ده شده با شد، زیرا همه آنان که امامت بدیشان رسیده ، چه امامان بر حق و چه آنانکه به ناحق برای آنان ادعای امامت شده است از نظر سن بزرگتر از آن حضرت بوده اند، پس شکرخدای را که با کلمات خویش احقاق حق می کند و دنباله و نسل کافران را قطع می فرماید/
36. امیه بن علی  القیسی گوید: به امام جواد ع عرض کردم: پس از تو چه کسی جانشین است؟ فرمود: فرزندم علی و دو فرزند علی،سپس مدتی سر به زیر افکند، بعد سربرداشت و فرمود: در آتیه ای نه چندان دور حیرتی فرا می رسد، عرض کردم: چون چنین شود پس به کدام سوی باید روآورد؟ آن حضرت مدتی خاموش ماند، بعدت فرمود: جائی نیست یعنی هیچ جا- تا سه بار این کلمه را تکرار کرد- من دوباره سئوال را تکرار نمودم، پس فرمود: به مدینه،عرض کردم کدام یک از شهرها؟ فرمود: همین مدینه خودمان ، مگر غیر از ا ین مدینه ، مدینه دیگری هست؟
احمدبن هلال از محمدبن اسماعیل بن بزیع روایت کرده کمه او گفت وقتی امیه بن علی قیسس از امام جواد ع آن را می پرسید من در مجلس حضور داشتم و آن حضرت همین جواب را به او داد.
و نیز علی بن احمد از طریق دیگری این حدیث را از ایمه بن علی قیسی روایت کرده است.تفسير آيه : (102) واتَّبَعُوا مَا تَتْلُواْ الْشّيَطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَنَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَنُ وَلَكِنَّ الشَّيَطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَآ اءُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَرُوتَ وَمَرُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِمِنْ اءَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُمْ بِضَآرِّينَ بِهِ مِنْ اءَحَدٍ إِلاَّ بِإِذِنِ اللّهِ وَ يَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَ لاَ يَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَريهُ مَالَهُ فِى الاَخِرَةِ مِنْ خَلَقٍ وَ لَبِئسَ مَا شَرَوْاْ بِهِ اءَنْفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ
ترجمه آيه : 
و (يهود) آنچه (از افسون و سحر كه ) شياطين (از جنّ وانس ) در عصر سليمان مى خواندند، پيروى مى كردند وسليمان هرگز (دست به سحر نيالود و) كافر نشد ولكن شياطين ، كفر ورزيدند كه به مردم سحر وجادو مى آموختند و(نيز) از آنچه بر دو فرشته ، هاروت وماروت ، در شهر بابل نازل شده بود (پيروى نمودند. آنها سحر را براى آشنايى به طرز ابطال آن به مردم مى آموختند.) وبه هيچ كس چيزى نمى آموختند، مگر اينكه قبلاً به او مى گفتند ما وسيله آزمايش شما هستيم ، (با بكار بستن سحر) كافر نشويد (واز اين تعلميات سوء استفاده نكنيد،) ولى آنها از آن دو فرشته مطالبى را مى آموختند كه بتوانند به وسيله آن ميان مرد و همسرش جدايى بيفكنند (نه اينكه از آن براى ابطال سحر استفاده كنند). ولى هيچگاه بدون خواست خدا، نمى توانند به كسى ضرر برسانند. آنها قسمت هايى را فرا مى گرفتند كه براى آنان زيان داشت و نفعى نداشت ، و مسلّماً مى دانستند هركس خريدار اينگونه متاع باشد، بهره اى در آخرت نخواهد داشت وبه راستى خود را به بد چيزى فروختند، اگر مى فهميدند.
نكته ها: 
O آنچه از روايات استفاده مى شود آن است كه حضرت سليمان عليه السّلام براى جلوگيرى از انحراف يا سوء استفاده ، دستور داد اوراق ساحران را جمع آورى و نگهدارى كنند. ولى بعد از وفات او گروهى به آن نوشته ها دست يافته و مشغول تعليم و اشاعه سحر(391) در ميان مردم شدند. آنان حتّى معجزات حضرت سليمان را سحر معرّفى كرده و پيامبرى او را منكر شدند. و برخى از بنى اسرائيل نيز به جاى پيروى از تورات به سراغ سحر و جادو رفتند. اين كار چنان شهرت و گسترش يافت كه يهود زمان پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله نيز سليمان را ساحرى زبردست مى دانستند و او را به عنوان پيامبر نمى شناختند!
اين آيه ، گناه و انحراف رها كردن تورات و پيروى از شياطين سحرآموز را بيان مى كند كه يهود به جاى تورات از آنچه شياطين در زمان سليمان بر مردم مى خواندند، پيروى مى كردند. آنان براى توجيه كار خويش ، نسبت سحر به سليمان نيز مى دادند، در حالى كه سليمان مرد خدا بود و كارش معجزه ، و شياطين در جهت مخالف او و كارشان سحر بود.
علاوه بر آنچه گذشت ، يهود از منبع ديگرى نيز به سحر دست يافتند. بدين طريق كه خداوند دو فرشته را به نام ((هاروت )) و ((ماروت )) به صورت انسان در شهر ((بابل ))(392) در ميان مردم قرار داد كه روش ابطال و خنثى سازى سحر و جادو را به آنان بياموزند. امّا براى اينكار لازم بود ابتدا آنان را با سحر آشنا سازند. چون انسان تا فرمول تركيبى چيزى را نداند، نمى تواند آنرا خنثى نمايد. لذا فرشته ها، ابتدا طريق سحر و سپس طريقه ابطال آن را مى آموختند و قبل از آموزش ‍ با شاگردان خود شرط مى كردند كه از آن سوء استفاده نكنند ومى گفتند: اين كار مايه ى فتنه و آزمايش است ، مبادا در مسير مبارزه و خنثى سازى ، خودتان گرفتار شويد. امّا يهود از آن آموزش سوء استفاده نموده و از آن براى مقاصد ناشايست بهره بردند و حتّى براى جدايى ميان مرد و همسرش بكار گرفتند.
O قرآن در اينجا نكته اى را يادآور مى شود كه جاى دقت و تاءمل است . مى فرمايد: ساحر با داشتن علمِ سحر، از دايره ى قدرت الهى خارج نيست و بدون اراده ى خدا قادر به انجام كارى نيست و به كسى نمى تواند ضررى برساند، ولى از آنجايى كه خداوند براى هر چيز اثرى قرار داده است ، سحر و جادو نيز مى تواند اثرات سويى داشته باشد كه از آن جمله تاءثير آن بر روابط زناشويى و خانوادگى است .
پيام ها: 
1 در حكومت حقّ وزمامدارى حاكم الهى نيز همه ى مردم اصلاح نمى شوند، گروهى كجروى مى كنند. (واتبعوا ماتتلوا الشياطين على ملك سليمان )
2 شياطين ، در حكومت سليمان نيز بيكار نمى نشينند و پى درپى القاى سوء مى كنند. (ما تتلواالشياطين على ملك سليمان )
3 حكومت ، با نبوّت منافات ندارد. برخى انبيا حكومت داشته اند. (ملك سليمان )
4 ساحران براى مقدّس جلوه دادن و توجيه كار خود، سليمان را نيز ساحر معرّفى مى كردند. (وما كفر سليمان )
5 خداوند، از مقام انبيا در برابر تهمت ديگران دفاع مى كند. (و ما كفر سليمان )
6 تعليم وتعلّم واِعمال سحر، در رديف كفر است .(393) (كفروا يُعلّمون النّاس السحر)
7 براى مقابله با علوم مضرّ وعقايد انحرافى ، آگاهى صالحان از آنها لازم است . (ما انزل على الملكين )
8 در مقام تعليم ، معلّم بايد نسبت به كاربردهاى منفى علوم هشدار دهد. (وما يُعلّمان ... حتّى يقولا... فلا تكفر)
9 انسان در بين دو آموزش قرار داد: هم وساوس شيطانى ؛ (يعلّمون الناس السحر) و هم الهامات الهى . (وما يعلّمان )
10 فرشتگان نيز مى توانند معلّم انسان ها شوند. (ما يعلّمان ...حتّى يقولا)
11 گاهى علم ودانش ، وسيله آزمايش است . (انّما نحن فتنة )
12 تفرقه انداختن ميان زن و شوهر، كارى شياطينى ودر حدّ كفراست . (فلا تكفر فيتعلّمون منهما ما يفرّقون به بين المرء...)
13 دانش وآموزش هميشه مفيد نيست ، گاهى مضرّ و زيان آور نيز مى باشد. (يتعلّمون ما يضرّهم و لا