 بتواند خود آزمايش كند. (فاتوا بسورة من مثله )
6 بر حقّانيت قرآن به قدرى يقين داريم كه اگر مخالفان ، يك سوره مثل قرآن نيز آوردند به جاى تمام قرآن مى پذيريم . (بسورة )
7 بهترين قاضى و داور، وجدان است . خداوند وجدان مخالفان را داور قرار داده است . (و ادعوا شهداءكم )تفسير آيه : (24) فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَلَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِى وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ اءُعِدَّتْ لِلْكَفِرينَ
ترجمه آيه : 
پس اگر اين كار را نكرديد، كه هرگز نتوانيد كرد، از آتشى كه هيزمش مردم (گناهكار) وسنگ ها هستند وبراى كافران مهيّا شده ، بپرهيزيد.
نكته ها: 
O در سوره ى انبياء مى خوانيم : (انّكم و ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنّم )(226) شما و آنچه غير از خدا پرستش مى كنيد (بت هايتان )، هيزم دوزخيد. بنابراين ممكن است مراد از سنگ در اين آيه ، همان بت ها باشند كه مورد پرستش بوده اند، نه هر سنگى ،(227) تا آنان بدانند و به چشم خود ببينند كه كارى از بت ها ساخته نبوده و نيست . همچنين اين سنگ ها در قيامت ، همانند چاقوى خونى همراه پرونده قاتل ، سند جرم و گناه آنان است .
سؤ ال : با اينكه الفاظ اختراع بشر است ، پس ‍ چگونه نمى تواند مثل قرآن را بياورد؟
پاسخ :حروف الفبا از بشر است ، ولى نحوه تركيب وبيان مفاهيم بلند آنها، برخاسته از علم و هنر است . قرآن بر اساس علم و حكمت بى پايان الهى ، نزول يافته است ولى هر كتاب ديگرى ، از سوى هركس كه باشد، براساس علم محدود ومحصور به جهلِ بشر، تاءليف يافته است . پس هيچگاه بشر نمى تواند كتابى مثل قرآن بياورد.
پيام ها: 
1 يقين به حقّانيت راه وهدف ، يكى از اصول رهبرى است . (ولن تفعلوا)
2 اكنون كه احساس عجز و ناتوانى كرديد، تسليم حقّ شويد. (ولن تفعلوا فاتّقوا)
3 انسان جمود و كافر، هم رديف سنگ است . (الناس و الحجارة )
4 خباثت هاى درونى انسان گناهكار، در قيامت تجسم يافته و آتش گيرانه مى شود. (وقودها الناس )
5 كفر و لجاجت ، انسان شايسته ى خليفة الّلهى را، به هيزم دوزخ تبديل مى كند. (وقودها الناس )
6 رهايى از آتش دوزخ ، در گرو ايمان به قرآن و تصديق پيامبر اسلام است . (فان لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتّقوا النّار... اُعدّت للكافرين )تفسير آيه : (25) وَبَشِّرِ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّلِحَتِ اءَنَّ لَهُمْ جَنَّتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الاَْنْهَرُ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِّزْقاً قَالُواْ هَذَا الَّذِى رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَاءُتُواْ بِهِ مُتَشَبِهاً وَلَهُمْ فِيهَا اءَزْوَجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَلِدُونَ
ترجمه آيه : 
وكسانى را كه ايمان آورده وكارهاى شايسته انجام داده اند، مژده بده كه برايشان باغهايى است كه نهرها از پاى (درختان ) آن جارى است ، هرگاه ميوه اى از آن (باغها) به آنان روزى شود، گويند: اين همان است كه قبلاً نيز روزى ما بوده ، در حالى كه همانند آن نعمت ها به ايشان داده شده است (نه خود آنها) و براى آنان در بهشت همسرانى پاك و پاكيزه است و در آنجا جاودانه اند.
نكته ها: 
O شايد مراد از (متشابها) اين باشد كه بهشتيان در نگاه اوّل ، ميوه ها را مانند ميوه هاى دنيوى مى بينند ومى گويند: شبيه همان است كه در دنيا خورده بوديم ، لكن بعد از خوردن مى فهمند كه طعم ولذّت تازه اى دارد. وشايد مراد اين باشد كه ميوه هايى به آنان داده مى شود كه همه از نظر خوبى وزيبايى وخوش عطرى يكسانند و مانند ميوه هاى دنيا درجه يك ، دو وسه ندارد.
O در قرآن ، معمولا ايمان و عمل صالح در كنار هم مطرح شده است ، ولى ايمان بر عمل صالح مقدم قرار گرفته است . آرى ، اگر اتاقى از درون نورانى شد، شعاع اين نور از روزنه و پنجره ها بيرون خواهد زد. ايمان ، درونِ انسان را نورانى و قلب نورانى ، تمام كارهاى انسان را نورانى مى كند. بركات ايمان و عمل صالح بسيار است كه در آيات قرآن به آنها اشاره شده است .(228)
O همسران بهشتى دو نوع هستند:
الف : يكى حور العين كه همچون لؤ لؤ و باكره هستند و در همان عالم آفريده مى شوند. (اءنشاناهنّ إ نشاء)
ب : همسران مؤ من دنيايى كه با چهره اى زيبا در كنار همسرانشان قرار مى گيرند. (ومن صلح من ابائهم و اءزواجهم )(229)
از امام صادق عليه السّلام درباره ى ازواج مطهّره سؤ ال شد، فرمودند: همسران بهشتى آلوده به حيض و حدث نمى شوند.(230)
پيام ها: 
1 مژده و بشارت همراه با هشدار و اخطار (در آيه قبل ) يكى از اصول تربيت است . (فاتقوا النار... وبشّر الذين آمنوا...)
2 ايمان قلبى بايد تواءم با اعمال صالح باشد. (آمنوا وعملوا الصالحات )
3 انجام همه ى كارهاى صالح وشايسته ، كارساز است ، نه بعضى از آنها. (عملوا الصالحات ) (((الصالحات )) هم جمع است وهم (الف ولام ) دارد كه به معناى همه كارهاى خوب است .)
4 كارهاى شايسته و صالح ، در صورتى ارزش دارد كه برخاسته از ايمان باشد، نه تمايلات شخصى و جاذبه هاى اجتماعى . اوّل (آمنوا) بعد (عملوا الصالحات )
5 محروميت هايى كه مؤ من به جهت رعايت حرام و حلال در اين دنيا مى بيند، در آخرت جبران مى شود. (رزقوا)
6 ما در دنيا نگرانِ از دست دادن نعمت ها هستيم ، امّا در آخرت اين نگرانى نيست . (وهم فيها خالدون )
7 آشنايى با سابقه ى نعمت ها، بر لذّت كاميابى مى افزايد.(231) (رزقنا من قبل )
8 همسران بهشتى نيز پاكيزه اند. (ازواج مطهّرة )تفسير آيه : (26) إِنَّ اللّهَ لاَ يَسْتَحِى اءَن يَضْرِبَ مَثَلاً مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَاءَمَّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ فَيَعْلَمُونْ اءَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَاءَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَيَقُولُونَ مَاذآ اءَرَادَ اللّهُ بِهَذا مَثَلاً يُضِلُّ بِهِ كَثِيراًوَيَهْدِى بِهِي كَثِيراً وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَسِقِينَ
ترجمه آيه : 
همانا خداوند از اينكه به پشه اى (يا فروتر) يا بالاتر از آن مثال بزند شرم ندارد، پس آنهايى كه ايمان دارند مى دانند كه آن (مثال ) از طرف پروردگارشان به حقّ است ، ولى كسانى كه كفرورزيدند گويند: خداوند از اين مثل چه منظورى داشته است ؟ (آرى ،) خداوند بسيارى را بدان (مثال ) گمراه و بسيارى را بدان هدايت مى فرمايد. (امّا آگاه باشيد كه ) خداوند جز افراد فاسق را بدان گمراه نمى كند.
نكته ها: 
O كلمه ((بعوض )) به معناى پشه و ريشه ى آن از ((بعض )) مى باشد كه به جهت كوچكى جثّه به آن اطلاق شده است .(232)
O مثال هاى قرآن ، براى همه ى مردم است و از هر نوع مثلى نيز در آن آمده است : (ولقد ضربنا للنّاس فى هذا القران من كلّ مثل )(233) البتّه اين مثل ها را نبايد ساده انگاشت ، زيرا دانشمندان ، كُنه آن را درك مى كنند: (وتلك الامثال نضربها للنّاس وما يعقلها الاّ العالمون )(234) در مثال زدن ، تذكّر، تفهيم ، تعليم ، بيان و پرده بردارى از حقايق نهفته است و در كتاب هاى آسمانىِ پيشين نيز همانند تورات و انجيل و در سخنان رسول اكرم و ائمه اهل بيت عليهم السّلام فراوان ديده مى شود. در تورات نيز بخشى به نام ((اءمثال سليمان )) وجود دارد.
O بعضى از مخالفان اسلام كه از 