"text" href="w:text:329.txt">تفسير آيه : (63)</a><a class="text" href="w:text:330.txt">تفسير آيه : (64)</a><a class="text" href="w:text:331.txt">تفسير آيه : (65)</a><a class="text" href="w:text:332.txt">تفسير آيه : (66)</a><a class="text" href="w:text:333.txt">تفسير آيه : (67)</a><a class="text" href="w:text:334.txt">تفسير آيه : (68)</a><a class="text" href="w:text:335.txt">تفسير آيه : (69)</a><a class="text" href="w:text:336.txt">تفسير آيه : (70)</a><a class="text" href="w:text:337.txt">تفسير آيه : (71)</a><a class="text" href="w:text:338.txt">تفسير آيه : (72)</a><a class="text" href="w:text:339.txt">تفسير آيه : (73)</a><a class="text" href="w:text:340.txt">تفسير آيه : (74)</a><a class="text" href="w:text:341.txt">تفسير آيه : (75)</a><a class="text" href="w:text:342.txt">تفسير آيه : (76)</a><a class="text" href="w:text:343.txt">تفسير آيه : (77)</a><a class="text" href="w:text:344.txt">تفسير آيه : (78)</a><a class="text" href="w:text:345.txt">تفسير آيه : (79)</a><a class="text" href="w:text:346.txt">تفسير آيه : (80)</a><a class="text" href="w:text:347.txt">تفسير آيه : (81)</a><a class="text" href="w:text:348.txt">تفسير آيه : (82)</a><a class="text" href="w:text:349.txt">تفسير آيه : (83)</a><a class="text" href="w:text:350.txt">تفسير آيه : (84)</a><a class="text" href="w:text:351.txt">تفسير آيه : (85)</a><a class="text" href="w:text:352.txt">تفسير آيه : (86)</a><a class="text" href="w:text:353.txt">تفسير آيه : (87)</a><a class="text" href="w:text:354.txt">تفسير آيه : (88)</a><a class="text" href="w:text:355.txt">تفسير آيه : (89)</a><a class="text" href="w:text:356.txt">تفسير آيه : (90)</a><a class="text" href="w:text:357.txt">پاورقی</a></body></html>تفسير آيه : (61) وَإِذْ قُلْتُمْ يَمُوسَى لَنْ نَّصْبِرَ عَلَى طَعَامٍ وَحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجُ لَنَا مِمَّا تُنْبِتُ الاَْرْضُ مِنْ بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَ بَصَلِهَا قَالَ اءَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِى هُوَ اءَدْنَى بِالَّذِى هُوَخَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْراً فَإِنَّ لَكُم مَّا سَاءَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَ بَآءُو بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ ذَ لِكَ بِاءَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بََايَتِ اللّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَ لِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ
ترجمه آيه : 
و (نيز بخاطر آوريد) زمانى كه گفتيد: اى موسى ، ما هرگز يك نوع غذا را تحمّل نمى كنيم ، پس پروردگارت را بخوان تا از آنچه (به طور طبيعى از) زمين مى روياند، از سبزى و خيار و سير و عدس و پيازش ، براى ما (نيز) بروياند. موسى گفت : آيا (غذاى ) پست تر را بجاى نعمت بهتر مى خواهيد؟ (اكنون كه چنين است بكوشيد از اين بيابان خارج شده و) وارد شهر شويد، كه هر چه خواستيد براى شما فراهم است . پس (مُهر) ذلّت و درماندگى ، بر آنها زده شد و (مجدّدا) گرفتار غضب پروردگار شدند. اين بدان جهت بود كه آنها به آيات الهى كفر مى ورزيدند و پيامبران را به ناحقّ مى كشتند، و اين به سبب آن بود كه آنان گنهكار و سركش و متجاوز بودند.
نكته ها: 
O بنى اسرائيل به جاى شكرگزارى از نعمت هاى (منّ و سلوى )، به فكر زياده خواهى و تنوّع طلبى افتاده و از غذاهاى زمينى خواستند و براى نمونه ، تعدادى از آنها مانند: سبزى ، خيار، پياز و سير را نام بردند. حضرت موسى در برابر اين درخواست ها، ضمن تاءسّف از اينكه آنها نعمت هاى نيكو و بهتر را با نعمت هاى ساده عوض مى كنند، به آنها گفت : اگر بناى كاميابى از اينها را داريد، بايد به شهر رفته و با دشمنانتان بجنگيد، شما از يك سو حال جهاد نداريد و از طرف ديگر تمام امتيازات شهرنشينى را مى خواهيد. خداوند خبر مى دهد كه اين قوم با چنين ويژگى ها و خصوصيّات ، به ذلّت و خوارى افتاده و گرفتار قهر و غضب الهى خواهند شد.
تنوّع طلبى و افزون خواهى ، دامى براى اسير شدن انسان هاست . استعمارگران نيز از همين خصيصه ى مردم ، براى لباس ، مسكن ، مركب و تجمّلات استفاده كرده و مردم را به اسارت مى كشند.
پيام ها: 
1 شكم پرستى ، عامل هبوط وسقوط انسان هاست . (لن نصبرعلى طعام واحد...اهبطوا)
2 رفاه طلبى ، زمينه ى ذلّت و خوارى است . (لن نصبر... ضربت عليهم الذلّة ...)
3 بى ادبى در گفتگو، نشانه ى روحيّه ى سركش وطغيانگر است . آنها مى توانستند بجاى (لن نصبر) هرگز صبر نمى كنيم ، بگويند: يك نواختى غذا براى ما سنگين شده است . و يا بجاى (فادع لنا ربّك )، بگويند: (فادع لنا ربّنا)
4 بنى اسرائيل ، نژاد پر توقّع و افزون طلب هستند. (فادع لنا، يخرج لنا)
5 بيان خواسته هاى جزيى ، نشانه ى شدّت وابستگى و حقارت طبع است . (بقل ، قثاء، فوم ، عدس و بصل )
6 راضى بودن به آنچه خداوند خواسته و صبر بر آن ، تاءمين كننده ى خير و مصلحت واقعى انسان است . (اءتستبدلون الّذى هو ادنى بالّذى هو خير...)
7 شهرنشينى و داشتن همه نوع امكانات ، نشانه ى رشد و تكامل نيست ، بلكه گاهى مايه ى سقوط و هبوط است . (اهبطوا مصرا)
8 كارهاى خطرناك ، وابسته به افكار انحرافى وخطرناك است . (يكفرون ، يقتلون )
9 تاريخ انبيا، با شهادت در راه خداوند گره خورده است . (يقتلون النبيين )
10 تعدّى و معصيت پى درپى ، موجب كفر و كفر، عامل هر گونه جنايت است . (يكفرون ، عصوا)
11 ذلّت و بدبختى ، مربوط به نژاد نيست ، بلكه مربوط به خصوصيّات و عقايد و اعمال انسان هاست . (ذلك بانّهم كانوا يكفرون )تفسير آيه : (62) إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَرَى وَالصَّبِئِينَ مَنْ ءَامَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الاَْخِرِ وَعَمِلَ صَلِحاً فَلَهُمْ اءَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ
ترجمه آيه : 
همانا كسانى كه (به اسلام ) ايمان آورده و كسانى كه يهودى شدند و نصارى و صابئان ، هركس كه به خدا و روز قيامت ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پس براى آنها در نزد پروردگارشان ، پاداش و اجر است و بر آنها ترسى نيست و آنها محزون نمى شوند.
نكته ها: 
O در تفسير نمونه از جامع البيان ، نقل شده است : سلمان فارسى به رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله گفت : دوستان من كه اهل ايمان و نماز بودند، ولى شما را نديدند تا به شما ايمان بياورند، وضع آنها در قيامت چگونه است ؟ يكى از حاضرين جواب داد: اهل دوزخند. ولى اين آيه نازل شد كه هر كدام از پيروان اديان كه در عصر خود بر طبق وظايف و فرمان الهى عمل كرده اند ماءجورند. البتّه اين آيه نمى تواند بهانه و دستاويزى براى ماندن در يهوديّت و مسيحيّت باشد. زيرا اوّلا: قرآن ، اهل كتاب را به اسلام دعوت نموده است و ثانيا: تهديد كرده كه اگر آگاهانه به سراغ دينى غير از اسلام بروند، مورد قبول نيست .(347)
O مراد از (الّذين هادوا) يهوديان هستند. اين نامگذارى يا به سبب اظهار توبه ى آنان است كه با تعبير (انّا هُدنا اليك )(348) آمده است و يا به جهت آنكه اين قوم به يكى از فرزندان حضرت يعقوب كه يهود نام داشت ، منسوب بودند.
O مراد از (نصارى )، مسيحيان هستند كه در جواب حضرت عيسى كه فرمود: (مَن اءنصارى ) گفتند: (نحن انصار اللّه )(349). شايد هم اين نامگذارى به جهت سكونت آنان در منطقه ناصريّه ، زادگاه عيسى عليه السّلام باشد.
O ((صابئين )) به كسانى گفته مى شود كه خود را پيروان حضرت يحيى مى دانند و براى ستارگان ، قدرت تدبير قائلند. نام اين گروه در سوره هاى بقره ، مائده و حج ، 