ن نيز يهود را بى منزلت در نزد خداوند مى دانند. اينگونه برخوردها، از روحيّه ى متعصّب آنها سرچشمه مى گيرد، در حالى كه اگر به كتاب آسمانى خود توجّه كنند، از اين برخوردها دست بر مى دارند. سپس مى فرمايد: مشركان و بت پرستان نيز با آنكه كتاب آسمانى ندارند، همان سخن ها را مى گويند. يعنى صاحبان عقايد باطل همديگر را نفى مى كنند، ولى همه ى اين اختلافات در روز قيامت ، با داورى خداوند متعال پايان مى پذيرد و آنها حقّ را مشاهده مى كنند.
پيام ها: 
1 تعصّب بى جا و انحصارطلبى بى دليل ، ممنوع است . تحقير و ناديده گرفتن ديگران ، نشانه ى استبداد و خودمحورى است .(399) (ليست النصارى على شى ء... ليست اليهود على شى ء)
2 اگر تعصّب و خودخواهى باشد، علم هم نمى تواند هدايت كند. اهل كتاب قادر به تلاوت آن بودند ولى به خاطر داشتن روحيّه ى انحصارطلبى تلاوت ها كارساز نبود. (وهم يتلون الكتاب )
3 در فضاى آميخته به تعصّب ، عالم و جاهل همانند هم فكر مى كنند. مشركان جاهل همان حرفى را مى زدند كه تلاوت كنندگان تورات و انجيل مى گفتند. (كذلك قال الذين لا يعلمون )تفسير آيه : (114) وَمَنْ اءَظْلَمُ مِمَّنْ مَّنَعَ مَسَجِدَ اللّهِ اءَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فى خَرَابِهَا اُؤ لَئِكَ مَا كَانَ لَهُمُ اءَنْ يَدْخُلُوهَآ إ لاَّ خَآئِفِينَ لَهُمْ فِى الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِى الاَخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ
ترجمه آيه : 
كيست ستمكارتر از آنكه نگذاشت نام خدا در مساجد الهى برده شود و سعى در خرابى آنها داشت ؟ آنان جز با ترس و خوف ، حقّ ورود به مساجد را ندارند. بهره ى آنان در دنيا، رسوايى و خوارى و در آخرت عذاب بزرگ است .
نكته ها: 
O بنابر آنچه از شاءن نزول ها و برخى روايات بدست مى آيد، آيه درباره ى كسانى نازل شده است كه درصدد تخريب مساجد برآمده بودند. در طول تاريخ ، تخريب مساجد ويا جلوگيرى از رونق آنان بارها به دست افراد منحرف و طاغوت ها صورت گرفته است . از تخريب بيت المقدّس و آتش زدن تورات بدست مسيحيان به رهبرى شخصى به نام ((فطلوس )) گرفته ، تا ممانعت قريش از ورود مسلمانان به مسجدالحرام ، نشانه اى از همين تلاش ها است .
امروز نيز از يك سو شاهد تخريب مساجد باقيمانده از صدر اسلام در كنار قبور ائمه بقيع عليهم السّلام به عنوان مبارزه با شرك هستيم و از طرف ديگر ويرانى مساجد تاريخى ، همانند مسجد بابرى در هند را كه نشانگر قدمت مسلمانان در شبه قارّه است ، به چشم مى بينيم . اينها همه حكايت از روحيّه ى كفرآلود طاغوت ها و جاهلانى دارد كه از ياد ونام خداوند كه در مراكز توحيد طنين انداز مى شود، وحشت دارند.
O اين آيه به والدين و بزرگانى كه از رفتن فرزندانشان به مساجد ممانعت به عمل مى آورند، هشدار مى دهد.
O اگر خرابى مسجد ظلم باشد پس آباد كردن مسجد، اَنفع كارها مى باشد.(400)
پيام ها: 
1 ظلم فرهنگى ، بزرگترين ظلم هاست . (و من اظلم ) (در قرآن ((اظلم ))، به افترا بر خدا و بستن خانه خدا گفته شده كه هر دو جنبه فرهنگى دارد.)
2 خرابى مسجد تنها با بيل و كلنگ نيست ، بلكه هر برنامه اى كه از رونق مسجد بكاهد، تلاش در خرابى آن است . (منع مساجد اللّه )
3 مساجدى مورد قبول هستند كه در آنها ياد خدا زنده شود. مطالب خداپسند و احكام خدا بازگو شود. (يذكر فيه اسمه )
4 دشمن از در و ديوار مسجد نمى ترسد، ترس او از زنده شدن نام خدا و بيدارى مسلمانان است . (ان يذكر فيها اسمه )
5 مساجد سنگر مبارزه اند، لذا دشمن سعى در خرابى آنها دارد. (سعى فى خرابها)
6 مسجد بايد پر رونق و پر محتوى وهمانند سنگر فرماندهى نظامى باشد. همچنان كه جاسوس از رخنه به مراكز نظامى در وحشت و اضطراب است ، بايد مخالفان و دشمنان نيز از نفوذ و ورود به مساجد، در ترس ونگرانى باشند. (ما كان لهم ان يدخلوها الاّ خائفين )
7 كسانى كه با مقدّسات دينى به مبارزه برمى خيزند، علاوه بر قهرالهى در قيامت ، گرفتار ذلّت وخوارى دنيا نيز مى شوند.(401) (سعى فى خرابها... لهم فى الدنيا خزى )تفسير آيه : (115) وَلِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَاءَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ وَسِعٌ عَليمٌ
ترجمه آيه : 
مشرق و مغرب از آن خداست ، پس به هر سو روكنيد، آنجا روى خداست ، همانا خداوند (به همه جا) محيط و (به هر چيز) داناست .
نكته ها: 
O يهود بعد از تغيير قبله ى مسلمانان از بيت المقدّس به كعبه ، ايجاد سؤ ال و يا القاء شبهه مى كردند كه به چه دليلى قبله تغيير يافته است . هرچند در آيات قبل (402) به اجمال و سربسته ، خداوند پاسخ اينگونه اعتراضات را بيان فرمود، ولى اين آيه نيز بر اين حقيقت تكيه مى كند كه مشرق و مغرب از آن خداست و به هرسو رو كنيد، خدا آنجاست . اگر كعبه نيز به عنوان قبله قرار داده شده است ، براى تجلّى وحدت مسلمانان و تجديد خاطرات ايثارگرى و شرك ستيزى ابراهيم عليه السّلام است . و بدين خاطر داراى قداست و احترام مى باشد.
O چنانكه در رساله هاى احكام مراجع آمده است ، در نمازهاى مستحبى ، قبله شرط نيست و حتّى مى توان در حال راه رفتن يا سواره بجا آورد. برخى روايات نيز در ذيل اين آيه ، به اين مطلب اشاره نموده اند.(403)
O اگر به فرموده آيه ى قبل ، گروهى در خرابى مسجد تلاش كردند، شما از پاى ننشينيد كه توجّه به خدا در انحصار جهتى خاصّ نيست .
O جهت قبله به شرق يا غرب باشد، موضوعى تربيتى و سياسى است ، اصل و مقصود، ياد خدا و ارتباط با او مى باشد. قرآن در ستايش گروهى از بندگان مى فرمايد: (يذكرون اللّه قياماً و قعوداً و على جنوبهم )(404) آنان خدارا به حال ايستاده و نشسته و خوابيده ياد مى كنند. و يا در پاسخ هياهويى كه براى تغيير قبله درست شد، مى فرمايد: (ليس البر ان تولّوا وجوهكم قِبل المشرق والمغرب ولكنّ البرّ من آمن باللّه )(405) يعنى : اى مردم ! نيكى اين نيست كه رو به سوى شرق يا غرب در حال عبادت بكنيد، بلكه نيكى در ايمان واقعى شما به خدا و انجام كارهاى خداپسندانه است .
O هرچند در آيه قبل ، از بزرگترين ظلم يعنى تخريب مساجد يا منع از مساجد، سخن به ميان آمد و يا اينكه در جاى ديگر مى فرمايد: اگر جهاد نبود صوامع و بيع و مساجد ويران مى شدند.(406) ولى آيه بشارت به اين است كه مبادا ماءيوس شويد و يا احساس نااميدى و بى پناهى بكنيد، تمام جهان ، محل عبادت و همه جاى هستى قبله گاه است .
پيام ها: 
1 هركارى كه به فرمان خداوند بوده و رنگ الهى داشته باشد، وجه اللّه و عبادت است . (اينما تولّوا فثَمّ وجه اللّه )
2 خداوند در همه جا حاضر و بر هر چيز ناظر است . (انّ اللّه واسع عليم )تفسير آيه : (116) وَقَالُواْ اتَّخَذَ اللّهُ وَلَداً سُبْحَنَهُ بَلْ لَّهُ مَا فِى السَّموتِ وَ الاَرْضِ كُلُّ لَّهُ قَنِتُونَ
ترجمه آيه : 
و (برخى از اهل كتاب و مشركان ) گفتند: خداوند فرزندى براى خود اختيار كرده است . منزّه است او، بلكه آنچه در آسمان ها و زمين است از آن اوست و همه در برابر او فرمان برند.
نكته ها: 
O اهل كتاب و مشركان ، هركدام به نوعى براى خداوند فرزندى مى پنداشتند؛ يهود مى گفت : عُزَي