در كنار يهود، نصارى ، مجوس و مشركين آمده است (350) و از اينجا معلوم مى شود كه صابئين غير از چهار دسته ى مذكورند. پيروان اين آئين نيز همانند ساير اهل كتاب ، به اسلام دعوت شده اند. اينها با توجّه به اعتقادات خاصّ خود، پيروان اندكى دارند و اهل تبليغ از دين خودشان نيستند. آنها بيشتر در كنار رودخانه ها و درياها زندگى مى كنند و گوشه گير و منزوى هستند. اين افراد، غسل هاى متعدّدى دارند كه در تابستان و زمستان بايد در رودخانه و آب جارى انجام دهند. هم اكنون تعداد نزديك به پنج هزار نفر از آنان در خوزستان در كنار رود كارون و شهرهاى ديگر آن استان زندگى مى كنند و قريب به هشت هزار نفر نيز در عراق در كنار دجله و شهرهاى ديگر عراق سكونت دارند.
پيام ها: 
1 تمام اديان آسمانى ، اصول مشترك دارند؛ توحيد، معاد و انجام اعمال صالح . (آمن باللّه و اليوم الاخر و عمل صالحاً)
2 مهم ترين اصل اعتقادى بعد از توحيد، معاد است . (ءامن باللّه و اليوم الاخر)
3 صاحبان اديان ديگر در صورت بى اطلاعى از اسلام ، چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام ، اگر به دين آسمانى خود ايمان داشته باشند و عمل صالح انجام دهند ودر بى اطلاعى خود مقصّر نباشند، اهل نجات هستند. (من آمن باللّه ... لاخوف عليهم ...)
4 انسان ، تنها در سايه ى ايمان به خداوند و اميد به معاد و انجام عمل صالح ، آرامش مى يابد. (لا خوف عليهم )
5 سعادت وكرامت ، مربوط به ايمان وعمل صالح است ، نه عنوانِ مسلم ، يهودى ، مسيحى ، صابئى . (من آمن باللّه ... لاخوف عليهم ...)تفسير آيه : (63) وَإِذْ اءَخَذْنَا مِيثَقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمْ الطُّورَ خُذُواْ مَآ ءَاتَيْنَكُم بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُواْ مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
ترجمه آيه : 
و (ياد كن ) زمانى كه از شما پيمان گرفتيم و كوه طور را بر فراز شما بالا برديم (و گفتيم :) آنچه را (از آيات و دستورات خداوند) به شما داده ايم ، با قدرت بگيريد و آنچه را در آن هست ، به خاطر داشته باشيد (و به آن عمل كنيد) تاپرهيزگار شويد.
نكته ها: 
O ماجراى كنده شدن كوه طور از جاى خود و قرار گرفتن در بالاى سر يهود، در سوره هاى بقره ،(351) نساء(352) و اعراف (353) نيز آمده است . همچنين شايد مراد از پيمان مطرح شده در اين آيه ، همان پيمانى باشد كه در سوره هاى بقره (354) و مائده (355) آمده است .
پيام ها: 
1 ميثاق گرفتن ، يكى از عوامل و انگيزه هاى عمل است . (اخذنا ميثاقكم )
2 خداوند، هم از طريق فرستادن پيامبر و هم با نشان دادن كارهاى خارق العاده ، حجّت را بر مردم تمام كرده است . (رفعنا فوقكم الطور)
3 تهديد، براى سركوب كردن روحيّه هاى مغرور و لجوج ، يك وسيله ى تربيتى است . (رفعنا فوقكم الطور)
4 حفظ دستاوردهاى انقلاب (نجات از سلطه ى فرعون وآزاد شدن از اسارت و...)، بايد با قدرت و قوّت دنبال شود. (رفعنا فوقكم الطور)
5 عمل به آيات و احكام الهى ، بايد همراه با جدّيّت ، عشق و تصميم باشد نه شوخى ، نه عادت ، نه شكّ و نه تشريفات . (خذوا ما اتيناكم بقوة )
6 معارف دينى بايد با تدريس وتبليغ ، در اذهان مردم زنده بماند. (اذكروا ما فيه )
7 ياد آيات الهى وتدبّر در آنها، زمينه ساز تقواست . (اذكروا ما فيه لعلكم تتقون )<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:34.txt">1</a><a class="text" href="w:text:35.txt">2</a><a class="text" href="w:text:36.txt">3</a><a class="text" href="w:text:37.txt">4</a><a class="text" href="w:text:38.txt">5</a></body></html>تفسير آيه : (64) ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ مِّنْ بَعْدِ ذَ لِكَ فَلَوْلاَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَكُنتُمْ مِّنَ الْخَسِرِينَ
ترجمه آيه : 
سپس شما بعد از اين جريان (كه كوه طور را بالاى سر خود ديديد، بازهم ) رويگردان شديد و اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود قطعاً از زيانكاران بوديد.
پيام ها: 
1 انسانِ غافل ، مهم ترين تهديدها را فراموش مى كند. (ثمّ تولّيتم من بعد ذلك )
2 نوميد نشويد، زيرا كه خداوند با متخلّفان نيز با فضل و رحمت برخورد مى كند. (فلو لا فضل اللّه عليكم )
3 نجات از خسارت ، در سايه ى فضل و رحمت الهى است . (لولا فضل اللّه عليكم و رحمته لكنت من الخاسرين )
تفسير آيه : (65) وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْاْ مِنْكُم فِى السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَسِئِينَ
ترجمه آيه : قطعا شما از (سرنوشت ) كسانى از خودتان كه در روز شنبه ، نافرمانى كردند (و به جاى تعطيل كردن كار در اين روز، دنبال كار رفتند) آگاهيد، ما (به خاطر اين نافرمانى ) به آنان گفتيم : به شكل
بوزينه هاى مطرود در آييد.
نكته ها: 
O يكى از احكام تورات ، وجوب تعطيل كردن شنبه بود كه حرص و آز، گروهى از بنى اسرائيل را به كار واداشت و با حيله اى كه بعدا خواهيم گفت ، روزهاى شنبه ، كار مى كردند. لذا خداوند، افراد حيله گر را به صورت بوزينه در آورد تا درس عبرتى براى ديگران باشد. اين ماجرا علاوه بر اين آيه در سوره اعراف (356) نيز آمده است . و اصولا مسخ چهره ، يكى از عذاب هاى الهى و تحقّق قهر خداوندى است . گروهى از نصارى نيز بعد از نزول مائده آسمانى ، كفر ورزيدند كه به شكل بوزينه و خوك در آمدند. (وجعل منهم القردة و الخنازير)(357)
O كلمه ى (سَبت ) به معناى قطع و دست كشيدن از كار است . چنانكه در آيه اى ديگر، درباره ى نقش خواب فرموده است : (وجعلنا نومكم سباتا)(358) و لذا شنبه ، روز تعطيلى يهود، ((يوم السبّت )) ناميده شده است .
O (خاسئين ) از ماده ((خساء)) به معنى ((طرد نمودن )) است . اين واژه ابتدا براى طرد سگ بكار رفته ، ولى سپس به طور عام استعمال شده است . در آيه بجاى ((قردة خاسئة ))، (خاسئين ) فرموده كه صفت براى جمع مذكّر عاقل است ، شايد اين استعمال براى آن است كه جسم آنان تبديل به بوزينه شده ، نه روح و عقل انسانى آنان . زيرا در اين صورت ، عذابِ بيشترى مى كشند. هر چند كه برخى ، همانند مراغى در تفسير خود، مراد از بوزينه شدن را يك تشبيه دانسته و گفته اند: اين آيه نيز نظير آيه ى (كمثل الحمار) و يا (كالاَنعام ) است . يعنى مسخ معنوى آنان منظور است ، نه مسخ صورى و ظاهرى . ولى در تفسير اطيب البيان روايتى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل شده است كه فرمودند: خداوند هفتصد امّت را در تاريخ به خاطر كفرشان ، تغيير چهره داده و به سيزده نوع حيوان ، تبديل شده اند.(359)
O همانگونه كه در روايات مى خوانيم دامنه مسخ در قيامت با توجّه به خصوصيّات روحى افراد، گسترده تر خواهد بود. در قيامت مردم ده گونه محشور مى شوند:
1 شايعه سازان ، به صورت ميمون . 2 حرام خواران ، به صورت خوك . 3 رباخواران ، واژگونه . 4 قاضى ناحقّ، كور. 5 خودخواهان مغرور، كر و لال . 6 عالم بى عمل ، در حال جويدن زبان خود. 7 همسايه آزار، دست و پا بريده . 8 خبرچين ، آويخته به شاخه هاى آتش . 9 عيّاشان ، بد بوتر از مردار. 10 مستكبران ، در پوششى از آتش .(360)
پيام ها: 
1 از دانستنى هاى تاريخ ، عبرت بگيريد. (ولقد علمتم )
2 كسى كه حكم خدا را نسخ كند، خود را مسخ كرده است . تغيير وتحريف چهره دين ، تغيير چهره انسانيّت را بدنبال دارد. (اعتدّوا... كونوا قِردة )
3 استراحت و عبادت ، بايد جزء 