
بنى آدم اعضاى يكديگرند كه در آفرينش زيك گوهرند
374  در احاديث آمده است : اگر كسى ستمگر را در ظلم و ستم راهنمايى و كمك كند، در دوزخ قرين ((هامان )) وزير فرعون خواهد بود. و حتّى آماده كردن دوات و قلم براى ستمگر، جايز نيست . امام كاظم عليه السّلام خطاب به يكى از مسلمانان بزرگوار فرمود: كرايه دادن شتر به دستگاه هارون الرشيد هر چند براى سفر حج باشد، جايز نيست . تفسير اطيب البيان .
375  از آيه ى 102 سوره ى نحل معلوم مى شود كه روح القدس ‍ همان جبرئيل است .
376  هود، 91.
377  فصّلت ، 5.
378  تفسير نورالثقلين .
379  به عشق و انتظار خود مغرور نباشيد. ممكن است در مرحله ى عمل ، حالات انسان عوض شود. خداى ناكرده امروز دعاى ندبه بخواند، ولى فردا...<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:359.txt">تفسير آيه : (91)</a><a class="text" href="w:text:360.txt">تفسير آيه : (92)</a><a class="text" href="w:text:361.txt">تفسير آيه : (93)</a><a class="text" href="w:text:362.txt">تفسير آيه : (94)</a><a class="text" href="w:text:363.txt">تفسير آيه : (95)</a><a class="text" href="w:text:364.txt">تفسير آيه : (96)</a><a class="text" href="w:text:365.txt">تفسير آيه : (97)</a><a class="text" href="w:text:366.txt">تفسير آيه : (98)</a><a class="text" href="w:text:367.txt">تفسير آيه : (99)</a><a class="text" href="w:text:368.txt">تفسير آيه : (100)</a><a class="text" href="w:text:369.txt">تفسير آيه : (101)</a><a class="text" href="w:text:370.txt">تفسير آيه : (102)</a><a class="text" href="w:text:371.txt">تفسير آيه : (103)</a><a class="text" href="w:text:372.txt">تفسير آيه : (104)</a><a class="text" href="w:text:373.txt">تفسير آيه : (105)</a><a class="text" href="w:text:374.txt">تفسير آيه : (106)</a><a class="text" href="w:text:375.txt">تفسير آيه : (107)</a><a class="text" href="w:text:376.txt">تفسير آيه : (108)</a><a class="text" href="w:text:377.txt">تفسير آيه : (109)</a><a class="text" href="w:text:378.txt">تفسير آيه : (110)</a><a class="text" href="w:text:379.txt">تفسير آيه : (111)</a><a class="text" href="w:text:380.txt">تفسير آيه : (112)</a><a class="text" href="w:text:381.txt">تفسير آيه : (113)</a><a class="text" href="w:text:382.txt">تفسير آيه : (114)</a><a class="text" href="w:text:383.txt">تفسير آيه : (115)</a><a class="text" href="w:text:384.txt">تفسير آيه : (116)</a><a class="text" href="w:text:385.txt">تفسير آيه : (117)</a><a class="text" href="w:text:386.txt">تفسير آيه : (118)</a><a class="text" href="w:text:387.txt">تفسير آيه : (119)</a><a class="text" href="w:text:388.txt">تفسير آيه : (120)</a><a class="text" href="w:text:389.txt">پاورقی</a></body></html>تفسير آيه : (91) وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ ءَامِنُواْ بِمَآ اءَنْزَلَ اللّهُ قَالُواْ نُؤْمِنُ بِمَآ اءُنْزِلَ عَلَيْنَا وَ يَكْفُرُونَ بِمَا وَرَآءَهُ وَهُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ اءَنْبِيَاءَ اللّهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ كُنْتُمْ مُّؤْمِنِينَ
ترجمه آيه : 
و هنگامى كه به آنها گفته شود به آنچه خداوند نازل كرده ايمان آوريد، گويند: ما تنها به چيزى ايمان مى آوريم كه بر (پيامبر) خودمان نازل شده باشد و به غير آن كافر مى شوند، در حالى كه آن (قرآن ) حقّ است و آنچه را (از تورات ) با ايشان است ، تصديق مى كند. بگو: اگر (به آياتى كه بر خودتان نازل شده )مؤ من بوديد پس چرا پيامبران خدا را پيش از اين به قتل مى رسانديد؟!
پيام ها: 
1 پيامبر اسلام ، ماءمور دعوت همه ى امّت ها به اسلام بوده است . (قيل لهم )
2 يكى از دلايل كفر كفّار، نژادپرستى وتعصّبات قومى است . (نؤ من بما انزل علينا ويكفرون بما ورائه )
3 ملاك ايمان ، حقّانيّت آيين است نه نژاد. (و هو الحقّ)
4 قرآن ، سراسر حقّ است . (انزل اللّه ... وهو الحقّ)
5 چون يهوديان زمان پيامبر به رفتار نياكان خود راضى بودند، خداوند نسبت قتل انبيا را به آنان داده است . (فلِمَ تقتلون )
6 دروغگو، رسواست . (فلم تقتلون ... ان كنتم مؤ منين )
(اگر به انبيايى كه از بنى اسرائيل است ايمان آورده ايد، پس آن همه پيامبران همانند حضرت يحيى و زكريا را كه از بنى اسرائيل بودند، چرا شهيد كرديد؟! آرى ، رفتار شما، نشانه ى ايمان نداشتن شماست .)
فصل
1- محمد بن مسلم ثفقی از امام صادق ع روایت کرده است که آن حضرت فرمود: هنگامی  که مردم امام خود را گم کنند سالهائی چنان به سر خواهند برد که ندانند کدام از کدام است سپس خدای عزوجل برای انان صاحبشا را آشکار سازد.
2- علی بن حارث بن مغیره از پدر خویش روایت کرده که او گفت: به امام صادق ع عرض کردم: ایا فترتی خواهد بود که در ان  مسلمانان امام خویش را نشناسند؟ فرمود: چنین گفته می شود عرض کردم : پس ما چه کنیم؟ فرمود : چون چنین شود به همان امر نخستین بیاویزید و همان را که بر آنید به دست داشته باشید تا آخر کار برشما روشن گردد. (فترت زمانی است که حجت خدا و امام بر مردم حضور نداشته باشد)
3- محمد بن منصور صیقل از پدرش منصور روایت کرده که او گفت : امام صادق ع فرمود: بنگر هرگاه روز و شب را گذرانیدی که امامی درآن از آل محمد (برخود) ندیدی، پس هر که را دوست می داری همچنان دوست بدار و هر که را دشمن می داری همچنان دشمن بدار، و ولایت هر که را داری ولایت همو را داشته باش و شبانه روز منتظر فرج و گشایش باش.
محمد بن یعقوب کلینی نیز از طریق دیگری از منصور و او از کس دیگری که نام می برد از امام صاق ع همانند این حدیث را روایت کرده است.
4- عبدالله بن سنان گوید: من با پدرم بر امام صادق ع وارد شدیم پس آن حضرت فرمود: چگونه به سر خواهید برد اگر در جایی قرار بگیرید که درآن امامی راهنما و نشانه ای چشمگیر نبینید، پس هیچکس ازآن سرگردانی رهائی نمی یابد مگر آن کس که به دعائی همچون دعای غریق دست نیایش بردارد پدرم گفت: به خدا قسم این بلا است فدایت شوم در چنین وضعی چه کنیم؟ فرمود: هرگاه چنین شود- البته تو آن زمان را هرگز در نمی یابی – پس بدانچه در میان دارید بیاویزید (جدا نشوید) تا وقع بر شما روشن شود.
5- حارث بن مغیره نصری از امام صادق ع روایت کرده گوید: به آن حضرت عرض کردم : برای ما روایت شده که صاحب این امر زمانی از نظر ناپدید می شود پس در ان حال ما چه کنیم؟ فرمود: شما به همان امر نخستین که بر آن هستید دست داشته متصل باشید تا وضع برای شما روشن شود.
6- آبان بن تغلب از امام صادق ع روایت می کند که آن حضرت فرمود: زمانی بر مردم بیاید که در آن دچار (سبطه) شوند و علم جمع گردد همچنان که مار در سوراخ خویش خود را گرد می کند و به هم می آورد (چنبر می زند) و در این حال که آنان چنین به سر می برند ناگاه ستاره ای بر آنان می دمد، عرض کردم : سبطه چیست؟ فرمود: فترت است(فاصله ای زمانی است که امام حاضر نباشد) عرض کردم پس در آن میان ما چه کنیم؟ فرمود: بر همان چیزی که بودید باقی باشید تا خداوند ستاره شمارا برایتان برآورد.
7- آبان بن تغلب ازامام صادق ع روایت کرده که ان حضرت فرمود: چگونه خواهید بود چون سبطه واقع شود در بین دو مسجد (مسجد الحراام و مسجد النبی یا مسجد کوفه و مسجد سهله) پس علم در آن جمع گردد همچنانکه مار خود را در سوراخ خویش گرد می کند و شیعه در میان خویش اختلاف کند و پاره ای دیگری را دروغگو خواند و بعضی در روی پاره ای دیگر آب دهان اندازند. عرض کردم: خیری در آن حال نیست فرمود: همه خیر در همان حال است و این سخن را سه بار تکرار کرد منظور آن حضرت نزدیک شدن فرج بود.
محمد بن یعقوب کلینی نیز از طریق دیگری از ابان 