رخورد منطقى و آوردن مثلِ قرآن عاجز ماندند، مثال هاى قرآن را بهانه قرار داده و مى گفتند: شاءن خداوند برتر از آن است كه به حيواناتى چون مگس يا عنكبوت مثال بزند.(235) و اين مثال ها با مقام خداوند سازگار نيست . و بدينوسيله در آيات قرآن تشكيك مى كردند.(236) خداوند با نزول اين آيه به بهانه گيرى هاى آنان پاسخ مى دهد.
سؤ ال : چرا خداوند گروهى را با قرآن و مثال هاى آن گمراه مى كند؟
پاسخ :خداوند كسى را گمراه نمى كند، بلكه هركس ‍ در برابر حقايق قرآن بايستد، خود گمراه مى شود و بدين معنى مى توان گفت كه قرآن ، سبب گمراهى او گرديد. چنانكه در پايان همين آيه مى فرمايد: (وما يضلّ به الاّ الفاسقين ) يعنى فسق مردم سبب گمراهى آنان مى باشد. راستى مگر مى شود خداوند مردم را به ايمان تكليف كند، ولى خودش آنان را گمراه كند!؟ و مگر مى شود اين همه پيامبر و كتب آسمانى نازل كند، ولى خودش مردم را گمراه كند!؟ مگر مى شود از ابليس به خاطر گمراه كردن انتقاد كند، ولى خودش ديگران را گمراه نمايد!؟
O گرچه در اين آيه ، هدايت و گمراهى بطور كلّى به خداوند نسبت داده شده است ، ولى آيات ديگر، مسئله را باز نموده و مى فرمايد: (يهدى اليه من اءناب )(237) خداوند كسانى را هدايت مى كند كه به سوى او بروند. و (يهدى به اللّه من اتّبع رضوانه )(238) به دنبال كسب رضاى او باشند. و (الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا)(239) آنان كه در راه او جهاد كنند. وبر عكس ، كسانى كه با اختيار خود در راه كج حركت كنند، خداوند آنان را به حال خود رها مى كند. مراد از گمراه كردن خدا نيز همين معناست . چنانكه درباره كافران ، ظالمان ، فاسقان ومسرفان جمله ((لا يهدى )) بكار رفته است . به قول سعدى :
راه است وچاه وديده بينا وآفتاب تا آدمى نگاه كند، پيش ‍ پاى خويش
ندين چراغ دارد وبى راهه مى رود بگذار تا بيفتد وبيند، سزاى خويش
پيام ها: 
1 حيا و شرم در مواردى است كه كار شرعا، عقلاً يا عرفاً مذموم باشد. امّا در بيان حقايق ، شرم و خجالت پسنديده نيست . (لا يستحيى )
2 حقايق والا و مهم را مى توان با زبان ساده ومثال بيان نمود. (ان يضرب مثلا)
3 مؤ من كلام خدارا باور دارد و مطيع آن است . (يعلمون انّه الحق )
4 مثال هاى قرآن ، وسيله تربيت و رشد است . (فيعلمون انه الحق من ربهم )
5 مثال هاى قرآن ، حقّ ودر مقام بيان حقايق است . (انّه الحق )
6 انسانِ حقيقت جو، از هر نورى راه را مى يابد، ولى شخص بهانه گير و اشكال تراش ، به هر چراغى خرده مى گيرد. (ماذا اراد اللّه بهذا مثلا)
7 كفر و لجاجت ، عامل بهانه گيرى است . (ماذا اراد اللّه بهذا مثلاً)
8 فسق ، موجب گمراهى ومانع شناخت حقايق است . (ومايضلّ به الاّ الفاسقين )
9 مثال هاى قرآن ، وسيله هدايت يا ضلالت است . (يضلّ به ، يهدى به )
10 خداوند، پيمان شكن را فاسق و فاسق را گمراه مى كند. (وما يضل به الا الفاسقين )تفسير آيه : (27) الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللّهِ مِن بَعْدِ مِيثَقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَآ اءَمَرَ اللّهُ بِهِ اءَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِى الاَْرْضِ اءُوْلََّئِكَ هُمُ الْخَا سِرُونَ
ترجمه آيه : 
(فاسقان ) كسانى هستند كه پيمان خدا را پس از آنكه محكم بستند مى شكنند، و پيوندهايى را كه خدا دستور داده برقرار سازند قطع مى نمايند، و در زمين فساد مى كنند، قطعا آنان زيان كارانند.
نكته ها: 
O پيمان هاى الهى كه در اين آيه مطرح گرديده ، متعدّد است : خداوند از انبيا پيمان گرفته تا آيات الهى را به مردم بگويند.(240) و از اهل كتاب تعهّد گرفته تا كتمان حقايق نكنند و به بشارت هاى تورات و انجيل كه درباره پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آمده است عمل نمايند.(241) و از عامّه مردم نيز عهد گرفته ، به فرمان الهى عمل كرده و راه شيطان را رها كنند.(242)
O در اسلام وفاى به عهد واجب است ، حتّى نسبت به كفّار. و عهدشكن ، منافق معرّفى شده است ، هرچند كه اهل نماز باشد. رسول خداصلّى اللّه عليه و آله فرمودند: ((لا دين لمن لا عهد له ))(243) آن كس كه پايبند تعهّدات خود نيست ، از دين بهره اى ندارد.
O خداوند در اين آيه فرمان داده تا با گروه هايى پيوند و رابطه داشته باشيم : (امر اللّه به ان يوصل ) در روايات آن گروه ها چنين معرّفى شده اند: رهبران آسمانى ، دانشمندان ، خويشاوندان ، مؤ منين ، همسايگان و اساتيد. و هركس رابطه ى خود را با اين افراد قطع كند، خود خسارت مى بيند. زيرا جلو رشد و تكاملى را كه در سايه اين ارتباطات مى توانسته داشته باشد، گرفته است .
O وفاى به عهد، كمالى است كه خداوند خود را به آن ستوده است ؛ (ومن اوفى بعهده من اللّه )(244) كيست كه بهتر از خدا به پيمانش وفا كند؟. وفاى به عهد حتّى نسبت به مشركين لازم است ؛ (فاتموا اليهم عهدهم الى مدّتهم )(245) تا پايان مدّت قرارداد به پيمانى كه با مشركين بسته ايد وفادار باشيد. همچنين در آيه 25 سوره رعد پيمان شكنان لعنت شده اند.
O عهد دو گونه است : عهدو پيمانى كه مردم با يكديگر مى بندند وبايد به آن وفادار باشند. و عهد وپيمانى كه خداوند براى رهبرى يك جامعه ، بر عهده ى پيامبر يا امام قرار مى دهد كه اين عهد مقام الهى است . (لا ينال عهدى الظالمين )(246)
O بخشى از پيمان هاى الهى كه اين آيه بر آن تاءكيد مى كند، همان پيمان هاى فطرى است كه خداوند در نهاد همه افراد بشر قرار داده است . چنانكه حضرت على عليه السّلام فلسفه ى نبوّت را شكوفا نمودن پيمان فطرى مى داند. ((و واتر اليهم انبيائه ليستاءدوهم ميثاق فطرته ))(247)
سؤ ال : عهد خداوند چيست ؟
پاسخ :از جمله (لا ينال عهدى الظالمين ) استفاده مى شود كه رهبرى آسمانى ، عهد خداوند است و از روايات نيز استفاده مى شود كه نماز، عهد خداوند است . هرگونه تعهّدى كه انسان بين خود و خدا داشته باشد، عهد الهى است . قوانين عقلى ، فكرى و احكام الهى نيز مصداق عهد الهى مى باشند.
O علاّمه مجلسى قدّس سرّه به دنبال آيه ى (ويقطعون ما امر اللّه به ان يوصل ) يكصد وده حديث درباره اهميت صله رحم ، بيان نموده و آنها را مورد بحث قرار داده است .(248) ما در اينجا برخى از نكات جالبى را كه در آن روايات آمده ، نقل مى كنيم :
# با بستگان خود ديدار داشته باشيد، هر چند در حدّ نوشاندن آبى باشد.
# صله رحم ، عمر را زياد و فقر را دور مى سازد.
# با صله رحم ، رزق توسعه مى يابد.
# بهترين قدم ها، قدمى است كه براى صله ى رحم و ديدار اقوام برداشته مى شود.
# در اثر صله رحم ، به مقام مخصوصى در بهشت دست مى يابيد.
# به سراغ بستگان برويد، گرچه آنها بى اعتنايى كنند.
# صله رحم كنيد هر چند فاميل از نيكان نباشد.
# صله رحم كنيد، گرچه با سلام كردن باشد.
# صله ى رحم ، مرگ و حساب روز قيامت را آسان مى كند.
# بويى از بهشت نصيب شخص قاطع رحم نمى شود.
# صله ى رحم باعث تزكيه عمل و رشد اموال مى شود.
# كمك مالى به فاميل ، بيست و چهار برابرِ كمك به ديگران پاداش دارد.
# صله رحم كنيد، گرچه يكسال راه برويد.
O امام صادق عليه السّلام مى فرمايد: پدرم سفارش كرد، با افرادى كه با فاميل خود رابطه ندارند، دوست مشو.(249)
پيام ها: 
1 پيمان شكنى ، شيوه ى فاسقان اس