ن نموده است كه در جاى خود بحث خواهد شد، ولى چون اين آيه ، اوّلين فرمان الهى خطاب به انسان در قرآن است ، سرفصل هايى را بيان مى كنيم تا مشخّص شود عبادت بايد چگونه باشد:
1 عبادت مامورانه ، يعنى طبق دستور او بدون خرافات .
2 عبادت آگاهانه ، تا بدانيم مخاطب و معبود ما كيست . (حتّى تعلموا ماتقولون )(213)
3 عبادت خالصانه . (ولا يشرك بعبادة ربّه احدا)(214)
4 عبادت خاشعانه . (فى صلاتهم خاشعون )(215)
5 عبادت مخفيانه . پيامبرصلّى اللّه عليه و آله فرمودند: ((اعظم العبادة اجرا اخفاها))(216)
6 عبادت عاشقانه . پيامبرصلّى اللّه عليه و آله فرمودند: ((افضل الناس ‍ مَن عَشق العبادة ))(217)
و خلاصه در يك نگاه بايد بگوييم كه براى عبادت سه نوع شرط است ؛
الف : شرط صحّت ، نظير طهارت وقبله .
ب : شرط قبولى ، نظير تقوى .
ج : شرط كمال ، نظير اينكه عبادت بايد آگاهانه ، خاشعانه ، مخفيانه وعاشقانه باشد كه اينها همه شرط كمال است .(218)
پيام ها: 
1 دعوت انبيا، عمومى است و همه مردم را دربر مى گيرد. (يا ايها الناس )
2 از فلسفه هاى عبادت ، شكرگزارى از ولى نعمت است . (اعبدواربّكم الذى خلقكم )
3 اوّلين نعمت ها، نعمت آفرينش ، و اوّلين دستور، كُرنش در برابر خالق است . (اعبدوا ربّكم الذى خلقكم )
4 مبادا بت پرستى يا انحراف نياكان ، ما را از عبادت خداوند دور كند، حتّى آنان نيز مخلوق خداوند هستند. (و الذين من قبلكم )
5 عبادت ، عامل تقواست . اگر عبادتى تقوى ايجاد نكند، عبادت نيست . (اعبدوا... لعلّكم تتقون )
6 به عبادت خود مغرور نشويم كه هر عبادتى ، تقوا ساز نيست . (لعلّكم تتقون )تفسير آيه : (22) الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الاَْرْضَ فِرَ شاً وَالسَّمَآءَ بِنَآءً وَاءَنْزَلَ مِنَ السَّمَآءِمَآءً فَاءَخْرَجَ بِهِ مِنَ الَّثمَر تِ رِزْقاً لَّكُمْ فَلاَ تَجْعَلُواْ للّهِ اءَنْدَاداً وَ اءَنْتُمْ تَعْلَمُونَ
ترجمه آيه : 
آن (خداوندى ) كه زمين را براى شما فرشى (گسترده ) وآسمان را بنايى (افراشته ) قرار داد و از آسمان ، آبى فرو فرستاد و به آن از ميوه ها، روزى براى شما بيرون آورد، پس براى خداوند شريك و همتايى قرار ندهيد با آنكه خودتان مى دانيد (كه هيچ يك از شركا و بت ها، نه شما را آفريده اند ونه روزى مى دهند و اينها فقط كار خداست .)
نكته ها: 
O در اين آيه خداوند به نعمت هاى متعدّدى اشاره مى كند كه هركدام از آنها سرچشمه ى چند نعمت ديگر است . مثلاً فراش بودن زمين ، اشاره به نعمت هاى فراوان ديگرى است . همچون سخت بودن كوهها ونرم بودن خاك دشت ها، فاصله زمين تا خورشيد، درجه حرارت و دما و هواى آن ، وجود رودخانه ها، درّه ها، كوهها، گياهان و حركت هاى مختلف آن كه مجموعاً فراش بودن زمين را مهيّا كرده اند. چنانكه در قرآن براى زمين تعابير چندى شده است ، زمين هم (مهد)(219) گهواره است ، هم (ذلول )(220) رام و آرام و هم (كفات )(221) در برگيرنده .
O كلمه ((سماء)) در آيه يك بار در برابر ((ارض )) آمده است كه به همه ى قسمت بالا اشاره دارد و يك بار مراد همان قسمت نزول باران از ابرها مى باشد.
پيام ها: 
1 ياد نعمت هاى الهى از بهترين راههاى دعوت به عبادت است . (اعبدوا ربّكم ... الذى جعل لكم )
2 از بهترين راههاى خداشناسى ، استفاده كردن از نعمت هاى در دسترس است . (جعل لكم الارض فراشا و السماء بناءً)
3 در نظام آفرينش ، هماهنگى كامل به چشم مى خورد. هماهنگى ميان زمين ، آسمان ، باران ، گياهان ، ميوه ها وانسان . (برهان نظم ) (جعل ، انزل ، اخرج )
4 آفريده ها هركدام براى هدفى خلق شده اند. (رزقا لكم ) باران براى رشد و ثمر دادن ميوه ها، (فاخرج به ) و ميوه ها براى روزى انسان . (رزقا لكم )
5 زمين وباران وسيله هستند، رويش گياهان وميوه ها بدست خداست .(فاءخرج )
6 نظم و هماهنگى دستگاه آفرينش ، نشانه ى توحيد است ، پس شما هم يكتا پرست باشيد. (فلا تجعلوا لِلّه انداداً)
7 ريشه ى خداپرستى در فطرت و وجدان همه مردم است . (وانتم تعلمون )
8 آفرينش زمين و آسمان و باران و ميوه ها و روزى انسان ، پرتوى از ربوبيّت خداوند است . (اعبدوا ربّكم ... الذى جعل لكم ...)
9 همه ى انسان ها، حقّ بهره بردارى و تصرف در زمين را دارند. (در آيه ((لكم )) تكرار شده است .)
10 دليل واجب بودن عبادت شما، لطف اوست كه زمين وآسمان وباران و گياهان را براى روزى شما قرار داده است . (اعبدوا ربّكم ... الذى جعل لكم ...)
11 خداوند بر اسباب طبيعى حاكم است . (جعل ، انزل ، اخرج )
12 پندار شريك براى خداوند، از جهل است . (لا تجعلوا لله اندادا وانتم تعلمون )تفسير آيه : (23) وَإِنْ كُنْتُمْ فِى رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَاءْتُواْ بِسُورَةٍ مِّنْ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَآءَكُمْ مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَدِقِينَ
ترجمه آيه : 
واگر در آنچه بر بنده ى خود (از قرآن ) نازل كرده ايم ، شكّ داريد، اگر راست مى گوييد (لااقل ) يك سوره همانند آن را بياوريد و گواهان خود را غير از خداوند بر اين كار دعوت كنيد.
نكته ها: 
O اين آيه ، معجزه بودن قرآن را مطرح مى كند. پيامبران ، يك دعوت دارند كه هدايت به سوى خداست و با استدلال و موعظه و جدال نيكو انجام مى دهند و يك ادّعا دارند كه از سوى خدا براى هدايت مردم آمده اند وبراى آن معجزه مى آورند. پس معجزه براى اثبات ادّعاى پيامبر است ، نه دعوت او.(222)
خداوند در قرآن ، بارها مخالفان اسلام را دعوت به مبارزه كرده است ، كه اگر شما اين كتاب را از سوى خدا نمى دانيد وساخته وپرداخته دست بشر مى دانيد، بجاى اين همه جنگ ومبارزه ، كتابى مثل قرآن بياوريد تا صداى اسلام خاموش ‍ شود!
O خداوند براى اثبات حقّانيت پيامبر و كتاب خود، از يك سو مخالفان را تحريك و از سوى ديگر به آنان تخفيف داده است . يك جا فرموده : (فاتوا بكتاب )(223) كتابى مثل قرآن بياوريد. و در جاى ديگر فرموده است : (فاتوا بعشر سور مثله )(224) ده سوره و در جاى ديگر مى فرمايد: (فاتوا بسورة مثله وادعوا من استطعتم من دون اللّه )(225) يك سوره . به علاوه مى گويد: براى اين كار مى توانيد از تمام قدرت ها و ياران و همفكران خود در سراسر جهان دعوت كنيد.
O تقسيم بندى قرآن و نامگذارى هر بخش به نام سوره ، در زمان پيامبرصلّى اللّه عليه و آله و از جانب خداوند بوده است . (فاتوا بسورة )
O قرآن در ستايش انبيا، يا بعد از كلمه ((عبدنا)) و يا قبل از كلمه ((عبد)) نام آنان را مى برد؛ (عبدنا ايوب )، (ابراهيم ... كل من عبادنا) ولى درباره پيامبر اسلام تنها كلمه ((عبد)) بدون ذكر نام را بكار مى برد تا بگويد عبد مطلق ، محمّدصلّى اللّه عليه و آله است .
پيام ها: 
1 بايد از فكر و دل افراد شكّ زدايى صورت گيرد مخصوصاً در مسائل اعتقادى . (ان كنتم فى ريب )
2 شرط دريافت وحى ، بندگى خداست (نزّلنا على عبدنا)
3 قرآن ، كتاب استدلال و احتجاج است و راهى براى وسوسه و شكّ باقى نمى گذارد. (فاتوا بسورة )
4 انبيا بايد معجزه داشته باشند و قرآن معجزه ى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله است . (فاتوا بسورة من مثله )
5 دين جاويد، معجزه ى جاويد مى خواهد تا هر انسانى در هر زمان و مكانى ، اگر دچار ترديد و شكّ شد،