 غير او در سجده ، حرمت او را از بين برد، به مقام قرب او نرسد؛ پس سجده كن (همانند) سجده كسى كه در برابر خداوند تعالى متواضع و خوار است و مى داند كه از خاكى آفريده شده كه خلق بر آن پا مى نهند و خدا او را از نطفه اى كه همه آن را كثيف و نجس مى دانند آفريده ؛ و مى داند كه نبود، و (به دست آفريدگار) به وجود آمد.و همانا خداوند معناى (حقيقت ) سجده را سبب نزديكى جستن به او با قلب و باطن و جان قرار داد ؛ پس كسى كه به او نزديك شود، از غير او دور گردد.آيا نمى بينى كه در ظاهر سجده شكل نمى گيرد مگر با آن كه همه چيز از نظرت پنهان گردد و هر چه ديدگان مى بينند از تو محجوب شود؟ همچنين است امر باطن ؛ پس ‍ هر كس در نماز ؛ دلبستگى به چيزى جز خدا داشته باشد، به همان چيز نزديك ، و از حقيقت آن چه خداوند در نماز او از او خواسته ، دور است .خداوند عز و جل فرموده است : ((خداوند براى احدى دو قلب در باطنش قرار نداده است )).و رسول الله (ص ) فرمود: ((خداوند تعالى فرموده است : بر قلب بنده اى واقف نشوم كه در آن حب طاعت مخلصانه براى من و جهت كسب رضاى من بدانم (بيابم )، مگر آن كه (خود) تنظيم و تدبير امور او را متصدى شوم . و هر كس به غير من دل مشغول دارد از آنهاست كه خويشتن را به مسخره گرفته اند، و نامش در دفتر زيانكاران نوشته و ثبت است .
(مصباح الشريعه ، باب 16.بحارالانوار، ج 82، ص 136)
 332 - فلسفه گفتن هفت تكبير
عن العلل باسناده عن هشام بن الحكم عن ابى الحسن موسى - عليهماالسلام - قال :
قلت : لاى علة صار التكبير فى الافتتاح سبع تكبيرات افضل ؟فقال : يا هشام ، ان الله خلق السموات سبعا و الارضين سبعا و الحجب سبعا ؛ فلما اسرى بالنبى صلى الله عليه و اله فكان من ربه كقاب قوسين او ادنى رفع له حجاب من حجبه ، فكبر رسول الله - صلى الله عليه وآله - و جعل يقول الكلمات التى فى الافتتاح ؛ فلما رفع له الثانى ، كبر؛ فلم يزل كذلك حتى بلغ حجب فكبر سبع تكبيرات .فلذلك العلة تكبر للافتتاح فى الصلوة سبع تكبيرات ؛ 
از كتاب علل الشرايع به سندى كه آورده ، از هشام بن حكم روايت كرد كه از ابوالحسن موسى بن جعفر (ع ) پرسيدم : ((چرا در افتتاح نماز (گفتن ) هفت تكبير داراى فضيلت بيشتر شده است ؟فرمود: ((اى هشام ، خدا آسمانها را هفت .زمينها را هفت و حجابها را هفتگانه آفريد؛ پس چون پيامبر (ص ) را به معراج برد و قرب او به پروردگارش به اندازه فاصله دو كمان يا نزديكتر باشد، يك حجاب از حجابهايش برداشته شد؛ پيامبر (ص ) تكبير گفت و آغاز نمود به گفتن كلمات افتتاحيه نماز؛ پس چون حجاب دوم برايش ‍ برداشته شد، تكبير گفت ؛ و به همين منوال (گذشت ) تا به هفت حجاب رسيد ؛ پس آن جناب هفت تكبير گفت .بدين علت براى افتتاح نماز هفت تكبير گفته مى شود.
(علل الشرايع ، ص 322، باب 30، حديث 4)
 333 - تعليم سوره حمد
منها ما روى عن النبى - صلى الله عليه وآله - انه قال لجابر بن عبدالله الانصارى :
يا جابر! الا اعلمك افضل سورة انزلها الله فى كتابه ؟ فقال له جابر: بلى بابى انت و امى يا رسول الله !علمنيها.قال : فعلمه ((الحمد)) ام الكتاب .ثم قال : يا جابر! الا اخبرك عنها؟ قال : بلى ، بابى انت و امى يا رسول الله !اخبرنى .قال : هى شفاء من كل داء الا السام ؛
از پيامبر (ص ) روايت شده كه به جابر بن عبدالله انصارى فرمود: اى جابر، آيا برترين سوره اى را كه خدا در كتابش نازل فرموده به تو نياموزم ؟ جابر عرض كرد: آرى پدر و مادرم فداى تو باد اى رسول خدا، آن را به من بياموز.پس رسول الله سوره ((حمد)) (ام الكتاب ) را به او تعليم داد و فرمود: اى جابر آيا آگاهت نسازم از اين سوره ؟ عرض كرد: چرا، پدر و مادرم فداى تو باد يا رسول الله ! از آن مرا باخبر ساز. فرمود: آن شفاى هر دردى است جز مرگ .
(تفسير عياشى ، ج 1، ص 20، حديث 9)
334 - تفسير عبارت ((بسم الله ...)) 
روى فى التوحيد عن الرضا - عليه السلام - حين سئل عن تفسير ((البسملة )) قال :
معنى قول القائل : بسم الله ، اى اسم على نفسى سمة من سمات الله ، و هى العبادة .قال الراوى فقلت له : ما السمة ؟قال : العلامة ؛ 
در كتاب توحيد از امام رضا (ع ) روايت شده است كه وقتى تفسير ((بسمله )) (بسم الله ) از حضرتش سؤ ال شد، فرمود: معناى اينكه گوينده مى گويد ((بسم الله ))، اين است كه من بر خود ((سمه )) (نشانه اى ) از سمات خدا مى نهم ؛ و آن نشانه عبارت است .راوى گفت پرسيدم : سمه يعنى چه ؟ فرمود: ((نشانه )).
(التوحيد، ص 229، باب 31)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1150.txt">آیات</a><a class="folder" href="w:html:1151.xml">احادیث</a></body></html>فصل دوم : در فضيلت سر تراشيدن و آداب آن 
از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه سه چيز است هر كه لذتشان را يافت ترك نمى كند: مو را از بيخ گرفتن و جامه ار كوتاه كردن و وطى كنيزان كردن .
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه موى سر را از بيخ بگير تا چرك نگيرد و جانوران در آن جا نكنند و گردنت گنده شود و ديده ات جلا يابد و بدنت راحت يابد.
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه من هر جمعه سر ميتراشم .
درحديث ديگر فرمود كه موى پشت سر را تراشيدن غم را زايل ميكند.
درحديث صحيح از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه چون موى سر بلند شود چشم را ضعيف مى كند و نورش را كم مى كند و مويش را ازاله كردن ديده را جلا ميدهد.
در فقه الرضا عليه السلام مذكور است كه چون خواهى كه موى سر را بتراشى رو بقبله كن و ابتدا كن از پيش سر از جانب پيشانى و بتراش تا دو استخوان كه از پهلوهاى گوش بلند شده اند و درحين شروع اين دعا بخوان بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ وَعَلى مِلَةِ رَسُولِ اللّهِ سُنَّتِهِ حَنيفا مُسْلِما وَمااَنَا مِنْ الْمُشْرِكينَ اَلّلهُمَّ اَعْطَنى بِكُلِ شَعْرَةٍ نُورا ساطِعا يَوْمَ الْقِيمَةِ پس چون فارغ شوى بگو اَلّلهُمَّ زَيّنى بِالتُّقى وَجَنِّبْنْى الرّدى وَجَنِّبْ شَعْرى وَبَشَرى الْمَعاصى وَجَميعَ ماتَكْرَهُ مِنّى فَاِنّى لااَمْلِكُ لِنَفْسى نَفْعا وَلا ضَرّا.
در روايت ديگر منقول است كه در وقت شروع اين دعا بخواند بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ وَعَلى مِلَةِ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ اَلّلهُمَّ اَعْطِنى بِكُلِّ شَعْرَةٍ نُورا يَوْمَ الْقَيمَةِ و چون فارغ شود بگويد اَلّلهُمَّ زَيّنى بِالتَّقْوى وَجَنِّبْنىَ الرَّدى .
44 - آسان بودن نماز براى خاشعان 
واستعينوا بالصبر و الصلوة و انهالكبيرة الا على الخاشعين ؛ 
در زندگى از صبر ونماز كمك گيريد، هرچند نماز كار مشكلى است مگر براى فروتنها.
(سوره بقره ، آيه 45)
 45 - نماز و رستگارى 
قد افلح المؤ منون ، الذينهم فى صلاتهم خاشعون ؛ 
مؤ منان رستگار شدند، آنها كه درنمازشان خاشع هستند.
(سوره مؤ منون ، آيات 1 و 2)
 46 - خضوع در نماز
حافظوا على الصلوات و الصلوة الوسطى و قوموا لله قانتين : 
در انجام همه نمازها و نماز ميانى (ظهر) كوشش و مواظبت كنيد، در حال عبادت و خضوع كنان براى خدا به پا خيزيد.
(سوره بقره ، آيه 238)
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1152.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:1153.txt">قسمت دوم</a><a 