یت کنند و به آنان دانش تو را بیاموزند تا پیروان اولیای تواز هم جدا نشوند، آن حجت یاآشکار است ولی فرمانبرداری نمی شود، یا پنهان ونگران و مراقب خود است. اگر شخص انان در حال آرامش وسکوتشان درحکومتهای ناحق از مردم غایب شده باشند، علم آنان که رواج یافته از مردم پنهان نمی شود وآداب ایشان در دلهای مومنین پابرجا است وبدان عمل می کند و مومنین بدانچه تکذیب کنندگانم از آن درهراسند واسراف کاران نیز از آن شانه خالی می کنند مأنوسند، به خدا سوگند این سخن کالائی است که به رایگاه به شما داده می شود، ای کاش کسی بود که آن را به یاری خردش( بگوش دل) می شنید وآن را می شناخت و باور می داشت واز آن پیروی می کرد و در راهش گام برمی داشت وبدان وسیله رستگار می شد. سپس آن حضرت می فرماید: چنین شخصی کیست؟برای  همین است که دانش وقتی عالمان را نیابد که نگهداریش کنند و همانگونه که آن را از عالم می شنوند به دیگران برسانند، پنها می شود، پس از سخنی طولانی در این خطبه آن حضرت فرمود: خداوندا من میدانم که همه علم پنهان نمی گردد وریشه هایش قطع نمی شود و تو زمینت را برای بندگان از حجت خود خالی نمی گذاری ، [ حجت تو] یا اشکار است که که فرمانبرداری می شود ویا نگران و پنهان است که فرمانش را نمی برند، تا حجت تو باطل نشود و اولیای توبعد از اینکه هدایتشان فرمودی گمراه نگردند سپس خطبه را تا پایان ادامه داد.
و این حدیث ازطریق دیگری نیز از  ابواسحاق سبیعی از یکی از اصحاب امیرالمومنین ع که که مورد اعتماد است نقل شده است که  گفت: امیرالمومنین ع این کلام را ایراد فرموده و هنگام سخنرانی آن حضرت بر منبر کوفه، او آن را بر کرده است( که می فرمود): خداوندا: ومانند حدیث قبل را نقل کرده است.
3. اسحاق بن عمار گوید: از امام صادق عر شندیم که می فرمود: زمین خالی نمی ماند مگر آن که دانشمندی درآن باشد که هر گاه مومنان چیزی را افزودند آنان را باز گرداند، و اگر چیزی را کم کردن برایشان کامل کند.
4. عبدالله بن سلمان عامری گوید که امام صادق ع فرمود: همواره در روی زمین حجتی از جانب خدا خواهد بود که حلال وحرام را معرفی می کند و مردم را به راه خدا می خواند.
5.حسین بن أبی العلاء گوید: به امام صادق ع عرض کردم: آیا ممکن است زمین بدون امام بماند؟فرمود: نه
6. ابوبصیر از امام صادق ع روایت کرده که آن حضرت فرمود: هرگز خداوند زمین را بدون وجود عالم رها نکرده است، اگر چنین نبود حق از باطل شناخته نمی شد.
7. ابوحمزه ثمانی از امام باقر ع روایت کند که آن حضرت فرمود: به خدا قسم خداوند از زمانی که آدم را قبض روح فرموده، زمین خود را تاکنون رها نکرده است مگراینکه در روی آن امامی بوده که به وسیله اوهدایت به سوی خدا انجام می گرفته است، و اوحجت خدا بر بندگانش بوده، و پس از این هم زمین بدون امامی که حجت خدا برای بندگان اوست باقی نمی ماند.
8. ابوحمزه ثمالی گوید: به امام صادق ع عرض کردم:ایا ممکن است زمین بدون امام بماند؟ فرمود: اگرزمین بدون امام بماند حتماً فروخواهد ریخت.
9. محمد بن فضیل از امام رضا ع روایت کرده گوید: به آن حضرت عرض  کردم: آیاهرگززمین بدون امام خواهد ماند؟ فرمود: نه، عرض کردم: از امام صادق ع برای ما روایت شده که زمین بدون امام نخواهد ماند مگر اینکه خداوند بر اهل زمین خشم گیرد یا گفت بر بندگان خشم گیرد پس آن حضرت فرمود: باقی نمی ماند [ زمین بدون امام واگر بماند] دراین صورت حتماً فرومی رود.
10. ابوهراسه از امام باقر ع روایت می کد که آن حضرت فرمود: اگر امام ساعتی از زمین برداشته شود زمین، اهلش( مردم و موجودات روی زمین) را خود فرو خواهد برد و همچون دریا که اهل خود را دستخوش طوفان می کند زیر و رو خواهد ساخت.
(از این روایات استفاده می شود که خداوند مردم را مکلف خلق فرموده چون به آنها عقل و اراده و اختیارداده است لذا تاهستند باید رهبرداشته باشند والا بایدبساط خلقت آنان برچیده شود).
11.و شاء گوید: از امام رضا ع پرسیدم: آیا ممکن است زمین بدون  امام بماند؟فرمود: نه ، گفتم: برای ما روایت شده که زمین بدون امام نمی ماند مگر اینکه خدای عز و جل بر بندگان خشم گیرد، فرمود: ( بدون امام ) نمی ماند که اگر چنین شود زمین فرو می رود.تفسير آيه : (46) الَّذِينَ يَظُنُّونَ اءَنَّهُمْ مُّلَقُواْ رَبِّهِمْ وَاءَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَ جِعُونَ 
ترجمه آيه : 
(خاشعان ) كسانى هستند كه به (قيامت و) ملاقات (با حساب ) پروردگارشان و بازگشت به او ايمان دارند.
نكته ها: 
O ((لقاء)) به معنى ديدن نيست ، بلكه به معنى حضور است . چنانكه اگر شخصى نابينا به حضور كسى برود، مى گويد با او ملاقات كردم ، گرچه او را نديده است . صاحب مجمع البيان نيز مى گويد: مراد از لقاى پروردگارش ، ملاقات با پاداش و كيفر خداست .
شايد مراد از ملاقات پروردگار، همان حالت عرفانى باشد كه خاشعان در نماز پيدا مى كنند، زيرا نماز حضور در برابر خداست .
O اگر (ظنّ) و گمان در برابر علم باشد، مورد انتقاد است ؛ (مالهم به من علم ان يتّبعون الاّ الظنّ)(314) امّا اگر مراد از گمان ، اطمينان باشد ارزش است ، گرچه يقين قوى نباشد. چنانكه خداوند نيز از رزمندگان شجاع و مخلص ، به صاحبان گمان تعبير نموده است : (قال الذّين يظنّون انّهم ملاقوا اللّه كم من فئة قليلة غلبت فئةً كثيرةً)(315)
پيام ها: 
1 گمان به وجود قيامت هم ، براى كنترل رفتارها كافى است . (يظنّون انّهم ملاقوا...)
2 خاشع ، در نماز احساس ملاقات با خداوند را دارد. (الخاشعين الّذين يظنّون انّهم ملاقوا ربّهم )
تفسير آيه : (47) يَبَنِىَّ إِسْرَ ءِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِى الَّتِىَّ اءَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَاءَنِّى فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَلَمِينَ
ترجمه آيه : 
اى بنى اسرائيل ! نعمتم را كه به شما ارزانى داشتم ، بياد آوريد و اين كه من شما را بر جهانيان برترى بخشيدم .
نكته ها: 
O اين آيه ، از فرزندان و نسل حضرت يعقوب مى خواهد كه براى معرفت بيشتر خداوند و زنده شدن روح شكرگزارى و دلگرم شدن به نعمت هاى الهى ، از آن موهبت ها و نعمت ها ياد كنند. البتّه برترى و فضيلت بنى اسرائيل ، نسبت به مردم زمان خودشان بود. زيرا قرآن درباره مسلمانان مى فرمايد: (كنتم خير امّة )(316) شما بهترين امّت ها هستيد. همچنين ممكن است مراد از برترى ، پيروزى حضرت موسى و قوم بنى اسرائيل بر فرعونيان باشد، نه برترى اخلاقى و اعتقادى .(317) زيرا قرآن بارها از بهانه جويى هاى بى مورد و بى اعتقادى آنها انتقاد مى كند.
پيام ها: 
1 نعمت و فضيلت بدست خداوند است . (نعمتى ، انعمت ، فضّلت )
2 نجات از سلطه ى طاغوت ، از بزرگ ترين نعمت هاى الهى است . (نعمتى ، فضّلتكم على العالمين )تفسير آيه : (48) وَاتَّقُواْ يَوْماً لا تَجْزِى نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئاً وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَعَةٌ وَلاَ يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ
ترجمه آيه : 
و بترسيد از روزى كه هيچ كس چيزى (از عذاب خدا) را از كسى دفع نمى كند و هيچ شفاعتى از كسى پذيرفته نمى شود، و از كسى غرامت و بدلى گرفته ن