 خاطر بخشیدن به شیعیان و نزدیک نشان دادن آن است، زیرا ایشا خود فرموده اند : ما زمانی را ( برای ظهور) تعیین نمی کنیم و هر کس تعیین وقتی را از ما برای شما روایت کرد او را تصدیق نکنید واز اینکه او را دروغ زن بخوانید هراس نداشته باشید و بدان گفته عمل نکنید وظیفه ای که مومنان دارند  آن است که با تسلمی در برابر همه آنچه از امامان ع رسیده و آنان بدانچه گفته اند خود آگاه ترند بر طریق دین خدا و با اعتقاد به آ« گام بردارند، زیرا کسی که به امر آنان تسلیم شود و یقین داشته باشد که همان حق است بدان وسیله رستگار خواهد شد، و دین او برایش در امن و سلامت خواهد ماند،و هر که بدان وسیله رستگار خواهد شد، و دین او برایش در امت وسلامت خواهد بود، و هر که به معارضه برخیزد وتردید و مخالفت نماید و بر خدای تعالی از خود نسبتی دهد و اختیاری کند، از نسبت ناصوابش جلوگیری شود و اختیارش نابود گردد و مقصود و خواسته دلش از او دریغ شود و بدانچه دوست می دارد دست نیابد و به حیرت وگمراهی ودو دلی و سست رأیی و سرگردانی و در آمدن از مذهبی به مذهب دیگر و از گفتاری به گفتار دیگر گرفتار خواهد شد و سرانجام کا ر او زیانکاری است.
همانا امامی که مقام او نزد خدای عز و جل چنان است – که به وسیله او انتقام خود و دین و اولیائش را باز می ستاند و وعده ای که به رسول خویش داده از چیرگی دینش بر همه دینها هر چند مشرکان ان را ناخوشایند بدارند تا درسراسر روی زمین جز دین خالص او نباشد و این همه به دست او به وسیله او تحقق یابد- چنین امامی شایسته است که مردم بی دانش و نادان جایگاه و منزلتش را ادعانکنند وهیچ کس از مردم با ادعای این منزلت برای دیگری غیر از او خود خود را به گمراهی نیفکند و فریب ندهد و با اقتداء به غیر او خود را به ورطه نیستی نیفکند که در آن صورت خود را به وادی هلاکت افکنده و خویشتن را به سوی آتش شعله ور کشیده است، ما از آن به خدا پناه می بریم و از اومی خواهیم به رحمت خود ما را از عذاب آن رهائی بخشد.
45. ابراهیم بن عمر  یمانی از امام صادق ع روایت کرده که آن حضرت فرمود: قائم در حالی قیام می کند که بیعت هیچکس بر گردن او نیست( تابعیت کسی یا دولتی ندارد)
46. هشام بن سالم از امام صادق ع روایت کرده که آن حضرت فرمود: قائم قیام خواهد کرد در حالی که از هیچ کس بر گردن او قرار داد و پیمان و بیعت نیست ( تابعیت هیچ دولتی را ندارد)
و از جمله چیزهایی که امر غیبت را مورد تأکید قرار یم دهد و گواه بر حقانیت و وجود وحال سرگردانی است که طی آن( در غیبت) برای مردم پیش می اید و ینز ا ین که آن یک گرفتاری است که ناگزیر باید روی دهد و کسی از آن نجات نمی یابد مگر  آنکه بر سختی ان پایدار و ثابت قدم باشد روایتی است که در این مورد از امیرالمومنین ع نقل شده وعبارت  است از:
1. عکرمه ن صعصعه از پدر خویش روایت کرده که گفت علی ع می فرمود: این شیعه پیوسته همچون گله بز خواهد بودکه درنده ستمگر نداند بر کدام یک دست بگذارد (فرق نمی کند کدام یک را طعمه خود سازد) نه جایگاه بلندی برای آنان است که بدان پناه برند ونه تکیه گاهی که درهای خود بدان تکیه زنند و دلگرم باشند.
2.از سلمان فارسی رحمه الله تعالی روایت  شده که گفت: مومنان پیوسته همچون بزهای بی جان( که در ناتوانی همسانند) خواهند بود، ستمگر زورگو نمی داند برکدام یک از آنها دست نهد( کدام طعمه را برگزیند، چون جملگی یکسانند) در میانشان جایگاه بلندی نیست که بندان پناه  جویند وتکیه گاهی وجود ندار که درکارهایشان تکیه نمایند.
3.ابن عقبه گوید: از علی ع شنیدم می فرمود گوئی هم کنون شما را می بینم همچون شتری که به دنبال چراگاه می گردد بدین سوی آن سوی در گردشید و آن را نمی یابید ای گروه شیعه
4. عبدالله بن بکیر وحکم از امام باقر ع روایت کرده اند که آن حضرت فرمود: چگونه خواهید بود هنگامی که به بالا روید کسی را نیایید و باز گردید و کسی را نیابید.
5. ابوالجارود از امام باقر ع روایت کرده که از آن حضرت شنیده شده است که می فرماید: پیوسته در انتظار به سر خواهدبر د تا جائی که همچون رمه بزهای وحشتزده شوید که قصاب در بند آ ن نیست که دست خود را بر کدام یک از  آنهاه بگذارد، که نه جایگاه بلندی داشته باشید تا بدان پناه جوئید ونه تکیه گاهی که به پشت گرمی آن به امورتان پردازید.
آیا این احادیث خدایتان رحمت کناد جز راهنما و نمایانگر غیبت صاحب حق است؟ و او همان جایگاه بلند است که شیعه بدان پناه می جوید و باز ( این احادیث دلالت دارد) بر غیبت آن سببی که میان ان حضرت و شیعیانش برای او گماشته شده بود، و او همان تکیه گاهی است که شیعیان در کارهای خود بدان دلگرم بودند و در حال غیبت آن حضرت امور شیعیان را به امامشان که همان جایگاه بلند آنان است می رسانید، پس هنگامیکه آن (سبب) برداشته شد، همچون بزهای بی جان( یکسان  ناتوانی) گردیدند، که در همان واسطه ها خود پیام و راهنمائی وتا حدی نگهدارنده نیرو و توان مومنان بود تا اینکه خداوند با برداشتن آن اسباب و با وجود غیبت امام در این زمانی که ما در آن قرار داریم( اوائل غیبت کبری) تدبیر خود راجاری ساخت و مقدرات خویش را عملی نمود و این پاک ساختن آن کس است که خالص شدنی است ونابودی کسی که در خور هلاک است و نجات هر کس که با پایداری بر حق اهل نجات است و برطرف ساختن شک و تردید، و یقین آوردن بدانچه از امامان ع وارد شده که ناگزیر این اندوه باید پیش آید و سپس به هنگام خواست خدا برطرف شود، نه هنگامی که مردم بخواهند و میلشان ایجاب کند، خداوند ما وشما را ای جماعت شیعه با ایمان که پیوسته دست به ریسمان خدا دارید و دستور ا و را گردن می نهیداز آنان قرار دهد کهاز گرفتاری غیبت نجات می یابند که در آن هر کس برای خودامامی برگزید و به اختیار پروردگارش راضی نشد و خواستار شتاب در تدبیر خدای سبحان گردید و آنچنان که مأمور بود، صبر نکرد،هلاک می گردد، خداوند ما و شمارا پس از هدایت از گمراهی در امان بداردکه او ولی توانا است.
این پایان آن روایاتی است که در مورد غیبت در اختیار من بود و این مقداری ناچیز از روایات فراوانی است که مردم آن را روایت می کنند ودرنزدشان محفوظ است و خدا ولی توفیق است. 
( روایاتی درمورد آنچه از صبر و خودداری وانتظارفرج و ترک شتاب نسبت به امر خدا وتدبر او که شیعه بدان امر شده است)
1. ابوبصیراز امام صادق ع روایت کرده که آن حضرت فرمود: پدرم امام باقر ع به من فرمود: ناگزیر آتشی از ناحیه آذربایجان زباه خواهدکشید که هیچ چیزدرمقابلش نتواند ایستاد، چون چنین شود  خانه نشین باشید( بی طرف بمانید) و تا آنگاه که ما در خانه نشسته ایم شما نیز خانه نشین باشید و چون کسی که از طرف ما حرکت می کند فعالیت خود را آغاز کرد به سوی او بشتابید( به هر نحو ممکن ) اگرچه بر دست و زانو . به خدا سوگند گوئی هم اکنون به او می نگرم که میان رکن و مقام به فرمانی جدید از مردم بیعت می گیرد، فرماین که برعرب سخت گران است، و ( پدرم) فرمود: وای بر سرکشان عرب از شری که روی نموده است