يگر بر اينكه شما عرب بودن محمد صلّى اللّه عليه و آله را فقط بهانه قرار داده ايد تا به او ايمان نياوريد، اين است كه با آنكه حضرت موسى عليه السّلام برجسته ترين پيامبر از نژاد شما بود و آن همه دلايل روشن و معجزات براى شما آورد، ولى همين كه چند شبى براى مناجات وگرفتن تورات به كوه طور رفت ، به سراغ گوساله پرستى رفتيد و تمام زحمات موسى عليه السّلام را بر باد داده و بر خويشتن ستم كرديد.
پيام ها: 
1 ذكر سوابق ، زمينه را براى قضاوت درست فراهم مى كند. (اتخذتم العجل )
2 بازگشت به شرك وجاهليّت ، ظلمى به خود ونسل هاى بعد است . (انتم ظالمون )تفسير آيه : (93) وَ إِذْ اءَخَذْنَا مِيثَقَكُمْ وَ رَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُواْ مَا ءَاتَيْنَكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اسْمَعُواْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَ عَصَيْنَا وَ اءُشْرِبُواْ فِى قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا يَاءْمُرُكُمْ بِهِ إِيمَنُكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ
ترجمه آيه : 
و (ياد كنيد) آنگاه كه از شما پيمان گرفتيم و كوه طور را بر فراز شما بالا برديم (وگفتيم :) دستوراتى كه به شما داده ايم ، محكم بگيريد و گوش ‍ دهيد (و عمل كنيد. امّا آنان ) گفتند: شنيديم و نافرمانى كرديم ، و به سبب كفرشان به (پرستش ) گوساله دلباختند. بگو اگر ادّعاى ايمان داريد، (بدانيد كه ) ايمانتان شما را به بد چيزى فرمان مى دهد.
نكته ها: 
O آخرين حرف يهوديان اين بود كه اگر پيامبرى از بنى اسرائيل نباشد، به او ايمان نمى آوريم و تنها كتابى را كه بر خودمان نازل شده باشد، قبول داريم .
قرآن چند نمونه از دروغهاى آنها را بيان مى كند: نمونه اوّل در آيه قبل بود كه فرمود: شما اگر در اين ادّعا راستگو هستيد، پس ‍ چرا به موسى پشت كرده و به سراغ گوساله پرستى رفتيد؟! نمونه دوّم همين آيه است كه مى فرمايد: از شما پيمان گرفتيم و كوه طور را بالاى سر شما قرار داديم و گفتيم : با كمال قدرت قوانين آسمانى تورات را بگيريد و گوش داده و عمل كنيد، امّا شما گفتيد: ما قوانين را مى شنويم ، ولى عمل نمى كنيم . حال اگر به قرآن و پيامبر اسلام ايمان نمى آوريد به اين بهانه كه محمدصلّى اللّه عليه و آله از ما نيست و قرآن بر بنى اسرائيل نازل نشده است ، پس چرا با موسى و تورات او آنچنان برخورد كرديد؟!
قرآن راز اين عدم اعتقاد را چنين بيان مى كند: آنها به خاطر كفرشان ، دلهايشان از علاقه به گوساله سيراب شده و جايى براى تفكّر و ايمان نمانده بود. اگر بنى اسرائيل در ادّعايشان صادق هستند كه هر چه بر ما نازل شود به آن ايمان مى آوريم ، پس اين جنايت را كه در پرونده ى آنان هست ، چگونه توجيه مى كنند؟ آيا گوساله پرستى ، پيامبركشى و پيمان شكنى ، جزء ايمان است ؟!
پيام ها: 
1 ميثاق گرفتن ، يكى از عوامل و انگيزه هاى عمل است . (اخذنا ميثاقكم )
2 حفظ دست آوردهاى انقلاب الهى ، هر چند به قيمت تهديد باشد، لازم است . (رفعنا فوقكم )
3 انجام احكام و دستورات الهى ، نيازمند قدرت ، جدّيّت ، عشق و تصميم است و با شوخى و تشريفات ، سازگارى ندارد. ديندارى ، با ضعف و مسامحه و سازشكارى سازگار نيست . (خذوا ما آتيناكم بقوة )
4 عشق و علاقه ى مُفرِط، خطرناك است . اگر دل انسان از علاقه به چيزى پر شود، حاضر نمى شود حقايق را بپذيرد.(380) (اشربوا فى قلوبهم العجل )
5 رفتار، بهترين بيانگر افكار و عقايد انسان است . (بئسما ياءمركم به ايمانكم )تفسير آيه : (94) قُلْ إِنْ كَانَت لَكُمْ الدَّارُ الاَخِرَةُ عِنْدَ اللّهِ خَالِصَةً مِّن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّواْ الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَدِقينَ
ترجمه آيه : 
بگو: اگر سراى آخرت در نزد خداوند مخصوص شماست ، نه ساير مردم ، پس آرزوى مرگ كنيد، اگر راست مى گوييد.
نكته ها: 
O بنى اسرائيل ، ادّعاهاى دروغين و خيال پردازى هاى فراوان داشتند كه برخى از آنها عبارت بود از:
# ما فرزندان و محبوبان خدا هستيم . (نحن ابناء اللّه و احبّائه )(381)
# كسى وارد بهشت نمى شود مگر آنكه يهودى و يا نصرانى باشد. (قالوا لن يدخل الجنّه الاّ من كان هودا او نصارى )(382)
# آتش دوزخ ، جز چند روزى به ما اصابت نمى كند. (لن تمسّنا النّار الاّ ايّاما معدودة )(383)
اين آيه ، همه ى اين بافته هاى خيالى وموهومات فكرى آنها را ردّ كرده و مى فرمايد: اگر اين ادّعاهاى شما درست باشد و به اين حرف ها ايمان داشته باشيد، ديگر نبايد از مرگ بترسيد واز آن فرار كنيد، بلكه بايد آرزوى مرگ كنيد تا به بهشت وارد شود!
O اولياى خدا، نه تنها از مرگ نمى ترسند، بلكه اشتياق به مرگ نيز دارند. همانگونه كه حضرت على عليه السّلام مى فرمايد: ((واللّه لابن ابى طالب آنس بالموت من الطفل بثدى امّه ))(384) يعنى به خدا سوگند علاقه فرزند ابوطالب به مرگ ، از علاقه طفل شيرخوار به سينه مادرش بيشتر است .
آرى ، بايد بگونه اى زندگى كنيم كه هر لحظه آماده مرگ باشيم .(385)
پيام ها: 
1 در برابر خيالات و موهومات ، با صراحت برخورد كنيد. (قل )
2 دامنه ى انحصار ونژادپرستى ، تا قيامت كشيده مى شود! (لكم الدار الاخرة خالصة ...)
3 وجدان ، بهترين قاضى است . (إ ن كانت ... فتمنّوا الموت )
4 آمادگى براى مرگ ، نشانه ى ايمان واقعى و صادقانه است . (فتمنّوا الموت ان كنتم صادقين )تفسير آيه : (95) وَلَنْ يَتَمَنَّوْهُ اءَبَداً بِمَا قَدَّمَتْ اءَيْدِيهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّلِمِينَ 
ترجمه آيه : 
ولى آنها هرگز به سبب آنچه از پيش فرستاده اند، آرزوى مرگ نكنند و خداوند به حال ستمگران ، آگاه است .
نكته ها: 
O نترسيدن از مرگ ، نشانه ى صدق ويقين است . وقتى مرگ از راه مى رسد شوخى ها، تعارفات و خيالات مى گريزند، تنها انسان مى ماند و اعمال او. در لحظه ى مرگ ، انسان باور مى كند كه متاع دنيا كم است و آخرت بهتر وباقى است . در لحظه مرگ ، انسان باور مى كند كه دنيا غنچه اى است كه براى هيچكس شكفته نمى شود و دوستان دنيوى مگسانند دور شيرينى . انسان اگر به مرتبه يقين برسد، هرچه به مرگ نزديك تر مى شود، احساس قرب ووصول به لقا وديدار الهى مى كند. به همين دليل حضرت على عليه السّلام وقتى ضربه ى شمشير را بر فرق خود احساس كرد فرمود: ((فزت و ربّ الكعبة )) قسم به پروردگار كعبه رستگار شدم . امام حسين عليه السّلام در كربلا هر چه به ظهر عاشورا و زمان شهادت نزديك مى شد، صورتش برافروخته و شكوفاتر مى گرديد، و وقتى در شب آخر از يارانش پرسيدند: مرگ نزد شما چگونه است ؟ جملاتى را در جواب عرضه داشتند كه نشان دهنده ى يقين آنان به حقّانيّت راهشان بود، آنها مرگ را شيرين مى دانستند و حتّى برخى از آنان در همان شب آخر با يكديگر مزاح مى كردند.
پيام ها: 
1 ترس از مرگ ، در واقع ترس از كيفر كارهاى خودماست . (بما قدّمت ايديهم )
2 مدّعيان دروغگو و متوقّعان نابجا، ظالمند. (واللّه عليم بالظالمين )
3 خودتان مى دانيد كه چه كرده ايد، خداوند نيز كه از آنها با خبر است ، پس اين همه ادّعا براى چه ؟! (واللّه عليم بالظالمين )تفسير آيه : (96) وَلَتَجِدَنَّهُمْ اءَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَوةٍ وَمِنَ الَّذِي