ً رخ خواهد داد. عرض کردم: فدایت شوم این همان نیست که لشکریان سفیانی او را می کشند؟ فرمود: نه،  بله سپاه بنی فلان برای چه منظوری داخل  مدینه شده است، پس آ« پسر را می گیرد و او را به قتل می رسند، همین که  او را از روی نابکاری و دشمنی و ستم  به قتل رساندی دیگر خداوند مهلتشان نمی دهد( قلع و قمعشان می سازد)  پس در آن حال منتظر فرج باشید. محمدبن یعقوب کلینی- رحمه الله- از طریق دیگری از زراره روایت کرده که گفت: شنیدم امام صادق ع می فرمود: و مانند حدیث قبل را ذکر کرده است.
و باز از طریق دیگری محمد بن یعقوب کلینی- رحمه الله- از زراره بن اعین نقل کند که گفت: امام صادق ع فرمود: و این حدیث و دعا را کاملاً همانند او  ذکر می کند- و احمدبن هلال گوید: تاکنون 56 سال است که این حدیث راشنیده ام.
7. عبدالله بن عطاء مکی گوید: به امام باقر ع عرض کردم:شیعه تو را در عراق فراوان است و بخدا سوگند در خاندان تو کسی موقعیت تو را ندارد، پس چگونه است که خروج نمی کنی؟ آن حضرت فرمود: ای عبدالله بن عطاء تو گوشهای خود را به مردم نادان فراداشته ای( سخن هر ساده لوح و احمقی را باور داری) بله، به خدا قسم من صاحب موعود شما نیستم، عرض کردم: پس چه کسی صاحب ما است؟ فرمود: بنگرید چه کسی ولادتش از مردم پنهان می گردد. پس او آن صاحب(الامر منظور) شما است، همانا کسی که از ما نیست که با انگشتان مورد اشاره واقع شود و بر سر زبانها افتد مگر اینکه از شدت خشم می میرد، یا مرگ طبیعی او را در می یابد.
محمد بن یعقوب کلینی رحمه الله از طریق دیگر از عبدالله بن عطاء مکی همانند این حدیث را از ا مام باقر ع روایت کرده است.
8. از عبدالله بن عطاء مکی روایت شده که گفت: من به عزم حج گزاران از واسط بیرون آمدم و بر امام باقر ع وارد شدم،پس آن حضرت درباره مردم و نرخها ( اوضاع اقتصادی) پرسشهایی فرمود من عرض کردم در حالی از مردم جدا شدم ( وقتی عازم بودم) آنان گردنهای خویش به سوی شما می کشیدند( متوجه شما بودند) چنانچه اقدام به خروج نمائیدمردم از شما پیروی خواهند کرد، پس فرمود: ای ابن عطا گوش خود به مردم نادان فرا د اشته ای،  نه به خدا قسم، من صاحب ( موعود) شما نیستم، ( بلکه) مردی از بین ما خاندان- یعنی خاندان نبوت- با انگشتان نشان داده نمی شود و ابروا به جانب او کشیده نمی شود( مورد توجه و منظور نظر قرار نمی گیرد) مگر اینکه با کشته شدن از دنیا می رود و یا به مرگ طبیعی می میرد، عرض کردم: منظور از مرگ طبیعی چیست؟ فرمود: با حالی خشمگین در بسترش در می گذرد تا اینکه خداوند کسی را برانگیزد که ولادت او مورد توجه و آگاهی واقع نمی شود، عرض کردم: او کیست که ولادتش را ملتفت نمی شوند؟ آن حضرت فرمود: دقت کن چه کسی است که مردم نمی فهمند او زاده شده یا نه، پس همان صاحب شما است.
9. ایوب بن نوح گوید: به امام علی بن موسی الرضا ع عرض کردم: ما امیدواریم شما صاحب این امر باشید، و خداوند متعال آن را از روی بخشش و بدون خونریزی ونیاز به شمشیر به سوی شما سوق دهد که هم اکنون با شما بیعت شده است، وبه نام شما سکه زده شده، پس آن حصرت فرمود: کسی از ما خاندان نیست که به او نامه ها ارسال شود و به انگشتان به او اشاره گردد( شهرت بهم رساند) و مورد سئوال و پرسشها قرار گیرد و مالها به سوی او سرازیر گردد، مگر ا ینکه به مرگ ناگهانی کشته شود( ترور) یا اینکه در بسترش بمیرد، تا آنگاه که خداوند برای این کار پسری از ما را برانگیزد که زاده شدن و محل پرورش یافتنش پنهان باشد ولی نسبش آشکار باشد( بدیهی است چون قبلاً ائمه معصومین ع آن را متذکر شده اند دیگر نمی تواند آشکار نباشد)
10. عبدالله بن عطاء گوید: به  امام باقر ع عرض کردم: مرا از حضرت قائم ع آگاه گردان پس آن حضرت فرمود: سوگند به خدا او نه من هستم و نه  آن کسی که گردنهای خود را به سوی  او می کشید یعنی منظور شماست، و کسی  است که ولادتش معلوم نمی شود، عرض کردم: چه رفتاری خواهد داشت؟ فرمود: همان رفتاری را که رسول خدا ص داشت ، آنچه از دین که به سبب پیرایه ها به مرور نسخه شده براندازد و رسول خدا ص که سنتهای انبیاء را زنده و بدعتها را از میان برداشت او نیز بدعتها رابرطرف ودین جدش را دوباره از سر می گیرد.
11. یمان تمار گوید: امام صادق ع فرمود: صاحب این امر را غیبتی است که در آن هر کس از دین خود دست برندارد( در سختی و عظمت کار) همانند کسی است که با کشیدن دست به ساقه قتاد( بوته ای تیغ دار است) خارهای آن را از آن بسترد، سپس آن حضرت مدتی سر به زیر افکند بعد فرمود: صاحب اینامر دارای غیبتی است، پس بنده خدا باید پرهیزگاری وتقوی پیشه کند و به دین خود پایدار باشد.
محمدبن یعقوب کلینی نیز از طریق دیگری این حدیث را از یمان تمار نقل می کند که گفت: ما نزد امام صادق ع نشسته بودیم پس آن حضرت فرمود: صاحب این امررا غیبتی است- و حدیث را همانند او ذکرکرده است.
پس به این ترتیب چه کسی غیر از امام منتظر این غیبت است؟ وغیر از او چه کسی اس که مردم همگان در مورد ولادت و  سن او تردید می کنند جز اندکی از آنان؟ و آن کیست که بیشتر مردم به او نظر ندارند و امر اورا راست نپندارند و به بودن او ایمان نداشته باشند جز امام منتظر ع آیا او همان کسی نیست که پیشوایان راستگو ع شخص راسخ بر  او و پایدار بر اعتقاد به ولادتش را- به هنگام وقوع غیبت با وجود پراکندگی وناامیدی مردم از ا و و به تمسخر گرفتن معتقدین به امامت او و  نسبت دادن دشمنان و تردیدکنندگان ایشان را به ناتوانی( در آوردن حجت) و در عین حال آنان همچنان پایدار و استوار و برحق باشند و فردای قیامت مسخره کنندگان دشمنانشان باشند-( چنین شخصی را) بدان کسی تشبیه کرده اند که دست بر شاخ تیغدار قتاد  می ساید تا از خار آن را پاک گرداند، بر فشار و سختیهایش بردبار و شکیبا باشد، و آن همین جماعت اندک و ناچیز و جدا از این خلق بسیار است که ادعای تشیع دارند، کسانی که هواهای ایشان آنان را پراکنده ساخته و دلهایشان ظرفیت وتوان بردباری حق( توان کشیدن بار حق) و شکیبائی بر تلخی آن را ندارد و از تصدیق به وجود امام با توجه به ناپدید بودن شخص او ونیز طولانی بودن زمان غیبتش دستخوش هراس میشوند، در صورتی که هرکس برابر فرمایش امیرالمومنین ع که می فرماید: در راه هدایت بواسطه کم بودن کسانی که راه می پویندن (همراهان ) نهراسید رفتار نموده و آن را مورد تصدیق قرار داده و بدان اعتقاد داد و بر آن پابرجاست و آنچه راکه از نادانان کر و لال و و کور و افراد دور از دانش شنیده است سست و ناچیز وبی اهمیت می انگارید. از خداوند می خواهیم که به احسان خویش ما را بر راه حق استوار بداردو توان نگهداری ودست بر نداشتن از آ ن را به ما عطا فرماید.تفسير آيه : (92) وَلَقَدْ جَآءَكُمْ مُّوسَى بِالْبَيِّنَتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ اءَنْتُمْ ظَلِمُونَ
ترجمه آيه : 
وهمانا موسى (آن همه ) معجزات براى شما آورد، ولى شما پس از (غياب ) او گوساله را (به خدايى ) گرفتيد، در حالى كه ستمكار بوديد.
نكته ها: 
O شاهد زنده ى د