 درختى را خلق نكرده است مگر آنكه ميوه داشت كه ميتوانست خورد چون مردم از براى خدا فرزند قائل شدند ميوه درختان برطرف شد پس چون باخدا شريك قراردادند درختان خار بهم رسانيدند والله اعلم بالصواب .
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:24.txt">1</a><a class="text" href="w:text:25.txt">2</a><a class="text" href="w:text:26.txt">3</a><a class="text" href="w:text:27.txt">4</a><a class="text" href="w:text:28.txt">5</a><a class="text" href="w:text:29.txt">6</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:231.txt">فصل اول : دربيان سفرهاى نيك و بد و ايام : و ساعات نيك و بد از براى سفر </a><a class="text" href="w:text:232.txt">فصل دوم : در دفع نحوستهاى سفر بتصدق و دعا</a><a class="text" href="w:text:233.txt">فصل سوم : در آداب غسل و نماز و دعا دروقت بيرون رفتن  </a><a class="text" href="w:text:234.txt">فصل چهارم : در ساير آداب بيرون رفتن و بيان چيزى چند كه بايد باخود بردن</a><a class="text" href="w:text:235.txt">فصل پنجم : در آداب توشه برداشتن در سفر وآداب صرف كردن آن</a><a class="text" href="w:text:236.txt">فصل ششم : در رفيق باخود بردن در سفر و آداب معاشرت ايشان  </a><a class="text" href="w:text:237.txt">فصل هفتم : دربيان ساير آداب سفر </a><a class="text" href="w:text:238.txt">فصل هشتم : در آداب راه رفتن و فرود آمدن  </a><a class="text" href="w:text:239.txt">فصل نهم : در بيان دعاهائى كه در راه و منازل بايد خواند</a><a class="text" href="w:text:240.txt">فصل دهم : در آداب سفر دريا و گذشتن از پله </a><a class="text" href="w:text:241.txt">فصل يازدهم : در آداب مشايعت و استقبال مسافر و آداب برگشتن او </a><a class="text" href="w:text:242.txt">فصل دوازدهم : در آداب اسب تاختن و تيرانداختن  </a></body></html>فصل اول : دربيان سفرهاى نيك و بد و ايام : و ساعات نيك و بد از براى سفر 
از حضرت صادق ((عليه السلام )) منقول است كه در حكمت آل داود نوشته است كه نبايد كسى سفر كند مگر از براى سه چيز سفريكه توشه آخرت در آن حاصل شود يا سفرى كه باعث مرمت امور معاش گردد يا سفرى كه از براى سيرو لذتى باشد كه حرام نباشد.
درحديث ديگرفرمود كه سفركنيد تا بدنهاى شما صحيح شود و جهاد كنيد تا غنيمت دنيا و اخرت بيابيد و حج كنيد تا مال دار و بى نيازشويد.
درحديث ديگر فرمود كه سفر قطعه ايست ازعداب چون كار شمادرسفر ساخته شود زود باهل خود برگرديد.
درحديث صحيح منقول است كه محمد بن مسلم از حضرت صادق ((عليه السلام )) پرسيد كه بزمينى ميروم كه درآنجا بغير از برف و يخ چيزى نيست فرمود كه چون مضطر است تيمم كند و ديگر بهمچنين زمينى نرود كه دينش در آنجا هلاك شود.
در حديث صحيح منقول است كه شخصى بخدمت حضرت امام موسى آمد و گفت ميخواهم بسفر روم براى من دعا كنيد فرمود كه در چه روزى ميروى ؟ گفت در روز دوشنبه از براى بركت آنروز زيرا كه حضرت رسول ((صلى الله عليه وآله وسلم )) در روز دوشنبه متولد شده است حضرت فرمود كه دروغ ميگويند حضرت رسول ((صلى الله عليه وآله وسلم )) در روز جمعه متولد شدند و هيچ روز شوم تر از روز دوشنبه نيست حضرت رسول ((صلى الله عليه وآله وسلم )) در آن روز وفات كرد و وحى آسمان ازما منقطع شد و در آن روز حق مارا از ما غصب كردند ميخواهى خبر دهم تراودلالت كنم بروز سهل آسانى كه خدا در آن روز نرم كرد آهن را از براى حضرت داود گفت بلى فرمودكه آن روز سه شنبه است .
درحديث معتبر ازحضرت صادق ((عليه السلام )) منقول است كه هركه اراده سفرى داشته باشد بايد كه در روز شنبه سفر كند كه اگر سنگى از كوهى بگردد در روز شنبه البته آنرا خدايتعالى بجاى خود برگردانيد وهركه كارها براو دشوار شود و در روز سه شنبه طلب كند كه آن روزيست كه آهن براى حضرت داود ((عليه السلام )) نرم شده است .
درحديث معتبر منقول است كه حضرت رسول خدا در روز پنجشنبه به سفر ميرفتند و ميفرمودند كه روز پنجشنبه را خدا ورسول و ملائكه دوست ميدارند.
درحديث صحيح از حضرت صادق ((عليه السلام )) منقول است كه مكروه است سفر كردن وسعى در حوائج كردن در بامداد روز جمعه از براى آنكه مبادا از نماز بازماند اما بعد از نماز از براى تبرك خوبست .
درحديث ديگر فرمود كه باكى نيست سفر كردن در شب جمعه .
از حضرت امام رضا ((عليه السلام )) منقول است كه هركه در چهارشنبه آخرماه سفركند بر رد آن جماعتى كه بفال بد ميدادند از هر بلائى نگاه داشته شود و حاجتش را خدا برآورد و در بعضى از روايات وارد شده است كه سفر مكن در روز سيم ماه بيست و چهارم و روز بيست و پنجم و روز بيست و ششم .
در روايت ديگر منقول است كه هشتم ماه و بيست وسيم ماه براى سفر خوب نيست و اگر روز هاى ماه با روزهاى هفته معارض شود رعايت روزهاى هفته كردن اولى تر است زيرا كه احاديث معتبر در ايام هفته بيشتر است .
در روايت معتبر منقول است كه هركه سفركند يازن بخواهد ماه در عقرب باشد عاقبت نيكو نيست .
فصل دوم : در دفع نحوستهاى سفر بتصدق و دعا 
درحديث صحيح ازحضرت صادق ((عليه السلام )) منقول است كه تصدق كن در هر روز كه خواهى سفر برو.
درحديث صحيح ديگر منقول است كه از آن حضرت پرسيدند كه آيا كراهت دارد سفر كردن در روزى از روزها مثل چهارشنبه و غير آن فرمودند كه افتتاح سفر خود به تصدّق بكن و هروقت كه خواهى بدر رو.
درحديث صحيح ديگر منقول است كه ابن ابى عمير گفت كه من در علم نجوم نظر ميكردم و طالع را ميشناختم و در خاطرم ميخليد در بعضى از ساعات بعضى از كارها را اختيار كردن در اين باب بخدمت حضرت امام موسى ((عليه السلام )) شكايت كردم كه هرگاه در دل تو چيزى بيفتد تصدق كن بر اول مسكينى كه مى بينى برو كه حقتعالى ضرر آنرا از تو دفع مى كند.
درحديث ديگر از حضرت صادق ((عليه السلام )) منقول است كه هركه در اول روز تصدق بكند حقتعالى نحوست آنروز را از او دفع ميكند.
درحديث ديگر منقول است كه چون حضرت زين العابدين ((عليه السلام )) ببعضى از مزرعه هاى خود ميخواستند كه بروند ميخريدند سلامتى خودرا از خدا به آنچه ميسر ميشد از تصدق و اين تصدق را در وقتى ميدادند كه پا درركاب ميگذاشتند و چون خدا آن حضرت را بسلامت بر ميگرداند شكر وحمد الهى ميكردند و تصدق ميكردند بآنچه ميسر ميشد.
درحديث حسن منقول است كه عبد الملك به خدمت حضرت صادق عرضكرد كه من مبتلا بعلم نجوم شده ام و گاهى ميخواهم پى كارى بروم و بطالع نظر ميكنم مى بينم كه در طالع شرى هست مى نشينم و ترك رفتن مى كنم و اگر طالع نيك مى بينم ميروم حضرت فرمود كه آن حاجت برآورده مى شود آيا حكم بنجوم ميكنى ؟ گفت بلى فرمود كه كتابهاى نجومت را بسوزان .
سيد بن طاوس رحمه الله روايت كرده است كه چون خواهى متوجه سفر شوى در وقت چند كه سفر كردن در آن اوقات كراهت دارد پيش ‍ از متوجه شدن سف سوره حمد و قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق و آية الكرسى و سوره انا انزلناه و آخر آل عمران اِنَّ فى خَلْقِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ تاآخر سوره بخوان پس بگو اَللّهُمَّ بِكَ يَصُولُ الصّائِلُ وَبِكَ يَطُولُ الطائِلُ وَ لاحَوْلَ لِكُلِّ ذى حَوْلٍ اِلاّ بِكَ وَلا قُوَّةَ يَمْتازُها ذُوالْقُوَّةِ اِلاّ مِنْكَ اَسْاَلُكَ بِصَفْوَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ وَخِيَرَتِكَ مِنْ بَرِيَّتِكَ مُحَمَّدٍ نَبِ