الَّذى سَخَّرَ لَنا هذا وَما كُنّا لَهُ مُقْرِنى نَ پس سه مرتبه سُبْحانَ اللّهِ وسه مرتبه اَلْحَمْدُ لِلّهِ وسه مرتبه اَللّهُ اَكْبَرُ فرمودند پس اين دعا خواندند رَبِّ اغْفِرْ لى فَاِنَّهُ لايَغْفِرُ الذُّنُوبَ اِلاّ اَنْتِ.
در روايت ديگر منقول است كه چون حضرت صادق ((عليه السلام )) پا در ركاب مى گذاشتند ميفرمودند سُبْحانَ الَّذى سَخَّرَ لَنا هذا وَما كُنّا لَهُ مُقْرِنينَ وهفت مرتبه اَلْحَمْدُ لِلّهِ وهفت مرتبه لااِلهَ اِلاّ اللّهُ ميگفتند و در روايت ديگر منقول است كه چون آنحضرت سوار شتر ميشدند اين دعا ميخواند بِسْمِ اللّهِ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ سُبْحانَ الَّذى سَخَّرَ لَنا هذا وَما كُنّا لَهُ مُقْرِنينَ وَاِنّا اِلَى رِبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ.
از حضرت رسول ((صلى الله عليه وآله وسلم )) منقول است كه بر كوهان هر شترى شيطانى هست چون سوار آن شويد چنانچه خدا فرموده است بگوئيد سُبْحانَ الَّذى سَخَّرَ لَنا هذا وَما كُنّا لَهُ مُقْرِنينَ.
در حديث معتبر منقول است كه چون چهارپاى حضرت رسول ((صلى الله عليه وآله وسلم )) بسر در ميامد يا پايش ميلغزيد اين دعا ميخواندند اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنْ زَوالِ نِعْمَتِكَ وَمِنْ تَحْويلِ عافِيَتِكَ وَمِنْ فُجاءَةِ نَقْمَتِكَ.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بخدمت حضرت صادق ((عليه السلام )) شكايت كرد كه دابه من گهگير است و در هنگام رفتار يكدفعه ميايستد حضرت فرمود كه اين آيه در گوشش بخوان اَوَلَمْ يَرَوا اَنّا خَلَقْنا لَهُمْ مِمّا عَمِلَتْ اَيْدينا اَنْعامًا فَهُمْ لَها مالِكُونَ وَذَلَّلْناها لَهُمْ فَمِنْها رَكُوبُهُمْ وَمِنْها يَاءْكُلُونَ.
در حديث حسن از حضرت صادق ((عليه السلام )) منقول است كه لازم است كه سواره باخبر كند پياده گانرا كه بايشان آزار نرساند چهار پاى او، وفرمود كه روزى حضرت امير المؤ منين ((عليه السلام )) سوار شدند جمعى پياده با حضرت رواين شدند فرمود كه آيا كارى داريد؟ گفتند نه وليكن ميخواهيم كه در ركاب تو راه رويم فرمود كه برگرديد كه راه رفتن پياده با سواره باعث غرور و فساد سواره و موجب مذلت و خوارى پياده است .
درحديث ديگر از عبدالله بن عطا منقول است كه گفت روزى بخدمت حضرت امام محمد باقر ((عليه السلام )) رفتم فرمود كه دوچهارپا براى ما زين كن رفتم الاغى و استرى را زين كردم استر را پيش بردم كه آنحضرت سوار شوند فرمود كه الاغ را پيش بياور كه بهترين چهارپايان نزد من الاغ است و استر را خود سوار شو پس الاغ را آوردم و ركاب را گرفتم چون سوار شدند گفتند اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى هَدانا لِلاِْسْلام وَعَلَّمْنا الْقُرْآنَ وَمَنَّ عَلَيْنا بِمُحَمَّدٍ ((صلى الله عليه وآله وسلم )) وَالْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى سَخَّرَ لَنا هذا وَما كُنّا لَهُ مُقْرِنينَ واِنّا اِلى رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ پس روانه شدند و در اثناى راه ديدم كه الاغ شوخى در رفتار ميگرد حضرت خودرا به پيش زين چسبانيد عرض كردم يابن رسول الله مگر شما را آزارى هست فرمود كه نه رسول خدا ((صلى الله عليه وآله وسلم )) الاغى داشت كه آنرا عفير مى ناميدند و چون سوار آن ميشدند از شادى آنكه آنحضرت بر آن سوارشده است شوخى در رفتار ميكرد كه دوشهاى مبارك آنحضرت را بحركت مياورد و انحضرت خود را به پيش زين ميچسبانيد و ميفرمود اَللّهُمَّ لَيْسَ مِنّ وَلكِنْ ذا مِنْ عَفيرِ يعنى خداوندا اين از من نيست وليكن اين خيلا و تبختر از عفير است من نيز چنين كردم . اى عزيزان تفكر كنيد كه آن بزرگواران از خيلا و نخوت رفتار انديشه داشته اند و موجود خدا عذر مى طلبيده اند پس آنانكه بر اسبهاى تازى نژاد خوش رفتار به آن نخوت و غنج ودلال سوار ميشوند و بر آسمان و زمين به رفتار خود منت مى نهند و غير خود كسى را موجود نميشمارند چگونه عذر خواهند خواست .
در حديث معتبر از حضرت صادق ((عليه السلام )) منقول است كه آيا شرم نمى كنيد شما بر روى چهارپاى خود خوانندگى ميكنيد و آن در زير شما تسبيح پروردگار خود مى گويد؟
از حضرت امير المؤ منين ((عليه السلام )) فرمود كه چهارپاى من هرگز بسر نيامد زيرا كه هرگز من بر روى زراعت كسى آنرا نراندم و كشت زار كسى را پامال نكردم .
فصل پنجم : در آداب پياده رفتن  
بعضى از احاديث اين فصل در آداب كفش و جامه پوشيدن گذشت .
در حديث معتبر ازحضرت موسى بن جعفر ((عليه السلام )) منقول است كه تند را رفتن حسن مؤ من را ميبرد.
در حديث حسن از حضرت رسول ((صلى الله عليه وآله وسلم )) منقول است كه زنان بايد در كنار راه بروند و درميان راه نروند.
درحديث ديگر فرمود كه سواره احق است بميان جاده راه رفتن از پياده وپارهنه احق است ميان راه از كسيكه كفش پوشيده است .
درحديث معتبر منقول است كه حضرت زين العابدين ((عليه السلام )) چنان بهموارى راه مى رفتند كه گويا مرغ بر سر آنحضرت نشسته است و ميترسد كه پرواز كند ودست راست آنحضرت بر دست چپ پيشى نمى گرفت .
در حديث معتبر از حضرت رسول ((صلى الله عليه وآله وسلم )) منقول است كه هركه راه مى رود بر زمين از روى خيلا و تكبر لعنت كند اورا زمين و آنچه در زمين است و آنچه در بالاى زمين است .
در حديث ديگر فرمود كه هرگاه كر گوشى كنند امت من از سائلان دروقتيكه از ايشان چيزى طلبند واز روى تبختر راه روند پروردگار من بعزت خود سوگند خورده است كه ايشان را بيكديگر عذاب كند.
درحديث ديگر فرمود هرگاه امت من در رفتار تبختر كنند و دستها را كشند و خدمت ايشان كنند غلامان فارس و روم در ميان ايشان فتنه وفساد باشد و بر يكديگر شمشير كشند.
در حديث ديگر فرمود كه هركه باعصا راه رود از روى تواضع و شكستگى در سفر و حضر بهرگامى براى او هزار حسنه نوشته شود و هزار گناه از او محو شود هزار درجه براى او بلند شود.
در حديث ديگر فرمود كه عصا بدست بگيريد كه از سنتهاى پيغمبران است و بن