  ، و با وی سودا نمودند، آمد و شد داشتند وعلاوه بر آن بردرانش بودند و او برادر ایشان بود با  این همه ا و را نشناختند تا  اینکه او خود خویشتن را به آنان معرفی کرد و به ایشان گفت: من یوسفم دراین وقت ایشان او را شناختند، پس چگونه است که این امت سرگردان انکار می کند که خدای عز و جل در وقتی از اوقات اراده کند که حجت خوشرا از ایشان بپوشاند. یوسف، ملک مصر برایش مقرر بود و میان او و پدرش هجده روز راه فاصله بود، اگر خدا می خواست اورا به محل یوسف آگاه گرداند مسلماً بر  آن قادر بود، به خدا سوگند به هنگام رسیدن مژده پیدا شدن  یوسف، یعقوب و فرزندان وی خود را از راه بیابان نه روزه به مصر رسانیدند، پس این امت چه انکاری می دارد که خداوند با ححت خویش نیز چنان کندکه با یوسف کرد و ان صاحب مظلوم شما که حقش مورد  انکار قرار گرفته، صاحب این  امر، میان آنان آمد و شد نماید، در بازارهایشان گام بردارد و قدم بر فرشهای ایشان گذارند و آنان او را نشناسند، تا اینکه خداوند او را اجازه فرماید که خودش را معرفی کند همانگونه که خداوند یوسف را اجازه فرمود، در آن هنگام که برادرانش به او گفتند: آیا حتماً تو خود، یوسف هستی؟ پاسخ داد: آری من یوسفم.
محمدبن یعقوب کلینی از طریق دیگری از سدیر صیرفی روایت کرده که گفت: شنیدم امام صادق ع می فرماید:و همانند آن یا نظیرآن حدیث رانقل کرده است 
5.ابوبصیر گوید: شنیدم امام باقر ع می فرمود: در صاحب این امر  روشها و شیوه هایی از چهار پیامبراست: سنتی از موسی؛ سنتی از عیسی؛ سنتی از یوسف و سنتی از محمد- صلوات الله علیهم اجمعین من عرض کردم: سنت موسی کدام است؟ فرمود: ترسان و نگران است، پرسیدم : سنت عیسی کدام است  ؟فرمود: آنچه در مورد عیسی گفته شده درباره او نیز گفته می شود. عرض کردم: سنت یوسف چیست؟ فرمود: چون قیام کند همچون پیامبر خدا ص رفتار خواهد کرد، جز  اینکه او آثار رسول  خدا ص را روشن می سازد( مأموریتش دنباله همان مأموریت پیامبر است) و شمشیر برگردن خویش حمایل ساخته و هشت ماه به شدت مبارزه می کند تا اینکه خدا راضی شود، پرسیدم : چگونه از رضایت خاطر خداوندآگاه می گردد؟ فرمود: خداوندبه دل او رحمت می¬اندازد.
پس شما ای صاحبان دیده- که به نور هدایت بینا است وصاحبان دلها که از آفت کوری سالم است و با ایمان ونور خویش روشنی بخش است- به نظر  عبرت بنگرید به این گفته که فرمایش دو ا مام: حضرت باقر و حضرت صادق ع است درباره غیبت و آنچه که فرمایش دو امام: حضرت باقروحضرت صادق ع است درباره غیبت و آنچه در ارتباط با حضرت قائم ع ا ست از سنتهای پیامبران ع که عبارت است از مخفی شدن ونگرانی و اینکه او فرزند کنیزی سیه چرده است که خداوند امر او را یک شبه اصلاح می فرماید و نیکو در آن بیندیشید که با وجود او همه باطلها و گمراهی ها که بدعت گزاران بنا کرده اند جملگی فرو می ریزد، همان بدعت گزارانی که خداوند شیرینی ایمان و دانش را به آنان نچشانیده و ایشان را دور و بر کنار از آن قرار داده است. واین طائفه اندک وناچیز(شیعه) باید خدخا را شکرگزارباشد چندانکه در خور سپاسگزاری اوست،به پاس آنچه بواسطه آن بر ایشان منت نهاده که همانا پایداری بر آئیین وطریق امامت است و نیز رها کردن تک روی و مخالفت با ا صول و نظام امامت ان چنان که ا کثر از کسانی که (سابقا) معتقد بودند ولی راه خود را جدا کرده و به راست و چپ بال گشودند و( به هرز و بیراهه رفتند) و شیطان توانست یا فرصت یافت بر او مسلط شده سرکردگی و عنان او را به دست گیرد. به هر رنگی که خواست در آ ورده ازرنگی دیگر بیرونش آورد تا او را به گمراهی داخل نموده و از هر گونه پیشرفت او جلوگیری نماید و ایمان را برایش ناخوشایند نشان دهد وگمراهی رادر نظر او آرایش دهد و گفته هر کس را که تنها متکی به عقل  و درک خویش است و بر مبنای قیاس خویش عمل می کند در سینه او جلوه دهد، و حق و اعتقاد به پیروی از آن کس را که خداوند اطاعت او را واجب فرموده ترسناک نماید، همچنانکه خداوند جل و عز در محکم کتاب خود به حکایت از گفته ابلیس لعنۀ الله علیه نقل فرموده : سوگند به عزت تو جملگی آنان را گمراه خواهم ساخت مگر آن بندگان ترا که مخلص اند و باز گفته اوکه : و حتماً آنان را گمراه خواهم کرد و وعده  ها  به آنان خواهم داد و باز گفته دیگرش که: و حتماً بر ایشان بر سر راه مستقیم تو خواهد نشست آیا امیرالمومنین ع در خطبهخ خویش نمی فرماید که من ریسمان محکم خدایم و راه مستقیم منم و من حجت خدا پس از رسول راستگو و امین، بر همه افریدگار اویم  سپس  خدای عز و جل به نقل از آنچه ابلیس گمان می کرد می فرماید: به تحقیق که گمان ابلیس درباره آان درست درآمد و از او پیروی کردند مگر گروهی از مومنین
خدا شما را رحمت کند که از خواب غفلت بیدار شوید واز بی خبری هوی به خود آئید. آنچه پیشوایان راستگو ع فرموده اند فراموشتان نشود که آن سخنان را بدون توجه به معنی تنها بشنوید، بلکه با دلهای اندیشمند وخردهای پندگیرنده و با تدبر به آنچه می گویند بنگرید، خداوند کمال یابی شما را نیکو گرداند( در راه رشد توفیقتان بخشد) و میان شما و ابلیس لعنه الله حائل گردد تا در زمره ان جمله در نیایید که در فرمایش خدای عز و جل ( خطاب به شیطان) استثنا شده اند که : تو را بر بندگان من سلطنتی نیست که مگر  آن که گمراه باشند و از تو پیروی کنند و ناگریز [ داخل در] جمع آن عده که نزد ابلیس استثنا شده اند گردید بنا به قول اولعنه الله که گفت: همه را گمراه خواهم کرد مگر بندگان برگزیدگان مخلصت را و سپاس خداوند را که پروردگارجهانیان است.
6.زراره گوید: شنیدم امام صادق ع می فرماید: حضرت قائم ع پیش از آنکه قیام کند غیبتی خواهد داشت، عرض کردم: برای چه؟ فرمود: می ترسد- و در این حال با دست خویش به شکم خود اشاره کرد- سپس فرمود: ای زراره او همان کسی است که منتظرش خواهند بود و اوست که در ولادتش تردید خواهند کرد پس بعضی از آنان می گویند: پدرش بدون فرزند وفات یافته است و دیگر از ایشان کسی می گوید: او در شکم مادر خویش است( هنوز به دنیا نیامده) و باز کسی از ایشان گوید: او پنهان است و دیگری می گوید:او چند سال پیش از وفات پدرش به دنیا آمده است، او همان است که به انتظارش هستند جز اینهک خداوند دوست می دارد که دلهای شیعیان را مورد آزمایش قرار دهد، در آن حال ای زراره کسانی که بر باطل اند شک خواهند کرد. زراره گوید: عرض کردم: فدایت شوم اگر زمانی را دریافتم چه کاری انجام دهم( چه کنم؟) فرمود: ای زراره هر گاه بدان زمان برخوردی خدا را به این دعا بخوان: خدایا خویشتن را بر من آشنا ساز واگر تو خود را به من نشناسانی من فرستاده تو را نخواهم شناخت، بارخدایا رسول خویش را به من بشناسان که اگر تو رسول خود را به من نشناسانی من هرگز از حجت تو آگاه نخواهم شد؛ پروردگارا مرا از حجت خویش آگاه ساز که اگر تو حجت خود را به من نشناسانی در دینم دچار  گمراهی خواهم گشت. سپس فرمود: ای زراره کشته شدن پسر بچه ای یا جواین در مدینه ناگزر است و حتما