 خاصّ اجتماعى ، اقتصادى ، سياسى و نظامى نيز قرار مى گيرد. در اين موارد در كنار قوانين و مقررات واحكام ثابت ، بايد دستورالعمل هاى متغير داشته باشد كه از طريق نسخ يا فرمان پيامبر وجانشينان او به مردم ابلاغ شود. (ماننسخ من آية )
2 تغيير احكام ، دليل بر شكست طرح قبلى نيست ، بلكه نشانه ى توجّه به مسائل جديد وتغييرى حكيمانه است . همانند تغيير كتاب ومعلّم . (ماننسخ من آية ... ناءت بخير منها...)
3 در ظاهر دستورها متغير وانبيا متعدّدند، ولى لطف خدا همواره يكسان است . (مثلها)
4 جعل احكام و همچنين تغيير و تاءخير آنها، بدست خداست . (ننسخ ، ننسها)
5 همواره بايد بهتر جايگزين شود، نه پست تر. (ناءت بخير منها)
6 اسلام هرگز بن بست ندارد. بعضى از قوانين ، قابل تغيير است . (ننسخ ، ننسها)
7 تغيير قانون ، علاوه بر زمينه هاى گوناگون وپيدا شدن مصالح جديد، نياز به قدرت دارد. (ننسخ ... ان اللّه على كل شى قدير)تفسير آيه : (107) اءَلَمْ تَعْلَم اءَنَّ اللّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَوتِ وَالاَرْضِ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لاَ نَصِير
ترجمه آيه : 
آيا ندانستى كه حكومت آسمان ها و زمين از آن خداست ؟ (و او حقّ دارد هرگونه تغيير و تبديلى را به مقتضاى حكمت و حاكميّت خود، در قوانين و احكام بوجود آورد.) و جز خدا براى شما هيچ ياور و سرپرستى نيست .
نكته ها: 
O آنان كه درباره ى تغيير بعضى احكام و دستورات اعتراض و ايراد مى كنند، توجهّ به حاكميّت مطلق خداوند ندارند. حاكميّت خداوند دايمى وذاتى وعمومى است ، ولى غير خدا، حاكميّت و حكومتش محدود، موقّتى ، قراردادى و غير ذاتى است . بنى اسرائيل از حاكميّت الهى چنين تصوّر نادرستى داشته و خدا را نسبت به اِعمال حاكميّت ، دست بسته مى دانسته ومى گفتند: (يداللّه مغلولة )(397)، در حالى كه دست خداوند در آفرينش و خلقت و همچنين در وضع و جعل قوانين و تغيير و تحول آنها باز است .(398) (بل يداه مبسوطتان )
پيام ها: 
1 حقّ حاكميتِ هميشگى ومطلقِ آسمان ها وزمين ، مخصوص خداوند است . (له ملك السموات والارض )
2 تغيير قوانين ، مخصوص خداوندى است كه حاكميّت آسمان ها وزمين را دارد. لذا شائبه ى هيچ هوس يا ترسى در اين تغييرها نيست . (ماننسخ ... له ملك السموات ...)
3 راضى كردن ديگران كه بهانه گير و لجوج هستند، براى شما ارزش نباشد، چون غير از خداوند كسى شما را ياورى و سرپرستى نخواهد كرد. (ما لكم من دون اللّه ...)تفسير آيه : (108) اءَمْ تُرِيدُونَ اءَنْ تَسْئَلُوا رَسُولَكُمْ كَمَا سُئِلَ مُوسَى مِنْ قَبْلُ وَمَنْ يَتَبَدَّلِ الكُفْرَ بِالا يمَنِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَآءَ الْسَّبِيلِ
ترجمه آيه : 
آيا بنا داريد از پيامبرتان سؤ الات و درخواست هايى (نابجا) بكنيد، آنگونه كه پيش از اين ، موسى (از طرف بنى اسرائيل ) مورد سؤ ال قرار گرفت ، و هر كس (با اين بهانه جويى ها از ايمان سرباز زند و) كفر را با ايمان مبادله كند، پس قطعاً از راه مستقيم گمراه شده است .
نكته ها: 
O با توجّه به خود آيه و آنچه از شاءن نزول ها برمى آيد، برخى از مسلمانان ضعيف الايمان و بعضى از مشركان ، از پيامبرصلّى اللّه عليه و آله تقاضاهاى نامربوط و غير منطقى داشتند، مثلاً تقاضا مى كردند براى ما نامه اى از سوى خداوند بياور! و يا نهرهايى را براى ما جارى ساز. و برخى ديگر همانند بنى اسرائيل مى گفتند: خداوند را آشكارا به ما نشان بده تا با چشم او را ببينيم و به او ايمان بياوريم !
O آوردن معجزه و اتمام حجّت ، براى صدق دعوت پيامبر لازم است ، ولى انجام دادن هر درخواستى ، طبق هوس و ميل هر فردى كه از راه مى رسد، درست نيست . يك مهندس يا نقاش براى اثبات مهارت خويش ، چند نمونه كار ارائه مى دهد، ولى ضرورت ندارد براى هر كسى خانه اى بسازد يا تابلويى بكشد!
O بازگويى مشكلات و تاريخ انبيا، براى دلدارى دادن به پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله است ، كه اگر افرادى از تو سؤ ال و درخواست نامعقول دارند، از انبياى پيشين نيز از همين قبيل درخواست ها مى كردند.
پيام ها: 
1 از سؤ الات ودرخواست هاى بى جا بپرهيزيد كه گاهى زمينه ساز كفر است . (ام تريدون ان تسئلوا... و من يتبدل الكفر)
2 خطراتى كه پيروان ديگر اديان را تهديد كرده ، مسلمانان را نيز تهديد مى كند. (تسئلوا رسولكم كما سئل موسى )
3 از عاقبت و سرانجام ديگران ، عبرت بگيريد. (كما سئل موسى )تفسير آيه : (109) وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ اءَهْلِ الْكِتَبِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِّنْ بَعْدِ إ يمَنِكُمْ كُفَّاراً حَسَداً مِّنْ عِنْدِ اءَنْفُسِهِمْ مِّنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الحَقُّ فاَعْفُواْ وَ اصْفَحُواْ حَتَّى يَاءْتِيَ اللّهُ بِاءَمْرِهِ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَي ءٍقَدِيرٌ
ترجمه آيه : 
بسيارى از اهل كتاب (نه تنها خودشان ايمان نمى آورند، بلكه ) از روى حسدى كه در درونشان هست ، دوست دارند شما را بعد از ايمانتان به كفر بازگردانند، با اينكه حقّ (بودن اسلام و قرآن ،) براى آنان روشن شده است ، ولى شما (در برابر حسادتى كه مى ورزند، آنها را) عفو كنيد و درگذريد تاخداوند فرمان خويش بفرستد، همانا خداوند بر هر كارى تواناست .
نكته ها: 
O ((عفو)) يعنى بخشيدنِ خلاف ، ((صَفح )) يعنى ناديده گرفتنِ خلاف .
O دشمن كه در دل آرزوى كفر شما را دارد، در عمل از هيچ توطئه و نقشه اى خوددارى نخواهد كرد. روشهاى اقدام آنها همان طرح سؤ الات بى جا، وسوسه ها، القاى شبهات و... مى باشد كه بايد نسبت بدانها هشيار بود.
پيام ها: 
1 نسبت به روحيّات وبرنامه هاى دشمنان خود، مواظب باشيد. (ودَّ... يرُدّونكم )
2 در برخورد با دشمن نيز بايد انصاف داشت . (ودّ كثير) (آيه مى فرمايد: بسيارى از اهل كتاب چنين هستند، نه همه ى آنان .)
3 شعله ى حسادت ، چنان خطرناك است كه بعد از علم و آگاهى نيز فرو نمى نشيند. (حسدا... من بعد ما تبين لهم الحقّ)
4 شما با ايمان آوردن به اسلام ، عظمت و عزّتى مى يابيد كه دشمنان به شما رشك و حسد مى ورزند و مى خواهند شما به جهل ، شرك و تفرقه ى زمان جاهليّت برگرديد. (ودّ كثير... لو يردّونكم )
5 با مخالفان نبايد فوراً به خشونت برخورد كرد، گاهى لازم است حتّى با علم به كينه و حسادت آنها، با ايشان مدارا نمود. (فاعفوا)
6 فرمان عفو دشمن ، به صورت موقّت و تا زمانى است كه مسلمانان دلسرد و دشمنان جسور نشوند. (فاعفوا و اصفحوا حتّى )
7 عفو، نشان ضعف نيست . خداوند بر انجام هر كارى تواناست و امروز نيز مى تواند شما را بر دشمنان غالب گرداند. (انّ اللّه ... قدير)تفسير آيه : (110) وَاءَقِيمُواْ الْصَّلوةَ وَءَاتُواْ الزَّكَوةَ وَمَا تُقَدِّمُواْ لاَنْفُسِكُمْ مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
ترجمه آيه : 
و نماز را برپا داريد و زكات را پرداخت نماييد و هر خيرى كه براى خود از پيش مى فرستيد، آنرا نزد خدا (در سراى ديگر) خواهيد يافت ، همانا خداوند به اعمال شما بيناست .
نكته ها: 
O بعد از اوّلين خطاب در آيه 104؛ (يا ايها الذين آمنوا)، اين آيه حامل سومين دستور براى مسلم