هى كه حركت وسير الى اللّه دارد، اضطراب ها و ناهنجارى هاى روحى و روانى و كمبودهاى معنوى ، با نماز تقويت و درمان مى يابد و خلاءهاى اقتصادى و نابسامانى هاى ناشى از آن ، با انفاق پر و مرتفع مى گردد.)
4 برگزارى نماز، بايد دائمى باشد نه موسمى و مقطعى . (يقيمون الصلوة )(118)
5 در انفاق نيز بايد ميانه رو باشيم . (ممّا رزقناهم )(119)
6 از هرچه خداوند عطا كرده (علم ، آبرو، ثروت ، هنر و...) به ديگران انفاق كنيم . (ممّا رزقناهم ينفقون )(120) امام صادق عليه السّلام مى فرمايد: از آنچه به آنان تعليم داده ايم در جامعه نشر مى دهند.(121)
7 انفاق بايد از مال حلال باشد، چون خداوند رزق (122) هر كس را از حلال مقدّر مى كند. (رزقناهم )
8 با انفاق كردن مغرور نشويم . اگر باور كنيم كه همه نعمت ها از خداست ، بهتر مى توانيم قسمتى از آنرا انفاق كنيم . (ممّا رزقناهم )تفسير آيه : (4) وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَآ اءُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَآ اءُنْزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالاَْخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ
ترجمه آيه : 
و آنان به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پيش از تو (بر پيامبران ) نازل گريده ، ايمان دارند و هم آنان به آخرت (نيز) يقين دارند.
نكته ها: 
O ابزار شناخت انسان ، محدود به حس و عقل نيست ، بلكه وحى نيز يكى از راههاى شناخت است كه متّقين به آن ايمان دارند. انسان در انتخاب راه ، بدون راهنما دچار تحيّر و سرگردانى مى شود. بايد انبيا دست او را بگيرند و با منطق و معجزه و سيره ى عملى خويش ، او را به سوى سعادت واقعى راهنمايى كنند.
O از اين آيه و دو آيه قبل بدست مى آيد كه خشوع در برابر خداوند متعال (نماز) و داشتن روحيّه ايثار و انفاق و تعاون و حفظ حقوق ديگران و اميد به آينده اى روشن و پاداش هاى بزرگ الهى ، از آثار تقوى است .
پيام ها: 
1 ايمان به تمام انبيا و كتب آسمانى ، لازم است . زيرا همه آنان يك هدف را دنبال مى كنند. (يؤ منون ... بما اُنزل من قبلك )
2 تقواى واقعى ، بدون يقين به آخرت ظهور پيدا نمى كند. (بالاخرة هم يوقنون )
3 احترام قرآن ، قبل از كتب ديگر است . (...بما انزل اليك وما انزل من قبلك ...)
4 پيامبر اسلام ، آخرين پيامبر الهى است . كلمه (من قبلك ) بدون ذكر ((من بعدك )) نشانه ى خاتميّت پيامبر اسلام و قرآن است .
تفسير آيه : (5) اءُوْلََّئِكَ عَلَى هُدىً مِّن رَّبِّهِمْ وَاءُوْلََّئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ 
ترجمه آيه : 
تنها آنان از جانب پروردگارشان بر هدايتند و آنان همان رستگاران هستند.
نكته ها: 
O پاداش اهل تقوى كه به غيب ايمان دارند و اهل نماز و انفاق و يقين به آخرت هستند، رستگارى و فلاح است . رستگارى ، بلندترين قلّه سعادت است . زيرا خداوند هستى را براى بشر آفريده (123) و بشر را براى عبادت (124) و عبادت را براى رسيدن به تقوى (125) و تقوى را براى رسيدن به فلاح و رستگارى .(126)
O در قرآن ، رستگاران داراى ويژگى هاى زير هستند:
الف : كسانى كه در برابر مفاسد جامعه ، به اصلاحگرى مى پردازند.(127)
ب : كسانى كه امر به معروف و نهى از منكر مى كنند.(128)
ج : كسانى كه علاوه بر ايمان به رسول خداصلّى اللّه عليه و آله ، او را حمايت مى كنند.(129)
د: كسانى كه از بخل دور هستند.(130)
ه‍: كسانى كه در قيامت از حسنات ، ميزانِ سنگين دارند.(131)
O رستگارى ، بدون تلاش بدست نمى آيد و شرايط و لوازمى دارد، از آن جمله در قرآن به موارد ذيل اشاره شده است :
# براى فلاح و رستگارى ، تزكيه لازم است . (قد افلح من زكّيها)(132)
# براى فلاح و رستگارى ، جهاد لازم است . (جاهدوا فى سبيله لعلكم تفلحون )(133)
# براى فلاح و رستگارى ، خشوع در نماز، اعراض از لغو، پرداخت زكات ، پاكدامنى ، عفت ، امانتدارى ، وفاى به عهد و دوام و پايدارى در نماز، لازم است .
پيام ها: 
1 هدايتِ خاص الهى ، براى مؤ منان واقعى تضمين شده است . (هدًى من ربّهم )
2 ايمان وتقوا، انسان را به فلاح ورستگارى مى رساند. (للمتقين ، يؤ منون ، المفلحون )تفسير آيه : (6) إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَوآءٌ عَلَيْهِمْ ءَاءَنذَرْتَهُمْ اءَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ 
ترجمه آيه : 
همانا كسانى كه كفر ورزيده اند، براى آنها يكسان است كه هشدارشان دهى يا هشدارشان ندهى . آنها ايمان نخواهند آورد.
نكته ها: 
O قرآن ، بعد از متّقين ، كفّار را معرّفى مى كند. آنها كه در گمراهى و كتمانِ حقّ، چنان سرسختند كه حاضر به پذيرش آيات الهى نيستند.(134) چنانكه گروهى از آن كافران معاند، در برابر دعوت پيامبران ، زبان قال و حالشان اين بود: (سواء علينا اءوَعَظتَ ام لم تكن من الواعظين )(135) براى ما وعظ و نصيحت تو اثرى ندارد، فرقى ندارد كه پند دهى يا از نصيحت دهندگان نباشى .
O اگر زمينه مساعد ومناسب نباشد، دعوت انبيا نيز مؤ ثّر واقع نمى شود.
باران كه در لطافت طبعش ، خلاف نيست در باغ لاله رويد و در شوره زار، خَس
پيام ها: 
1 لجاجت و عناد و تعصّب جاهلانه ، انسان را جماد گونه مى كند. (سواء عليهم )
2 روش تبليغ براى كفّار، انذار است . اگر انذار و هشدار در انسان اثر نكند، بشارت و وعده ها نيز اثر نخواهند كرد. (سواء عليهم ءانذرتهم ام لم تُنذرهم )
3 انتظار ايمان آوردنِ همه ى مردم را نداشته باشيد.(136) (...لا يؤ منون )تفسير آيه : (7)خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى اءَبْصَرِهِمْ غِشَوَةٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ
ترجمه آيه : 
خداوند بر دلها و برگوش آنان مهر زده است و در برابر چشمانشان پرده اى است و براى آنان عذابى بزرگ است .
نكته ها: 
O مُهر بدبختى كه خداوند بر دل كفّار مى زند، كيفر لجاجت هاى آنان است . چنانكه مى خوانيم : (يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار)(137) خدا بر دل افراد متكبّر و ستم پيشه ، مهر مى زند. و در آيه 23 سوره ى جاثيه نيز مى خوانيم : خداوند بر دل كسانى كه با علم و آگاهى به سراغ هواپرستى مى روند مهر مى زند. بنابراين مهر الهى نتيجه ى انتخاب بدِ خود انسان است ، نه آنكه يك عمل قهرى و جبرى از طرف خدا باشد.
O مراد از قلب در قرآن ، روح و مركز ادراكات است . سه نوع قلب را قرآن معرّفى مى كند: قلب سليم ، قلب منيب و قلب مريض .
ويژگى هاى قلب سليم 
الف : قلبى كه در آن جز خدا نيست . ((ليس فيه احد سواه ))(138)
ب : قلبى كه پيرو راهنماى حقّ، توبه كننده از گناه و تسليم حقّ باشد.(139)
ج : قلبى كه از حبّ دنيا، سالم باشد.(140)
د: قلبى كه با ياد خدا، آرام مى گيرد.(141)
ه‍: قلبى كه در برابر خداوند، خاشع است .(142)
البتّه قلب مؤ من ، هم با ياد خداوند آرام مى گيرد و هم از قهر او مى ترسد. (اذا ذُكر اللّه وَجِلَت قلوبهم )(143) همانند كودكى كه هم به والدين آرام مى گيرد و هم از آنان حساب مى برد.
ويژگى هاى قلب مريض 
الف : قلبى كه از خدا غافل است ولايق رهبرى نيست . (لاتطع من اغفلنا قلبه )(144)
ب : دلى كه دنبال فتنه و دستاويز مى گردد. (فاما الذين فى قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة )(145)
ج : دلى كه قساوت دارد. (جعلنا قلوبهم قاسية )(146)
د: دلى كه زنگ گرفته است . (بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون )(147)
ه‍: دلى كه مهر خورده است . (طبع اللّه عليها بكفرهم )(148)
ويژگى قلب م