فِظُونَ.
از حضرت صادق ((عليه السلام )) منقول است كه : هركه سوره عبس را دركاغذى سفيد بنويسد و بهر راهى كه رود با خود نگاه دارد در آن راه بغير ازنيكى نبيند و از مفاسد آن راه محفوظ بماند.فصل پنجم : در آداب توشه برداشتن در سفر وآداب صرف كردن آن
از حضرت صادق ((عليه السلام )) منقول است كه : چون بسفر رويد سفره باخود برداريد و طعامهاى نفيس در آن سفره بگذاريد.
ازحضرت رسول ((صلى الله عليه وآله وسلم )) منقول است كه : ازشرف آدمى آنست كه توشه خود را نيكو گرداند هرگاه بسفرى رود.
درحديث ديگر منقول است كه : حضرت امام زين العابدين ((عليه السلام )) چون بسفر حج يا عمره مى رفتند از بهترين توشه ها بر مى داشتند مانند لوز و شكر وقائوت ترش و شيرين .
ازحضرت صادق ((عليه السلام )) منقول است كه : نان در ميان توشه خود بردار كه باعث بركت ميشود.
درحديث ديگر منقول است كه : حضرت امام موسى ((عليه السلام )) نظر كردند بسفره كه در آن حلقها از برنج بود فرمودند كه اين حلقها را بكنيد و حلقهاى آهن بگذاريد تا جانوران تا جانوران داخل سفره نشوند.
در حديث ديگر منقول است كه : حضرت صادق ((عليه السلام )) از بعضى از اصحاب خود پرسيدند كه بزيارت قبر امام حسين ((عليه السلام )) مى رويد؟ گفتند بلى فرمود كه سفره با خود ميبريد يانه ؟ گفتند بلى فرمود كه اگر بزيارت قبر پدران يا مادران خود برويد چنين نخواهيد كرد، گفتند پس چه چيز بخوريم ؟ فرمود كه نان باشير يا ماست .
در حديث ديگر فرمود شنيده ام كه جمعى هستند كه چون بزيارت قبر حضرت امام حسين مى روند با خود سفره بر مى دارند كه در ميان آن بزغاله بريان و حلواها هست اگر بزيارت قبر دوستان خود بروند چنين نمى كنند.
از حضرت رسول ((صلى الله عليه وآله وسلم )) منقول است كه : بهترين خرج كردنها نزد خدا ميانه روى است و خدااسراف را دشمن ميدارند مگر در راه حج يا عمره .
درحديث حسن منقول است كه : صفوان ازحضرت صادق ((عليه السلام )) پرسيد كه من اهل خود را با خود بحج مى برم خرجى خود را در كمر خود مى بندم حضرت فرمود كه بلى پدرم مى گفتن كه از قوت مسافر آنست كه نفقه خود را حفظ كند.
درحديث ديگر منقول است كه : ديگر بآنحضرت عرض كرد كه دراهمى كه در آن صورتها نقش كردند با خود دارم و آنها را درهميان ميكنم و در كمر مى بندم در حالت احرام فرمود كه باكى نيست خرجى تست و اعتماد تو بعد از خدا بر آنست .
فصل ششم : در رفيق باخود بردن در سفر و آداب معاشرت ايشان  
در احاديث معتبره بسيار وارد شده است كسيكه تنها بسفر رود ملعونست .
درمعتبر منقول است كه : حضرت رسول ((صلى الله عليه وآله وسلم )) بحضرت اميرالمؤ منين ((عليه السلام )) وصيت نمود كه يا على هرگز تنها بسفر مرو كه شيطان با يك كس است و از دوتا دورتر است يا على شخصى كه تنها بسفر مى رود گمراهست و دو كس كه ميروند دو گمراهند و سه مسافرانند.
در روايت ديگر منقول است كه : شخصى بخدمت حضرت صادق ((عليه السلام )) آمد آن حضرت پرسيدند كه در راه كى مصاحب تو بود؟ گفت تنها بودم فرمود كه اگر من پيشتر تورا ميديدم تورا نيكو تاءديب ميگردم كه چگونه بايد بسفر رفت پس فرمود كه يك كس شيطان است و دوتا شيطانند و سه نفر مصاحبانند و چهار نفر رفيقانند.
بسند معتبر از حضرت موسى بن جعفر منقول است كه : هركه بسفرى رود بگويد ماشاءَ اللّهُ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ اَللّهُمَّ انِسْ وَحْشَتى وَاَعِنّى عَلى وَحْدَتى وَاَدِّ غَيْبَتى .
درحديث معتبر از حضرت رسول ((صلى الله عليه وآله وسلم )) منقول است كه : اول رفيق بهم رسان پس بسفر برو وفرمود كه دوكس باهم رفيق نميشود مگر آنكه محبوب ترين ايشان نزدخدا و آنكه ثوابش بيشتر است آنستكه مدارا با رفيقش بيشتر ميكند.
درحديث ديگر فرمود كه بهترين رفيقان و مصاحبان نزد خدا چهار نفرند و هيچ گروهى زياده از هفت كس نمى شوند مگرآنكه صداهايشان بسيار ميباشد، پس از اين احاديث معلو شد كه اقل رفيقان سه نفرند و اكثر ايشان هفت و آنكه زياده ازهفت خوب نيست در رفيقان هم توشه و هم سفره .
از حضرت رسول ((صلى الله عليه وآله وسلم )) منقول است كه : سنتست كه رفيقان هم توشه اول خرجيهاى خود را بدر آورند و بر روى يكديگر بگذارند كه اين بيشتر باعث خوشنودى خاطر و نيكى اخلاق ايشان ميشود.
ازحضرت امير المؤ منين ((عليه السلام )) منقول است كه : مصاحبت مكن در سفر با كسيكه فضيلت تو را بر خود نداند آنقدر كه تواز فضيلت او برخود ميدانى .
ازحضرت صادق ((عليه السلام )) منقول است كه : مصاحبت و رفاقت كن با كسيكه تو باو زينت يابى و مصاحبت مكن با كسيكه او بتو زينت يابد يعنى تو كسب علم و كمالات از او توانى نمود.
درحديث ديگر از شهاب منقول است كه : گفت بخدمت حضرت صادق عرض كردم كه شما ميدانيد حال و توانگرى مرا و احسانيكه با برادران خود ميكنم پس با جماعتى از ايشان رفيق ميشوم در راه مكه و بر ايشان توسعه ميكنم و بسيار خرج ميكنم فرمود كه اين شهاب چنين مكن اگر تو دست بخرج كردن بگشائى و ايشان هم بگشايند بايشان ضرر ميرسد و پريشان ميشوند و اگر تو بكنى و ايشان نكنند باعث مذلت ايشانست پس رفاقت باجماعتى بكن كه مثل تو باشند در توانگرى وتوانائى .
در روايت ديگر ازحضرت امام محمد باقر ((عليه السلام )) منقول است كه : اگر مصاحبت كنى بامثل و مانند خود مصاحبت و رفاقت بكن و باكسى رفيق مشو كه خرج تورا كشد كه اين موجب خوارى مؤ من است .
ازحضرت صادق ((عليه السلام )) منقول است كه : حق مسافر بر رفيقان آنست كه چون بيمار شود سه روز براى او توقف كنند.
درحديث ديگر منقول است كه : از حضرت امام محمد باقر ((عليه السلام )) پرسيدند جماعتى كه با يكديگر رفيق ميشوند و در ميان ايشان مالدار و پريشان هست آيا آن مالدار خرج آنها را ميتواند كشيد؟ فرمود كه اگر آنها بطيب خاطر راضى باشند باكى نيست .
در روايت ديگر منقول است كه : ازحضرت صادق ((عليه السلام )) پرسيدند كه شخصى رفيق ميشود با جماعتى مالدار و از آنها مالش كمتر است و آنها خرج خود را بيرون مياورند و او مثل آنها خرج نميتواند كردن فرمود كه من دوست نميدارم كه خود را ذليل كند، باكسى رفيق شود كه مثل اوباشد.
فصل هفتم : دربيان ساير آداب سفر 
در حديث معتبر منقول است كه : از حضرت امام جعفر صادق ((عليه السلام )) كه حضرت لقمان پسر خود را نصيحت فرمود كه چون سفر كنى با گروهى مشورت با ايشان بسيار بكن در كارهاى خود و كارهاى ايشان و در روى ايشان تبسم بسيار بكن و در توشه خود صاحب كرم باش ‍ در ميان ايشان وچون تو را بضيافت بطلبند قبول كن و اگر از تو مدد طلبند يارى ايشان بكن و بسه چيز بر ايشان غلبه كن به بسيار خاموشى و بسيارى نماز و سخاوت و جوانمردى هرچه باخود دارى از چهارپا ومال و توشه و اگر گواهى از تو بطلبند يا بر امر حقى خواهند ترا گواه كنند و چون با تو مشورت كنند تا توانى سعى كن راى نيكو از براى ايشان اختيار كنى و زود عزم مكن و راءى خود را با ايشان مگو تا تاءمل كنى و فكر كنى و جواب ايشان مگو در مشورت ايشان تا آنكه در آن فكر برخيزى و بنشينى و بخوابى چيزى