انان است .
در دستور اوّل ؛ خداوند رعايت ادب در گفتگو با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را يادآور شد تا در سخن گفتن مواظب باشند بهانه و دستاويزى براى تمسخر به دست دشمنان و مخالفان ندهند. (لاتقولوا راعنا و قولوا اُنظرنا)
دستور دوّم ؛ عفو و اغماض از كينه و حسادت اهل كتاب تا زمان صدور دستور جديد بود. (فاعفوا و اصفحوا)
دستور سوّم ؛ اقامه نماز و پرداخت زكات است . در زمانى كه مسلمانان در تيررس انواع كينه و حسادت ها بودند و ماءمور به عفو و اغماض شده اند، لازم است رابطه ى خودشان را با خداوند از طريق اقامه نماز، و پيوند با محرومان جامعه را از طريق زكات ، تقويت نمايند.
پيام ها: 
1 معمولاً دستور به نماز همراه با زكات در قرآن آمده است . يعنى ياد خدا بايد همراه با توجّه به خلق خدا باشد. (اقيموا الصلوة واتوا الزكوة )
2 اعمال انسان ، قبل از خود انسان وارد عرصه قيامت مى شود. (تقدّموا لانفسكم )
3 مقدار كار خير مهم نيست ، هركس به هر مقدار مى تواند بايد انجام دهد. (من خير)
4 كارهاى خير، براى قيامت محفوظ مى ماند. (تجدوه )
5 ايمان به نظارت الهى وپاداش در قيامت ، قوى ترين انگيزه عمل صالح مى باشد. (ما تقدموا... تجدوه عند اللّه انّ اللّه بما تعملون بصير)تفسير آيه : (111) وَقَالُواْ لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاّ مَنْ كَانَ هُوداً اءَوْ نَصَرَى تِلْكَ اءَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَنَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَدِقِينَ
وگفتند: هرگز به بهشت داخل نشود مگر آنكه يهودى يا نصرانى باشد. اينها آرزوهاى آنهاست ، بگو: اگر راستگوييد، دليل خود را (بر اين موضوع ) بياوريد.
پيام ها: 
1 غرور دينى ، باعث شد تا يهود ونصارى خود را نژاد برتر و بهشت را در انحصار خود بدانند. (الاّ مَن كان هودا او نصارى )
2 امتيازطلبى وخودبرتربينى ، آرزويى خام وخيالى واهى است . (تلك امانيّهم )
3 ادّعاى بدون دليل محكوم است . (قل هاتوا برهانكم )
4 هرگونه عقيده اى بايد بر اساس دليل باشد. (قالوا... قل هاتوا برهانكم ) قرآن ، مطالب خود را با دليل بيان كرده است و از مخالفان نيز تقاضاى دليل مى كند.
37. عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی از  امام جوادع روایت کرده که او شنیده است آن حضرت می فرماید:
هنگامی که فرزندم علی وفات یابد چراغ دیگری پس از او نمایان شده سپس پنهان می گردد،پس وای بر کسی که شک کند، و خوشا به حال غریبی که با دین خود بگریزد، سپس به دنبال آن وقایعی روی دهد که د رآن بر پیشانیها پیری نقش بندد و کوه های سخت و سنگین از جای بجنبد.
کدام حیرتی بزرگتر از این حیرت است که مردم بسیار و گروه های فراوانی را از دایره اعتقاد به این امر خارج ساخته است و بجز تعد اندک و ناچیزی از آنان که بدان اعتقاد داشتند کسی پابرجا بر آن باقی نمانده، و این خود به خاطر تردید مردم و سستی یقین ایشان و کمی پایداری آنان در برابر مشکلات و سختیهایی است که افراد پاکدل و بردبار و ثابت قدم و راسخ درعلم آل محمد ع بدان گرفتار شده اند، همان کسانی که این روایات را از ائمه علیهم السلام روایت کرده اند و به مقصود آنان در روایت آشنا هستند ومعانی آنچه مورد اشاره ایشان ع در روایات بوده است  درک می کنند،همانان که خداوند نعمت پایدرای شان بخشیده و با برخورداری از یقین سرافرازشان فرموده است، و الحمدلله رب العالمین.
38.  ابوحمزه گوید: بر امام صادق ع وارد شدم وبه او عرض کردم: آیا صاحب این امر تو هستی ؟ فرمود: نه ، عرض کردم: پس فرزند تو است؟ فرمود:نه ، عرض کردم: پس فرزند فرزند تو است؟ فرمود: نه، عرض کردم،پس او کیست؟ فرمود: کسی است که آن را( زمین را) از دادگری پر می کند ، همانگونه که از [ستمکاری و] تعدی پر شده است، او در زمان فترت امامان[ می آید] همچنان هک رسول خدا ص در زمان فترت پیامبران برانگیخته شد.
39. ایوب بن نوح از ابی الحسن سوم( حضرت هادی ع) روایت کرده که آن حضرت فرمود: هنگامی که علم شما از میانتان برداشته شد، پس از زیر قدمهای خود متظر فرج باشید( یعنی فرج به شما بسیار نزدیک است همانطور که کسی که چیزی را که جستجو می کند در پیش پای خود بیابد).
40. مفضل بن عمر از  امام صادق ع روایت کرده که: از آن حضرت درباره فرمایش خدای عز و جل سئوال شد فاذا نقر فی  الناقور: هنگامیکه در صور دمیده شود [المدثر :8] آن حضرت فرمود: همانا از ما اهل بیت امامی پوشیده خواهد بود، و هنگامی که خداوند عز ذکره آشکار ساختن ام راو را اراده نماید به دل او نکته وپدیده ای می اندازد، پس او آشکار گشته وبه امر خدای عز و جل به پا خواهد خاست.
41. ابوبصیر از امام صادق ع روایت کره که آن حضرت فرمود : صاحب این امر از غیبتی ناگزیر است و در غیبت خد ناچار از گوشه گیری و کناره جوئی  از دیگریان است و طیبه( مدینه) خوش منزل  است و با وجود سی تن ( یا به همراه سی نفر) در آنجا وحشت و ترسی نیست.
42. از محمدبن مسلم روایت شده که گفت: شنیدم امام صادق ع می فرمود: چنانچه غیبتی از صاحبتان را به شما خبر دادند( که صاحب امرتان غایب شده است) آن را انکار نکنید.
محمدبن یعقوب کلینی نیز از طریق دیگی از محمد بن مسلم همانند این حدیث را روایت کرده است.
43. علی بن ابی حمزه از امام صادق ع روایت کرده که آن حضرت فرمود: ارگ قائم قیام کند حتماًمردم او را انکارمی کنند، زیرا او به صورت جوانی برومند به سوی ایشان  باز می گردد،کسی بر عقیده خود نسبت به اوپایدار نمی ماند مگر آن کس که خداوند درعالم ذر نخستین از او پیمان گرفته باشد.
در روایت دیگری غیراز این روایت چنین است که آن حضرت فرمود: و از بزرگترین گرفتاریها آن است که صاحب موعود ایشان به چهره جوانی بر آنان خروج می کنند در حالی که آنان می پندارند که او باید پیرمردی کهن سال باشد.
44. علی بن عمر بن علی بن الحسین ع از امام صادق ع روایتکرده که ان حضرت فرمود: قائم فرزندان من برابر عمر حضرت ابراهیم که یکصدوبیست سال است عمر می نماید واین ، مدتی است که اودرک می شود( یادش به فراموشی سپرده نمی شود) سپس در  امتداد زمان به غیبتی طولانی دست می زند( مدتی طولانی غایب می شود) وبعد به صورت جوان رشیدی سی و دو ساله آشکار می گردد چندان که گروهی  از مردم اواو باز می گردند. او زمین را همچنان که از ستمگری و تجاوز پر شده است،لبریز از برابری ودادگری خواهد کرد.
همانا در این فرمایش امام صادق ع مایه عبرت و بازداری خواهد بود از کوری و شک و دو دلی ، و بیدار کننده آن کس که فراموشکار و غافل است و  راهنمائی است برای افراد سرسخت و سرگردان، آیا آنچه از مقدار عمر و حال قائم ع که به هنگام ظهورش بدان حال است بیان شده و این نکته که به صورت جوانی ظهور خواهد کرد آیا همین مقدار برای صاحبان اندیشه کافی نیست؟ شخص عاقلی را که دارای بینش است سزاوار نیست این مدت به نظرش طولانی بیاید و خواستار پیش رسیدن و جلو افتادن امر خدا قبل از فرارسیدن زمان ا« باشد، بدون اینکه در  وضع مردم تغییری حاصل شده با شد، و نیز به خاطر داشتن وقتی که در خبر آمده که وی ظاهر نمی شود مگر پس از تمام شدن آن، همان این گفته تنها برای آرامش