ر فرزند خداست .(407) نصارى نيز حضرت عيسى را فرزند خدا معرّفى مى كردند(408) و مشركان ، فرشتگان را فرزندان خدا مى دانستند.(409) اين آيه ردّى است بر اين توهّم غلط ونابجا، وذات خداوند را از چنين نسبتى منزّه مى داند.
O خدا را با خود مقايسه نكنيم . اگر انسان نياز به فرزند دارد بخاطر موارد ذيل است :
1 عمرش محدود است و ميل به بقاى خويش و نسل خويش دارد.
2 قدرتش محدود است و نيازمند معاون و كمك كننده است .
3 نيازمند محبّت و عاطفه است و لازم است مونسى داشته باشد.
ولى خداوند از همه ى اين كمبودها و نيازها منزّه است ، بلكه هرچه در آسمان ها و زمين است ، همه در برابر او متواضعند.
پيام ها: 
1 خدايى كه همه آسمان ها و زمين در برابر او تسليم هستند، چه كمبودى دارد تا از طريق فرزند گرفتن آنرا جبران كند؟! (بل له ما فى السموات )
2 خشوع وتواضع ، در برابر كسى سزاوار است كه تمام هستى از آن اوست ، نه بت ها و طاغوت هايى كه از آفريدن حتّى يك مگس نيز عاجزند و قدرت نفع و ضررى ندارند. (كلّ له قانتون )تفسير آيه : (117) بَدِيعُ السَّمَواتِ وَالاَرْضِ وَإِذَا قَضىَّ اءَمْراً فإِنّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
ترجمه آيه : 
پديد آورنده آسمان ها وزمين اوست وهنگامى كه فرمان (وجود) چيزى را صادر كند، فقط مى گويد: باش ! پس (فوراً) موجود مى شود.
نكته ها: 
O او نه تنها مالك همه ى موجودات است ، بلكه خالق آنهاست ، آن هم بطور بديع و بدون نقشه قبلى . پس او چه نيازى به فرزند دارد؟! هرگاه وجود چيزى را اراده كند، به او مى گويد: باش ! وفوراً خلق مى شود. به تعبير حضرت رضاعليه السّلام : خداوند در كار خويش حتّى نيازمند گفتن كلمه ((كُن )) نيست ، اراده ى او همان وآفريدن همان .(410)
O در اين چند آيه ، با قدرت الهى آشنا شديم : (للّه المشرق والمغرب ) مشرق و مغرب براى اوست . (له مافى السّموات والارض ) آسمان ها وزمين براى اوست . (كلٌ له قانتون ) همه براى او متواضع وفرمان بردار هستند. (بديع السموات والارض ) پديد آورنده آسمان ها وزمين اوست . (كن فيكون ) به فرمان او هر چيز موجود مى شود.
O همچنان كه خداوند در يك آن مى آفريند، در مقام قهّاريّت نيز مى تواند در يك آن همه چيز را از بين ببرد. چنانكه در آيه 19 سوره ابراهيم فرموده : (ان يشاء يذهبكم و ياءت بخلق جديد) ايمان به چنين قدرتى ، كه وجود و عدم همه چيز بدست اوست ، به انسان توانايى فوق العاده مى دهد و او را از ياءس و نااميدى باز مى دارد.
پيام ها: 
1 آفرينش خداوند، همواره بديع وابتكارى است . (بديع )
2 خداوند مى تواند در يك لحظه همه هستى را بيافريند؛ (كن فيكون ) هرچند حكمتش اقتضا مى كند كه سلسله علل در كار باشد وبه تدريج خلق شوند.تفسير آيه : (118) وَقَالَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ لَوْلاَ يُكَلِّمُنَا اللّهُ اءَوْ تَاءتِينَا آيَةٌ كَذَ لِكَ قَالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِّثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَبَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الاَيَتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ
ترجمه آيه : 
كسانى كه نمى دانند، گفتند: چرا خدا با خود ما سخن نمى گويد؟ يا آيه و نشانه اى بر خود ما نمى آيد؟ همچنين گروهى كه قبل از آنان بودند مثل گفته آنان را گفتند، دلها (وافكار)شان مشابه است ، ولى ما (به اندازه ى كافى ) آيات ونشانه ها را براى اهل يقين (وحقيقت جويان ) روشن ساخته ايم .
نكته ها: 
O باز هم تقاضاى نابجا از سوى گروه ديگرى از كفّار! افراد ناآگاه ، در برابر دعوت رسول خداصلّى اللّه عليه و آله چنين مى گويند: چرا خداوند مستقيماً با خود ما سخن نمى گويد؟ چرا بر خود ما آيه نازل نمى شود؟!
قرآن براى جلوگيرى از اثرات سوء احتمالى اينگونه سخن هاى ياوه وبى جا بر ساير مسلمانان و دلدارى به رسول خداصلّى اللّه عليه و آله ، سؤ ال و خواست آنها را خيلى عادّى تلقّى مى كند كه اين سؤ الات حرف تازه اى نيست و كفارِ قبل از اينها نيز از انبياى پيشين چنين توقّعات نابجا را داشته اند. سپس ‍ مى فرمايد: طرز تفكّر هر دو گروه به يكديگر شباهت دارد، ولى ما براى اينگونه درخواست ها اعتبار و ارزشى قائل نيستيم . چرا كه آيات خودمان را به قدر كفايت براى طالبان حقيقت بيان كرده ايم .
O توقّعات نابجا، يا به خاطر روحيّه استكبار و خودبرتربينى است و يا به خاطر جهل و نادانى . آنكه جاهل است ، نمى داند نزول فرشته وحى بر هر دلى ممكن نيست و حكيم ، شربت زلال و گوارا را در هر ظرفى نمى ريزد. در قرآن مى خوانيم : اگر پاكدل و درست كردار بوديد، فرقان و قوه تميز به شما مى داديم .(411)
پيام ها: 
1 اصالت به تلاش و لياقت است ، نه تقاضا و توقّع . گروهى هستند كه به جاى تلاش و بروز لياقت ، هميشه توقّعات نابجاى خود را مطرح مى كنند. (لولا يكلّمنا اللّه )
2 سنّت خداوند اتمام حجّت و بيان دليل است ، نه پاسخگويى به خواسته ها وتمايلات نفسانى هر كس . (قد بيّنا الايات )تفسير آيه : (119) إِنَّآ اءَرْسَلْنَكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَنَذِيراً وَلاَ تُسْئَلُ عَنْ اءَصْحَبِ الْجَحِيمِ
ترجمه آيه : 
(اى رسول !) ما ترا به حقّ فرستاديم تا بشارتگر و بيم دهنده باشى و تو مسئول (گمراه شدن ) دوزخيان (و جهنّم رفتن آنان ) نيستى .
نكته ها: 
O اى رسول گرامى ! به توقّعات نابجاى كفّار توجّه نكن . آنان هركدام توقّع دارند اوراق متعدّدى از آيات برايشان نازل شود؛ (بل يريد كلّ امرء منهم ان يؤ تى صحفاً منشّرةً)(412) در حالى كه ما ترا همراه منطق حقّ براى مردم فرستاده ايم تا از طريق بشارت وانذار، آنان را نسبت به سعادت خودشان آشنا كنى . اگر گروهى بهانه جويى كرده و از پذيرش حقّ سرباز زدند و توقّع داشتند كه بر آنان وحى نازل شود، تو مسئول دوزخِ آنان نيستى ، تو فقط عهده دار بشارت و انذارى ، و مسئول نتيجه و قبول يا ردّ مردم نيستى .
O بشارت و انذار، نشانه ى اختيار انسان است . در قرآن مكرر اين معنا آمده است كه آنچه بر خداوند است ، فرستادن پيامبرى معصوم با منطق حقّ همراه با بشارت و انذار است . حال مردم خودشان هستند كه آزادانه يا راه حقّ را مى پذيرند و يا سرسختانه لجاجت مى كنند.
پيام ها: 
1 در برابر هر تضعيف روحيّه اى از طرف دشمن ، نياز به تقويت و تسليت و تسكين روحى از طرف خدا است . (ارسلناك بالحقّ) (در آيه قبل بهانه هاى كفّار نقل شد، در اين آيه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با كلمه ((بالحقّ)) تاءييد وتقويت مى شود.)
2 بشارت وتهديد، همچون دو كفّه ترازو بايد در حال تعادل باشد، وگرنه موجب غرور يا ياءس مى شود. (بشيرا ونذيرا)تفسير آيه : (120) وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودَ وَلاَ النَّصَرى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إ نَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الهُدَى وَلَئِنْ اتَّبَعْتَ اءَهْوَآءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَآءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَالَكَ مِنَ اللّهِ مِنْ وَلِيّ وَلاَ نَصِيرٍ
ترجمه آيه : 
(اى پيامبر!) هرگز يهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد تا (آنكه تسليم خواسته آنان شوى و) از آئين آنان پيروى كنى . بگو: هدايت تنها هدايت الهى است ، و اگر از هوى و هوسهاى آنها پيروى كنى ، بعد از آنكه علم (وحى الهى )نزد تو 