ى اسرائيل صغير وكبير وجوان وپيرانشان عصا در دست مى گرفتند تا آنكه خيلا و تكبر نكنند در راه رفتن و فرمود كه بر داشتن عصا پريشانى را بر طرف ميكند وشيطان نزديك او نمى آيد.
از حضرت صادق ((عليه السلام )) مرويست كه اگر عاقلى بايد بهرجانب كه متوجه شوى اول نيت خود را درست كنى و غرض صحيح براى حركت خود قرار دهى و نهى كنى نفس را از آنكه امر نامشروعى را منظور داشته باشد و بايد كه در راه رفتن پيوسته در فكر و انديشه باشى و در هر قدمى از عجائب صنع الهى عبرت بگيرى و در رفتار تبختر نكنى و ديده خود را نپوشى او چزيكه در دين خدا پسنديده نيست و پيوسته مشغول ذكر خدا باشى بدرستى كه مواضعى كه در آن ذكر خدا كرده ميشود شهادت ميدهند براى او در قيامت و استغفار ميكنند براى او تا داخل بهشت شود و در راه با مردم بسيار سخن مگو كه خلاف ادب است و اكثر راهها كمين گاه شيطان است از مكر او غافل مباش ‍ وچنان كن كه رفتن و برگشتنت در طاعت خدا باشد و رفتارت براى چيزى باشد كه موجب خوشنودى خداست بدرستى كه جميع حركات تو در نامه عملت نوشته مى شود.فصل ششم : در نگاه داشتن شتر و گاو و گوسفند 
در حديث معتبر منقول است كه از حضرت رسول ((صلى الله عليه وآله وسلم )) پرسيدند كه كدام مال بهتر است فرمود زراعتى كه آدمى بكارد و در وقت درو كردن حق خدا را بدهد گفتند بعد از رزاعت ديگر كدام مال بهتر است فرمود شخصى كه گوسفندى چند داشته باشد و هرجا كه آب و علفى يابد آنها را بچراند و نماز را بجا آورد و زكوة مال خود را بدهد گفتند كه بعد ازگوسفند كدام مال بهتر است فرمود كه گاو كه در بامداد و پسين شير مى دهد، گفتند كه بعد از گاو كدام مال بهتر است ؟ فرمود آنها كه پا در گل فروبرده و در خشك سال ميوه مى دهند يعن درختان خرما پس فرمود كه نيكو مالى است درخت خرما هركه آن را بفروشد قيمتش از بابت خاكسترى است كه بر سر كوه بلندى در باد تند رها كنى مگر آنكه بعوض آن درخت خرماى ديگر بخرى پرسيدند كه بعد از درخت خرما ديگر كدام مال بهتراست حضرت جواب نفرمودند شخصى گفت كه چرا شتررا نفرمودند فرمود كه در شتر مشقت وتعب و دورى منزل هست وصبح خرج مى خواهد و شام خرج ميخواهد.
درحديث ديگر فرمود كه گوسفند وقتيكه رو ميكند رو كرده است ووقتيكه پشت مى كند روكرده است يعنى وقتى كه مرگ در ميانشا ميافتد هم مى كشى مى خورى و نقصان نمى كنى و كاو وقتيكه رو مى كند رو كرده است و در وقتيكه پشت مى كند پشت كرده است و شتر همسايه شيطان است و اگر رو مى كند پشت كرده است و اگر پشت مى كند پشت كرده است يعنى وقتيكه خوبست هم براى صاحبش ضرر دارد و نفع ندارد گفتند يارسول الله بعد از آنچه شما در باب شتر فرموديد كى نگاه خواهد داشت فرمود كه هميشه بدبختان و فاجران هستند كه آن را نگاه مى دارند.
در حديث ديگر فرمود كه نه عشر روزى در تجارت است و يك عشر آن در نگاه داشتن گوسفندان و درحديث ديگر فرمود كه بر شما باد به نگاه داشتن گوسفندان كه هر بامداد وپسين نفعشان به شما ميرسد.
درحديث معتبر ديگر منقول است كه فرمود شتر باعث عزت اهلش است ، درحديث صحيح منقول است كه حضرت صادق ((عليه السلام )) بصفوان شتر دار فرمود كه شترى براى من بخر و بايد كه بد صورت باشد كه عمرش دراز تراست و درحديث ديگر منقول است كه فرمود كه شتران سياه بد صورت بخر كه عمرشان درازتر ميباشد.
درحديث معتبر ديگر فرمود كه شتران سرخ مو مخريد كه عمرشان كوتاه تر ميباشد.
از حضرت رسول ((صلى الله وآله وسلم )) منقول است كه از ميان قطار شتر بدر مرويد زيرا كه هيچ قطار شترى نيست مگر آنكه درميان هردوشتر شيطان هست .
درحديث حسن منقول است كه حضرت زين العابدين ((عليه السلام )) براى اكرام خود شترى بصد اشرفى مى خريدند و سوارميشدند.
درحديث معتبر ازحضرت اميرالمؤ منين ((عليه السلام )) منقول است كه يكى از حاملان عرش بصورت گاو است و گاو سيد وبهترين حيوانات است و درميان حيوانات خوش روتر و سرافراز تر ازگاو نبود تا آنكه بنى اسرائيل گوساله پرستيدند آن ملكى كه بصورت گاو است از شرم سر در زير افكند و باين سبب هرگاوى چنين شد و از شرم نگاه بجانب آسمان نمى كنند.
از حضرت رسول ((صلى الله عليه وآله وسلم )) منقول است كه مخوريد گوشت و شير شترى را كه فضله آدمى را خورد و سوار آن مشويد تا چهل روز آن را علف بدهيد و علما خوردن گوشت و شيرش را حرام مى دانند و سواريش را مكروه ميدانند و اين حكم دارد حيوانات ديگر هم و پاك كردن آنها بآن ميشود كه علف پاك بخورانند بآنها درمدتى چند كه براى هريك مقررشده است و در كتابهاى علما مذكور است .
فصل هفتم : در آداب خريدن و نگاه داشتن حيوانات 
در حديث معتبر از حضرت موسى بن جعفر ((عليه السلام )) منقول است كه هركه چهارپائى بخرد بر جانب چپ آن بايستد وموى پيشانيش را بدست راست بگيرد و بر سرش بخواند سوره حمدوقل هو الله احد و قل اعوذ بر الناس و قل اعوذ برب الفلق وآخر سوره حشر لَوْ اَنْزَلْنا هذا الْقُرْآانَ عَلى تا آخر سوره و آخر سوره بنى اسرائيل قُلِ ادْعُوا اللّهِ اَوِادْعُوا لرَّحْمنَتاآخر سوره و آية الكرسى پس چون چنين كند آن چهار پا امان يابد از جميع آفتها.
درحديث موثق از حضرت امام جعفر صادق ((عليه السلام )) منقول است كه چون كنيزى خواهى بخرى بگو اَللّهُمَّ اَسْتَشيرُكَ وَاَسْتجيرُكَ وچون حيوانى خواهى بخرى بگو اَللّهُمَّ قَدِّر لى اَطْوَلَهُنَّ حَيوةً وَاَكْثَرَهُنَّ مَنْفَعَةً وَخَيْرَهُنَّ عاقِبَةً ودر حديث صحيح منقول است كه على بن جفعر از حضرت امام موسى ((عليه السلام )) سؤ ال كرد كه آيادابه را بر رويش ميتوان زد و رويش را داغ ميتوان كرد فرمود كه باكى نيست يعنى حرام نيست اما مكروهست چنانچه درحديث موثق منقول است كه از حضرت صادق ((عليه السلام )) پرسيدند از داغ كردن حيوانات فرمود كه در غير رويش داغ ميبايد كرد و در حديث ديگر فرمود كه حضرت رسول ((صلى الله عليه وآله وسلم )) نهى فرمود از آنكه حيوانات را در رويش داغ بكنند يا چيزى بر رويش بزنند زيرا كه تسبيح پروردگار مى گويند.
درحديث ديگر از آنحضرت پرسيدند از داغ كردن روى گوسفندان فرمود كه داغ را در گوش ايشان بزنيد.
از حضرت رسول ((صلى الله عليه وآله وسلم )) منقول است كه دروقت دوشيدن شير حيوانات اندك شيرى در پستان بگذاريد تا زود جمع شود و پستان كه اگرتمام را بدوشيد شير دير تر ميايد.
درحديث ديگر فرمود كه خوابگاه گوسفندان را پاك كنيد و آنچه از بينى آنها بيرو ميايد پاك كنيد و نماز در طويله آنها بكنيد كه گوسفندان از حيوانات بهشت است .
از حضرت امام موسى ((عليه السلام )) منقول است كه صفير مكنيد براى گوسفندان در وقت رفتن وصدا بزنيد ايشان را براى بر گشتن .
در حديث معتبر منقول است كه از آنحضرت پرسيدند از خصى كردن حيوانات فرمود باكى نيست .
از حضرت امام محمد باقر ((عليه السلام )) منقول است كه كراهت دارد خصى كردن حيوانات و بجنگ انداختن آنها بايك ديگر.
درحديث ديگر فرمود كه روزى حضرت امير المؤ منين ((عليه السلام )) در راهى گذشتند كه ح