وَلا اَعْلَمُ وَتَقْدِرُ وَلا اَقْدِرُ وَاَنْتَ عَلاّمُ الْغُيُوبُ.
در روايت ديگر منقول است كه چون خواهى پى كارى بروى و آفتاب اندكى بلند شده باشد كه سرخى شعاعش بر طرف شده دوركعت نماز بكن و درركعت اول بعد از سوره حمل سوره قل هو الله احد و در ركعت دوم قل يا ايها الكافرون بخوان پس چون سلام بگوئى اين دعا بخوان اَللّهُمَّ اِنّى غَدَوْتُ اَلْتَمِسُ مِنْ فَضْلِكَ كَما اَمَرْتَنِى فَارْزُقْنى مِنْ فَضْلِكَ رِزْقًا حَسَنًا واسِعًا حَلالاً طَيِّبًا وَاعْطِنِى فيما رَزَقَنى الْعافِيَةَ غَدَوْتُ بِحَوْلِ اللّهِ وَقُوَّتِهِ غَدَوْتُ بَغَيْرِ حَوْلٍ مِنّى وَلا قُوَّةٍ وَلكِنْ بِحَوْلِكَ وَقُوَّتِكَ وَاَبْرَءُ اِلَيْكَ مِنَ الْحَوْلِ وَالْقُوَّةِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْاَلُكَ بَرَكَةً هذَا الْيَوْمِ فَبارِكْ لى فى جَميعِ اُمُورى يااَرْحَمَ الرّاحِمينَ وَصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَيِّبينَ ودر فقه الرضا مذكور است كه چون خواهى متاعى را ببندى و نگاه دارى آية الكرسى بخوان وبنويس در ميان متاع بگذار و اين دعا را بخوان با آية الكرسى بنويس ‍ وَجَعَلْنا مِنْ بَيْنِ اَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَاَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لايُبْصِروُنَ لاضَيْعَةَ عَلَىَّ ما حَفِظَ اللّهُ فَاِنْ تَوَلَّوا فَقُلْ حَسْبِىَ اللّهُ لااِلهَ اِلاّهُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشَ الْعَظيمِ چون چنين كنى آن متاع از هر بلائى محفوظ بماند و فرمود كه اگر مالت تلف شود اين دعابخوان اَللّ هُمَّ اِنّى عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ وابْنُ اَمَتِكَ وَفى قَبْضَتِكَ ناصِيَتى بِيَدِكَ تَحْكُمُ فيما تَشاءُ وَتَفْعَلُ ماتُريدُ اَللّهُمَّ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى حُسْنِ قَضاءِكَ وَبَلاءِكَ اَللّهُمَّ هُوَ مالُكَ وَرِزْقِكَ وَاَنَا عَبْدُكَ خَوَّلْتَنى حَيْنَ رَزَقتَنى اَللّهُمَّ فَاَلْهِمْنى شُكْرَكَ فيه وَالصَّبْرَ عَلَيْهِ حينَ اصبْتُ وَاَخَذْتُ اَللّهُمَّ اَنْتَ اَعْطَيْتَ وَاَنْتَ اَصَبْتَ اَللّهُمَّ لاتَحْرِمْنى ثَوابَهُ وَلا تَنْسِنى مِنْ خَلْفِهِ اَوْفى دُنْياىَ وَآخِرَتى اِنَّكَ عَلى ذلِكَ قادِرٌ اَللّهُمَّ اَنَا لَكَ وَاِلَيْكَ وَمِنْكَ اَمْلِكُ لِنَفْسى نَفْعًا ولا ضَرًّا.
درحديث معتبر از حضرت رسول ((صلى الله عليه وآله وسلم )) منقول است كه بدترين بقعه هاى زمين بازارهاست و آنها ميدان شيطانند هر روز بامداد علم خودرا در بازارها ميزند و كرسى خودرا ميگذارد و بر آن مينشيند وفرزندان خود را پهن ميكند كه يكى را فريب مى دهد كه ترازو را كم ميكشد و ديگرى كيل را كم ميكند و ديگرى گز را ميدزدد و ديگرى راءس المال را دروغ ميگويد پس ميگويد بفرزندان خود كه كه بر شما باد بجماعتى كه پدر ايشان مرده است يعنى حضرت آدم و پدر شما زنده است پس بااول كسيكه داخل بازار ميشود شيطان داخل ميشود و با آخر كسيكه بيرون ميرود بيرون ميرود و بهترين بقعه هاى زمين نزد خدا مسجد هاست و محبوبترين مردم نزد خداكسى است كه زودتر بمسجد ميرود و ديرتر بيرون ميايد.
درحديث ديگر فرمود كه دشمن ترين مردم نزد خدا كسى است كه زود تر ببازار رود و ديرتر بيرون آيد.
ازحضرت صادق منقول است كه مخريد چيزى از مردمى كه كار برايشان بسته شده است كه سودا با ايشان بركت نميدارد.
درحديث ديگر فرمود كه باكردان مخالط مكنيد كه ايشان گروهيند از جنيان كه حقتعالى پرده از ايشان برداشته است .
دراحاديث معتبره وارد شده كه معامله مكنيد با جماعتى كه مرضهاى مسرى دارند مانند پيسى وخوره .
دراحاديث ديگر فرمود كه بانوكيسه سودا مكنيد و با كسى سودا كنيد كه در ميان مال و نعمت نشو و نما كرده است .
درحديث ديگر فرمود كه با مردم دون كه از دشمنان دادن و شنيدن پروا ندارند سودا مكنيد.
درحديث صحيح ديگر فرمود كه ازمانيست كسى كه فريب دهد مؤ منى را و فرمود كه حضرت رسول ((صلى الله عليه وآله وسلم )) نهى فرمود از آب در شير كردن .
درحديث حسن منقول است كه حضرت امام موسى ((عليه السلام )) بهشام فرمود كه درتاريكى وزير سفق متاع مفروش كه متاع خوش قماش ‍ مينمايد و آن غش كردن حلال نيست و فرمود كه كسيكه نخرد مگر بقسم و نفروشد مگر بقسم حقتعالى در قيامت نظر رحمت بسوى او نميفرمايد.
ازحضرت امير المؤ منين ((عليه السلام )) منقول است كه زينهار كه قسم مخوريد كه اگرچه متاع را روا ميكند امابركتش را ميبرد.
ازحضرت رسول ((صلى الله عليه وآله وسلم )) منقول است كه كسيكه ميفروشد و ميخرد روزى مييابد و كسيكه نگاه ميدارد براى آنكه گران شود ملعونست وفرمود كه قافله كه متاع آورد كسى آنرا بيرون استقبال نكند بگذاريد كه داخل شهر شوند و شهرى و كيل نشود در خريدن و فروختن براى باديه نشينان ، خدا بعضى از مسلمانان را بسبب بعضى ديگر روزى ميدهد.
درحديث معتبر منقول است كه حضرت صادق ((عليه السلام )) باسحاق بن عمار فرمود كه فرزند خودرا بصرافى مده كه صراف از ربا سالم نميماند و بكفن فروشى مده كه كفن فروش آرزوى مرگ مردم ميكند و بسيار مردن اورا خوش مى آيد و بجو وگندم فروش مده كه سالم نمى ماند از جمع كردن نگاه داشتن براى گرانى و بسلاخى مده كه رحم را ازدلش بر طرف مى كند و كسيكه سنگين دل است از خدا دور است و ببرده فروشى مده كه بدترين مردم كسى است كه مردم را فروشد.
ازحضرت رسول ((صلى الله عليه وآله وسلم )) منقول است كه فرمودك بخاله خود غلامى بخشيدم و نهى كردم از آنكه اورا بقصابى يا حجامت كردن يا زرگرى بدهد.
دراحاديث ديگر منقول است كه اگر مزد حجامت را اول شرط نكند و آنچه بعد ازحجامت بدهند قبول كند باكى نيست و در بعضى از اخبار مذمت جولاهى وارد شده است .
درحديث ديگر منقول است كه شخصى از حضرت صادق ((عليه السلام )) پرسيدند از تعليم كردن اطفال فرمود كه مزد بر آن مگير گفت كه كتابهاى شعرى و رساله ها و مثل اينها ميخوانند اول شرط مزد خود با ايشان بكنم فرمود كه بلى اما بشرطى كه اطفال نزد تو برابر باشند و بعضى بر بعضى زيادتى ندهى .
درحديث ديگر منقول است كه بآنحضرت عرض كردند كه سنيان ميگويند كسب معلم حرام است فرمود كه دروغ ميگويند اين دشمنان خدا ميخواهند كه اطفال مردم قرآن ياد نگيرند و اگر كسى ديه فرزند خود را بمعلم بدهد بر او حلال است و بهتر آنست كه اول شرط مزد نكند و آنچه بدهند بگيرد.
دراحاديث معتبره وارد شده است كه چون قرآن را فروشيد كاغذ و جلد را فروشيد وقصد فروختن نوشته مكنيد.
درحديث صحيح از حضرت امام موسى منقول است كه باكى نيست در مزد گرفتن براى نوشتن قران .
درحديث معبر ازحضرت صادق ((عليه السلام )) منقول است كه هركه تمام شب بيدار باشد براى كسب كردن و بهره ديد خود را از خواب ندهد آن كسبش حرام است و اكثر علما حمل بر كراهت شديد كرده اند.
درحديث معتبر آن حضرت منقول است كه هركه خود را بعنوان نوكرى بمردم باجاره بدهد روزى را برخود حرام كرده و خود را از روزى خدا محروم گردانيده ا