نفعهم )
14 سحر وجادو واقعيّت دارد ودر زندگى انسان مؤ ثّر است . (يفرّقون به ...)
15 ساحر دست به كارهايى مى زند، ولى تمام تاءثير و تاءثرات زير نظر خداست . مى توان از طريق پناه بردن به خداوند و استعاذه و توكّل و دعا و صدقه از توطئه ها نجات يافت . (و ماهم بضارين )
16 ساحران شايد به پول و شهرتى برسند، ولى در قيامت بهره اى ندارند. (ماله فى الاخرة من خلاق )
17 كسى كه به سراغ تفرقه اندازى و سحر مى رود، انسانيّت خود را از دست مى دهد. (لبئس ما شروا به انفسهم )تفسير آيه : (103) وَلَوْاءَنَّهُمْ ءَامَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَمَثُوبَةٌ مِّنْ عِنْدِاللّهِ خَيْرٌ لَّوْكَانُواْ يَعْلَمُونَ
ترجمه آيه : 
و اگر آنها ايمان آورده وپرهيزكار شده بودند، قطعا پاداشى كه نزد خداست براى آنان بهتر بود، اگر آگاهى داشتند.
نكته ها: 
O ((تقوى )) تنها به معناى پرهيز از بدى ها نيست ، بلكه به معناى مراقبت و تحفّظ درباره ى خوبى ها نيز هست . مثلاً در جمله ى (اتّقواالنار) به معنى حفاظت و خودنگهدارى از آتش ، و در جمله ى (اتّقواللّه ) به معنى مراقبت درباره ى اوامر و نواهى الهى است . چنانكه در آيه (اتّقوا اللّه و... الارحام ) يعنى نسبت به فاميل و خويشان تحفّظ داشته باش .
O امام صادق عليه السّلام در جواب سؤ ال از تقوى فرمودند: تقوى همچون مراقبت هنگام عبور از منطقه تيغ ‌زار و پرخار و خاشاك است .
پيام ها: 
1 ايمان به تنهايى كافى نيست ، تقوى و مراقبت لازم است . (امنوا و اتقوا)
2 پاداش هاى الهى ، محدوديّت ندارد. (لمثوبة ) نكره و نشانه ى بى نهايت است .
3 پاداش هاى الهى ، قطعى است . حرف ((ل )) در (لَمثوبة )
4 پاداش هاى الهى ، از هر چيز بهتر است . به دنبال كلمه ((خير)) چيزى نيامده كه اين نشانه ى برترى مطلق است ، نه نسبى .
تفسير آيه : (104) يَّاءَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لاَ تَقُولُواْ رَ عِنَا وَقُولُواْ انْظُرْنَا وَاسْمَعُواْ وَ لِلْكَا فِرِينَ عَذَابٌ اءَلِيمٌ
ترجمه آيه : 
اى كسانى كه ايمان آورده ايد! (به پيامبر) نگوييد: ((راعِنا)) مراعاتمان كن ، بلكه بگوييد: ((اُنظرنا)) ما را در نظر بگير، و (اين توصيه را) بشنويد و براى كافران عذاب دردناكى است .
نكته ها: 
O برخى از مسلمانان براى اينكه سخنان پيامبر را خوب درك كنند، درخواست مى كردند كه آن حضرت با تاءنّى و رعايت حال آنان سخن بگويد. اين تقاضا را با كلمه (راعنا) مى گفتند. يعنى مراعاتمان كن . ولى چون اين تعبير در عرف يهود، نوعى دشنام تلقى مى شد،(394) آيه نازل شد كه بجاى (راعنا) بگوييد: (انظرنا) تا دشمن سوء استفاده نكند.
O اين اوّلين آيه از آغاز قرآن است كه با خطاب : (يا ايّها الّذين آمنوا) شروع مى شود. و از اين به بعد بيش از هشتاد مورد وجود دارد كه با همين خطاب آمده است .
پيام ها: 
1 توجّه به انعكاس حرف ها داشته باشيد. (لا تقولوا راعنا...) ممكن است افرادى با حسن نيّت سخن بگويند، ولى بايد بازتاب آنرا نيز در نظر داشته باشند.
2 دشمن ، تمام حركات وحتّى كلمات ما را زير نظر دارد واز هر فرصتى كه بتواند مى خواهد بهره برده وضربه بزند. (لا تقولوا راعنا...)
3 اسلام ، به انتخاب واژه هاى مناسب ، بيان سنجيده ونحوه ى طرح و ارائه مطلب توجّه دارد. (وقولوا انظرنا)
4 بايد در سخن گفتن با بزرگان ومعلّم ، ادب در گفتار رعايت شود. (لا تقولوا راعنا و قولوا...)
5 اگر ديگران را سفارش به مراعات ادب مى كنيم ، بايد ابتدا خودمان در سخن با مردم ، رعايت ادب را بكنيم . (يا ايها الذين آمنوا) خطاب محترمانه است .
6 اگر از چيزى نهى مى شود، بايد جايگزين مناسب آن معرّفى شود. (لاتقولوا راعنا وقولوا انظرنا)تفسير آيه : (105) مَّا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْ اءَهْلِ الْكِتَبِ وَلاَ الْمُشْرِكِينَ اءَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِّنْ رَبِّكُمْ وَاللّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشَآءُ واللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
ترجمه آيه : 
كافران از اهل كتاب ومشركان ، دوست ندارند كه هيچ خير ونيكى از طرف پروردگارتان بر شما نازل شود. در حالى كه خداوند، رحمت خود را به هر كه بخواهد اختصاص مى دهد، و خداوند صاحب فضل بزرگ است .
نكته ها: 
O اين آيه ، پرده از كينه توزى و عداوت مشركان و كفّار از يهود و نصارى ، نسبت به مؤ منان برمى دارد. آنان حاضر نيستند، ببينند كه مسلمانان صاحب پيامبرى بزرگ و كتابى آسمانى هستند و مى خواهند نداى توحيد را به تمام جهان رسانده و با تمام تبعيضات نژادى و اقليمى و با تمام خرافاتِ مشركان و تحريفاتِ اهل كتاب مبارزه كنند و مانع عوام فريبى بزرگان آنان شوند. خداوند در اين آيه مى فرمايد: لطف و رحمت خداوند طبق اراده ى او به هر كسى كه بخواهد اختصاص مى يابد و كارى به ميل اين و آن ندارد كه آنها دوست داشته باشند يا نه !
پيام ها: 
1 اراده ى قلبى و روحيّه باطنى دشمن را بشناسيد و هرگز به آنان تمايل پيدا نكنيد.(395) (ما يودّ...)
2 خيررسانى ، از شئون ربوبيّت است . (خير من ربكم )
3 توكّل به خدا كنيد و از كينه و حسادت دشمن نهراسيد. (واللّه يختص )
4 حسادت حسود، هيچ اثرى در اراده ى لطف خداوند ندارد. (من يشاء)
5 فضل و رحمت و هدايت خداوند، شامل همه ى اقوام و ملل مى شود و اختصاصى به بنى اسرائيل وگروه خاصّى ندارد. (من يشاء واللّه ذو الفضل العظيم )تفسير آيه : (106) مَا نَنْسَخْ مِنْ ءَايَةٍ اءَوْ نُنْسِهَا نَاءْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَآ اءَوْ مِثْلِهَا اءَلَمْ تَعْلَمْ اءَنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَي ءٍ قَدِيْرٌ
ترجمه آيه : 
هر (حكم و) آيه اى را نسخ كنيم ويا (نزول ) آنرا به تاءخير اندازيم ، بهتر از آن ، يا همانند آنرا مى آوريم ، آيا نمى دانى كه خدا بر هر چيزى قادر است ؟
نكته ها: 
O كلمه ((ننسها)) از مصدر ((انساء)) به معناى تاءخير انداختن يا حذف كردن است . بدين معنا كه نزول آيه به تاءخير افتد و پس از مدّتى نازل شود.
O اين آيه در مقام پاسخ به تبليغات سوء يهود است . آنان سؤ ال مى كردند چرا در اسلام برخى قوانين تغيير پيدا مى كند؟ چرا قبله از بيت المقدّس به كعبه تغيير يافت ؟ اگر اوّلى درست بود پس دستور دوّم چيست ؟ و اگر دستور دوّم درست است پس اعمال قبلى شما باطل است .
قرآن به اين ايرادها پاسخ مى گويد: ما هيچ حكمى را نسخ نمى كنيم يا آنرا به تاءخير نمى اندازيم مگر بهتر از آن يا همانندش را جانشين آن مى سازيم . آنان از اهداف و آثار تربيتى ، اجتماعى و سياسى احكام غافل هستند. همانگونه كه پزشك براى بيمار در يك مرحله دارويى تجويز مى كند، ولى وقتى حال مريض ‍ كمى بهبود يافت ، برنامه دارويى و درمان او را تغيير مى دهد. يا معلّم با پيشرفت درس دانش آموز، برنامه درسى او را تغيير مى دهد، خداوند نيز در زمان ها و شرايط مختلف و متفاوت ، برنامه هاى تكاملى بشر را تغيير مى دهد.
O يكى از مصاديق آيه ، استمرار امامت در جامعه و جانشينى هر امام به جاى امام قبلى است ، چنانكه در حديثى ذيل اين آيه مى خوانيم : هر امامى از دنيا مى رود، امام ديگر جانشين او مى شود.(396)
پيام ها: 
1 انسان همراه با نيازهاى فطرى و ثابت خويش ، گاهى در شرايط