می بیند ولی ایشان او را نمی بینند . 
16. عبیدبن زراره از امام صادق علیه السلام روایت کرده آن حضرت فرمود: قائم دو غیبت خواهد داشت، که در یکی از آن دو شاهد موسمهای حج خواهد بود و مردم را می بیند در حالی که مردم در آن هنگام او را نمی بینند.
17. علی بن جعفر از برادرش موسی بن جعفر ع روایت کرده گوید: به موسی ابن جعفر ع عرض کردم: تأویل این آیه چیست؟ که می فرماید: قل ارأیتم ان اصبح ماوکم غوراً فمن یأتیکم بماء معین اگر دیدید که چشمه آبتان فروخشکید چه کسی شما را آب گوارا خواهد رسانید آن حضرت فرمود: هنگامی که امام خود را از دست دادید چه کسی برای شما امامی تازه خواهد آورد؟
ومحمدبن یعقوب کلینی از طریق دیگری از علی بن جعفر از برادرش موسی بن جعفر ع روایت می کمند که گفت: به آن حضرت عرض کردم: تأویل این آیه چیست؟ و حدیث را همانگونه با رعایت الفاظش روایت می کند، با این فرق که آن حضرت فرمود:هنگامی که امامتان از شما پنها واز نظرها ناپدید شد چهکسی امامی تازه ( نوین) برای شما می آورد؟
18.زراره گوید: شنیدم امام باقر ع  می فرماید: همانا قائم ع را غیبتی است،و خاندانش او را( به علت ترس از کشته شدنش) انکار می کنند، عرض کردم: آن (غیبت) به چه منظوری است؟ فرمود: می ترسد و دراین حال آن حضرت با دست خود به شکمش اشاره فرمود ( یعنی ترساندن از کشتن)
19. عبدالملک بن اعین گوید: شنیدم امام باقر ع می فرماید: قائم ع را قبل از ایکه قیام کند غیبتی است، عرض کردم: برای چه؟ فرمود: می ترسد- ودر این حال با دستش به شکم خویش  اشاره فرمود – یعنی از کشته شدن.
20.  زراره  گوید: شنیدم امام باقر ع می فرمود: همانا آن پسر ( قائم ع) را پیش از انکه قیام کند غیبتی خواهد بود و او کسی است که میراثتش مطالبه می شود ( شاید به گمان ا یکه از دنیا رفته است) عرض کردم: آن ( غیبت ) برای چیست؟ فرمود: می ترسد- و با دستش به شکم خویش اشاره فرمود- یعنی از کشته شدن
21. زراره گوید: شنیدم امام صادق ع می فرماید: همان قائم ع قبل از قیام خود غیبتی دارد،  عرض کردم: آن غیبت به چه منظور است؟ فرمود: البته او می ترسد- و با دست به شکم خویش اشاره فرمود- یعنی از کشته شدن
محمدبن یعقوب کلینی نیز از طریق دیگری از زراره روایت کرده که گفت: شنیدم امام صادق ع می فرماید: و همانندحدیث گذشته را ذکر کرده است.
22. عبدالاعلی بن حصین التغلبی( کوفی) از پدرش روایت کرده که گفت: در سفر حج ویاعمره ای خدمت امام باقر ع رسیدم و به آن حضرت عر ض کردم: سن من زیاد شده و استخوانم فرسوده گشته است و نمیدانم دیگر ملاقات شما نصیب من خواهد شد یا نه، پس وصیتی به من بفرمائید و مرا خبر دهید که فرج کی خواهد بود؟ فرمود: همانا آن آواره رانده شده یکه و تنها و جدا از خانواده ، که خود پدرش خواسته وستانده نشده است و کینه عموی خویش را دارد، او صاحب پرچمها است و نامش نام پیامبری است، عرض کردم: دوباره برایم بگوئید، پس آنحضرت پوستی چرمین و یا صفحه ا ی درخواست نمود و در آن برایم نوشت.
22.حصین تغلبی گوید: امام باقر ع را ملاقات کردم- و همانند حدیث سابق را ذکر کرده جز اینکه گوید: سپس امام باقر ع در پایان سخن خود به من نگریست وفرمود: ایا از بر شدی[یا] آ« را برایت بنویسم؟عرض کردم: چنانچه میل شما باشد ( بنویسید) پس پارهای از چرم یا صفحه ای طلبیده آن را برایم بروی آ« نوشت ، سپس آن را به من داد، و حصین آن نوشته را نزد ما بیرون آورده و آن را بر ما خواند، بعد گفت: این نوشته امام باقر ع است.
24. ابوالجارود از امام باقرع روایت کرده که آن حضرت فرمود: صاحب این امر همان رانده شده  آرواره است که خونخواهی پدرش نشده وکنیه عمویش را دارد و جدا از خانواده خویش است، نام او نام پیامبری است.
25. سالم مکی از  ابوالطفیل عامبربن واثله[ کیسانی] نقل کرده که به من گفت»: آنکه شما در جستجویش هستید و بدو چشم می دارید تنها از مکه خروج می کند و از مکه خروج نمی کند تا آن[وضعی] را که دوست دارید ببینید، هر چندکار به جایی رسد که از شاخه های درختان تغذیه کند.
پس کدام امر روشنتر و کدام راه گشوده تر از آن راه است که امام ع درباره این غیبت بدان رهنمون گشته اند و پیش پای شیعه خود قرار داده اند تا به حال تسلیم ( بدون چون و چرا) بدون معاوضه و اشکال و تردید آن را بپیمایند، آیا با وجود این روشنگری که در امر غیبت شده است باز رواست که شکی واقع شود؟ و روشنتر از این، درآشکار بودن حق برای صاحب غیبت وشیعه او عبارت است از این روایات:
26. ابوالهیثم میثمی از امام صادق ع روایت می کند که آنحضرت فرمود: هر گاه سه نام: محمد و علی و حسن  به دنبال هم آمدند چهارمین آنان قائم خواهد بود.
27. محمدبن أبی یعقوب بلخی گوید: شنیدم که امام رضا ع فرمود: شما در آتلیه نزدیک به چیزی هر چه شدیدتر و بزرگتر آزمایش خواهید شد، به طفلی درشکم مادر خود، و کودکی شیرخوار امتحان خواهید شد تا آنکه گفته شود از دیده ها پنهاهن شد و مرد،و بگویند: دیگر امامی نیست در حالی که رسول خدا ص غایب شد و باز غایب شد و غایب شد( یک بار در غار حرا ویک بار درشعب ابی طالب خانه عبدالله بن ارقم ویک بار هم در غار ثور) ،و این هم که به مرگ خواهم مرد( یعنی او من نخواهد بود ومن به مرگ می میرم نه به شمشیر)
28. حسن بن محبوب زراد گوید: امام رضا ع به من فرمود: ای حسن در آینده ای نه چندان دوره گرفتاری شدید و مصیبت باری که گوش از شنیدن فریاد کر و تیغش برنده ا ست و اقع خواهد شد که دوستیها وهمرازیها از میان خواهد رفت- و در روایت دیگر  همه دوستیها و همرازیها و همدلیها فروخواهد ریخت- و آن زمانی است که شیعه سومین فرزندم را از دست بدهد، که برای ناپدید شدن او اهل آسمان و زمین جملگی اندوهگین شوند، چه بسیارمرد و زن با ایمان که به خاطر ناپدید شدنش متأسف و غمناک وسرگردان و دلتنگ شوند، سپس آن حضرت سر به زیر افکند و بعد سر برداشت  و فرمود: پدر و مادرم فدای آن همنام جدم که شبیه من و شبیه موسی بن عمران است، پیرامونش هاله¬هائی از نور است که از پرتو فروغ قدسی، پر تلألو و درخشنده است، چنانکه گوئی او را می بینم که در نهایت نومیدی مردم ندائی به گوش ایشان است، چنانکه گوئی اورا می بینم که در نهایت نومیدی مردم ندائی به گوش ایشان می رسد که کسی که دور است آن را چنان می شنود که نزدیک می شنود( دور و نزدیک یکسان می شنوند) آن آراواز برای مومنان رحمت وبرای کافران عذابی خواهد بود،عرض کردم : پدر و مادرم فدایت، آن آواز چیست؟ فرمود: سه آواز در ماه رجب برآید، نخستین آن عبارت است از: هان که لعنت خداوند بر ستمگران و دومین ای گروه مومنان گرفتاری هولناک فرارسید و سومین دستی را که آشکار پیشاپیش آفتاب می بینید که آوار می دهد: هان که خداوند فلان را برای از بین بردن ستمگران برانگیخت در آن هنگام فرج مومنان فرا می رسد ، و خداوند سینه های دردمندشان را شفا می بخشد، و خشم دلهایشان را فرو می نشاند.
29. داود بن کثیر رقی گوید: به امام صادق ع عرض کردم: فدایت شوم ا ین امر( یعنی حکومت حق والهی) چندان بر ما به درازا کشید که دلتنگ ش