رى چيزى (از احكام ودستورات ) بر خلاف هواى نفس شما آورد، در برابر او تكبّر ورزيديد.(و به جاى ايمان آوردن به او) جمعى را تكذيب و جمعى را به قتل رسانديد؟!
نكته ها: 
O اين آيه از استمرار لطف خداوند براى هدايت مردم سخن مى گويد. كه پس از موسى عليه السّلام پيامبرانى چون داوود، سليمان ، يوشع ، زكريّا و يحيى عليهم السلام آمدند و بعد از آن بزرگواران ، خداوند حضرت عيسى عليه السّلام را با دلايل روشن فرستاد كه از سوى روح القدس (375) يارى و تاءييد مى شد، ولى بنى اسرائيل راه استكبار و گردنكشى را پيش ‍ گرفتند و بجاى پذيرشِ هدايت الهى ، به تكذيب و قتل انبيا دست زدند.
O نقل تاريخ انبيا، يك نوع تسلّى براى پيامبر اسلام ومؤ منان است كه تحمّل رنجها براى آنان آسان شود.
پيام ها: 
1 سنّت خداوند، تداوم وجود رهبر آسمانى در ميان مردم است . (قفّينا)
2 تعليم و تربيت ، تعطيل بردار نيست . (قفّينا) فرستادن پيامبران يكى پس از ديگرى ، نشانه ى جريان هدايت در طول تاريخ است .
3 فرشتگان ، به اولياى خدا يارى مى رسانند. (ايّدناه بروح القدس )
4 انبيا بايد به سراغ مردم بروند. (جاءكم الرسول )
5 هدايت ، با هوى وهوس سازگار نيست . (لاتهوى انفسكم )
6 كسى كه تسليم حقّ نباشد، مستكبر است . (لاتهوى انفسكم استكبرتم )
7 هوى پرستى ، انسان را تا پيامبركشى پيش مى برد. (فريقا تقتلون )
8 انبيا براى تحقّق اهداف خويش ، تا پاى جان مقاومت مى كردند. (فريقا تقتلون )تفسير آيه : (88) وَ قَالُواْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ لَّعَنَهُمُ اللّه بِكُفْرِهِمْ فَقَلِيلاً مَّا يُؤْمِنُونَ
ترجمه آيه : 
وآنها (به پيامبران ) گفتند: دلهاى ما در غلاف است (و ما از گفته هاى شما چيزى نمى فهميم .) چنين نيست ، بلكه خداوند به سبب كفرشان از رحمت خود دور ساخته (و به همين دليل چيزى درك نمى كنند)، پس اندكى ايمان مى آورند.
نكته ها: 
O ظاهرا اين جواب استهزاآميز، شعار همه ى مشركان و سركشان ، در برابر پيامبران بوده است . چنانكه در جواب حضرت شعيب مى گفتند: (يا شعيب ما نفقه )(376) ما حرف تو را نمى فهميم . و يا در برابر آيات قرآن مى گفتند: (قلوبنا فى اكنّة )(377) دلهاى ما در پرده و پوشش است . در اين آيه نيز تعبير (قلوبنا غُلف ) آمده است .
پيام ها: 
1 مقدّمات بدبختى ، بدست خود انسان است . اگر گروهى مورد لعنت وقهر الهى قرار مى گيرند، به خاطر كفر ولجاجت خودشان است . (لعنهم اللّه بكفرهم )تفسير آيه : (89) وَلَمَّا جَآءَهُمْ كِتَبٌ مِّنْ عِنْدِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُم وَكَانُواْ مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَآءَهُمْ مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَفِرِينَ
ترجمه آيه : 
و چون از طرف خداوند، آنان را كتابى (قرآن ) آمد كه مؤ يّد آن نشانه هايى است كه نزد آنهاست و پيش از اين به خود نويد مى دادند (كه با كمك كتاب وپيامبر جديد) بر دشمنان پيروز گردند،اما چون آنچه (از كتاب و پيامبر كه از قبل ) شناخته بودند، نزد آنان آمد به او كافر شدند، پس لعنت خدا بر كافران باد.
نكته ها: 
O اين آيه ، صحنه ى ديگرى از لجاجت ها و هواپرستى هاى يهود را مطرح مى كند كه آنها بر اساس ‍ بشارت هاى تورات ، منتظر ظهور پيامبر بودند و حتّى به همديگر نويد پيروزى مى دادند و به فرموده امام صادق عليه السّلام يكى از دلايل اقامت آنها در مدينه اين بود كه آنها مى دانستند آن شهر، محلّ هجرت پيامبر است وبه همين سبب از پيش در آنجا سكنى گزيده بودند، ولى بعد از ظهور پيامبر اسلام ، با آنكه نشانه هاى وى را موافق با آنچه در تورات بود يافتند، كفر ورزيدند.(378)
پيام ها: 
1 اديان الهى ، يكديگر را تصديق مى كنند، نه آنكه در برابر هم باشند. (مصدّقا)
2 به هر استقبالى نبايد تكيه كرد. با آنكه يهوديان در انتظار پيامبرصلّى اللّه عليه و آله ساليانى در مدينه سكنى گزيدند، ولى در عمل كفر ورزيدند.(379) (كانوامن قبل ... كفروا به )
3 شناخت حقّ و علم به آن كافى نيست . چه بسا افرادى كه حقّ را فهميدند، ولى به خاطر لجاجت كافر شدند. (فلمّا جائهم ماعرفوا كفروا)تفسير آيه : (90) بِئْسَمَا اشْتَرَوْاْ بِهِ اءَنْفُسَهُمْ اءَنْ يَكْفُرُواْ بِمَآ اءَنْزَلَ اللّهُ بَغْيَاً اءَنْ يُنَزِّلَ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلَى مَنْ يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِ فَبَآءُو بِغَضَبٍ عَلَى غَضَبٍ وَلِلْكَ فِرينَ عَذَابٌ مُّهِينٌ
ترجمه آيه : 
چه بد است آنچه كه خويشتن را به آن بفروختند، كه از روى حسد، به آياتى كه خدا فرستاده بود كافر شدند (و گفتند:) كه چرا خداوند از فضل خويش بر هر كس از بندگانش كه بخواهد، (آياتش را) نازل مى كند. پس به قهر پى درپى الهى گرفتار شدند وبراى كافران ، مجازاتى خوار كننده است .
نكته ها: 
O در اين آيه ، علّت كفر يهوديان به پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله بيان شده است . آنها حسادت مى ورزيدند كه چرا بر يكى از افراد بنى اسرائيل ، وحى نازل نشده است . و اين حسادت و كفرورزى ، بهاى بدى بود كه خود را بدان فروختند.
پيام ها: 
1 معيار ارزش دين مردم ، به انگيزه هاى آنان است . (بئسما اشتروا... بغيا)
2 حسد مايه كفر است . بنى اسرائيل آرزو داشتند پيامبر موعود از نژاد آنان باشد و چون به آرزوى خود نرسيدند، حسادت ورزيده وكافر شدند. (بغيا ان ينزّل )
3 پيامبرى ، فضل الهى است . (من فضله على من يشاء)
4 نارضايتى انسان ، تاءثيرى در الطاف حكيمانه خداوند ندارد. خدا بهتر مى داند كه رسالت خود را به عهده چه كسى بگذارد. (من يشاء)
5 بدترين معاملات آن است كه انسان هستى خود را بدهد و غضب الهى را بخرد. (بئسما اشتروا... غضب ، عذاب مهين )346  مائده ، 21.
347  آل عمران ، 85.
348  اعراف ، 156.
349  صف ، 14.
350  بقره ، 62 ؛ مائده ، 69 ؛ حج ، 17.
351  بقره ، 93.
352  نساء، 154.
353  اعراف ، 171.
354  بقره ، 40 و82.
355  مائده ، 12.
356  اعراف ، 163 166.
357  مائده ، 60.
358  نباء، 9.
359  بحار، ج 14، ص 787.
360  تفسير مجمع البيان و نورالثقلين و صافى ، ذيل آيه 18 سوره نباء.
361  تورات ، سِفر تثنيه ، فصل 21.
362  تفسير فخررازى ، ذيل آيه .
363  مائده ، 101.
364  تفسير نمونه ، ج 5، ص 96.
365  شرح ابن ابى الحديد، ج 18، ص 102.
366  تفسير نورالثقلين ، ج 1، ص 89.
367  تفسير درّالمنثور، ج 1، ص 78.
368  تفسير نورالثقلين ، ج 1، ص 88.
369  همچنان كه قرآن ، براى مؤ منان مايه ى شفا ورحمت و براى ظالمان ، موجب زيان و خسارت است . اسراء، 82.
باران كه در لطافت طبعش ، خلاف نيست در باغ ، لاله رويد و در شوره زار، خَس
370  با توجّه به اينكه خشيت ، تنها برخاسته از علم است ، نه چيز ديگر: (انّما يخشى اللّه من عباده العلماء) فاطر، 28. و مولوى نيز مى گويد:
جمله ى ذرّات پيدا و نهان با تو مى گويند، روزان و شبان
ا سميعيم و بصيريم و هُشيم با شما نامحرمان ، ما خامُشيم
طق آب و نطق خاك و نطق گل هست محسوس حواس اهل دل
371  در سوره هاى نساء آيات 80 و120 و بقره ، آيه 109 و مائده آيه 21 نمونه اى از اين آرزوها بيان شده است .
372  انفال ، 75.
373  از كلمه (دماءكم ) و(انفسكم ) استفاده مى شود، كشتن يا اخراج ديگرى در واقع كشتن و اخراج خود است . سعدى مى گويد: