مد، هيچ سرور و ياورى از ناحيه خداوند براى تو نخواهد بود.
نكته ها: 
O بعد از تغيير قبله ، ناراحتى يهود از مسلمانان بيشتر شد و احياناً بعضى از مسلمان ها نيز تمايل داشتند قبله همان بيت المقدّس باشد تا بتوانند با يهود در الفت ودوستى زندگى كنند، غافل از اينكه رضايت اهل كتاب با حفظ آن حاصل نمى شد و انتظار آنان ، پيروى از تمام آيين آنها و نه فقط قبله آنان بود.
O اين آيه در عين اينكه خطاب به پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله است ، خطاب به همه مسلمانان در طول تاريخ نيز هست كه هرگز يهود و نصارى از شما راضى نخواهند شد، مگر آنكه تسليم بى چون وچراى آنان شويد و از اصول و ارزشهاى الهى كناره بگيريد. ولى شما مسلمان ها بايد با قاطعيّت دست رد به سينه نامحرم بزنيد و بدانيد تنها راه سعادت ، راه وحى است نه پيروى از تمايلات اين و آن .
پيام ها: 
1 دشمن ، به كم راضى نيست . فقط با سقوط كامل و محو مكتب و متلاشى شدن اهداف شما راضى مى شود. (لن ترضى عنك ...)
2 اگر مسلمانان مشاهده كردند كه كفّار از دين آنان راضى هستند، بايد در ديندارى خود ترديد نمايند. ديندارى كافرپسند، همان كفر است . (لن ترضى ... حتّى تتّبع ملّتهم )
3 جز وحى و هدايت الهى ، همه راه ها انحرافى است . (قل ان هدى اللّه هوالهدى )
4 مسئوليّت عالم ، بيشتر از جاهل است . (بعد الذى جائك من العلم )
5 رابطه با اهل كتاب نبايد به قيمت صرف نظر كردن از اصول تمام شود. جذب ديگران آرى ، ولى عقب نشينى از اصول هرگز. (لئن اتّبعت اهوائهم ...)
6 پيروى از تمايلات و هوسهاى مردم ، منجر به قطع الطاف الهى مى شود. يا لطف خدا، يا هوسهاى مردم . (ما لك من اللّه من ولىّ ولانصير)380  چنانكه گفته اند: ((حبّ الشى ء يعمى و يصمّ)) دوستدارى چيزى ، انسان را كور وكر مى كند. يعنى انسان ديگر حاضر نيست عيب هاى آنرا ببيند ويا بشنود.
381  مائده ، 18.
382  بقره ، 111.
383  بقره ، 80.
384  بحار، ج 28، ص 233.
385  مرگ ، همانند سفر است . راننده در صورتى از سفر مى ترسد كه يا راه را نمى شناسد، يا بنزين ندارد يا تخلّف نموده است ، يا جنس ‍ قاچاق حمل مى كند و يا در مقصد، محل سكونت ندارد. در حالى كه مؤ من واقعى ، راه را مى داند؛ (اليه المصير) سوخت بين راه دارد؛ (عمل صالحا) تخلّفاتش را با توبه جبران كرده است ، جنس قاچاق يعنى عمل خلاف ندارد و محل سكونتش را نيز مى داند؛ (جنّة الماوى ) و لذا نمى ترسد.
386  در تفسير فخر رازى دعايى از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله نقل شده است كه فرمودند: اگر زندگى براى من نيكوست ، مرا زنده نگهدار و اگر مرگ بهتر است ، بميران .
امام سجاد عليه السّلام نيز در دعاى مكارم الاخلاق از خداوند چنين مسئلت مى كند: ((الهى عمرّنى ما كان عمرى بذلةًفى طاعتك ، فاذا كان عمرى مرتعا للشيطان فاقبضنى ...)) خداوندا اگر عمر من وسيله خدمت در راه اطاعت تو باشد، عمر مرا طولانى كن ، ولى اگر عمر من چراگاه شيطان خواهد بود، آن را قطع نما.
387  تفسير راهنما.
388  انسان لجوج ، حتّى فرشتگان را متهم مى كند. فرشتگانى كه خداوند آنها را معصوم مى داند و درباره آنان مى فرمايد: (لا يعصون اللّه ما امرهم ) آنها هرگز فرمان خداوند را نافرمانى نمى كنند. (تحريم ، 6) آنان دليل دشمنى با جبرئيل را آوردن دستورات سنگين و دليل دوستى ميكائيل را آوردن دستورات سبك مى دانند. درست مانند كودك بازيگوشى كه معلّم رياضى را بد و معلّم ورزش را خوب مى پندارد با آنكه هر دو در جهت تعليم و تربيت فعاليّت مى كنند.
389  (ثمّ كان عاقبة الّذين اساؤ ا السُؤ اى ان كذّبوا بايات اللّه ...) روم ، 10.
390  اين آيه ، تسلّى خاطر براى رسول خداست كه اين گروه در پيمان شكنى و بهانه گيرى ، سابقه طولانى دارند و نبايد از اين لجاجت و بهانه گيرى تعجّب كرد.
391  سحر، به فن ظريف و دقيقى گفته مى شود كه امور را از مسير عادّى خود منحرف مى سازد. و گاهى سحر به معنى خدعه ، و باطل را در شكل و قالب حقّ آوردن ، آمده است .
392  ((بابل )) نام منطقه اى حدود نجف و كربلاى فعلى بوده است .
393  در روايات نيز وارد شده كه ساحر، كافر ومجازاتش قتل است .
394  (راعنا) از ماده ى ((رعى )) به معنى مهلت دادن است . ولى يهود كلمه ى (راعنا) را از ماده ى ((الرعونة )) كه به معنى كودنى و حماقت است ، مى گرفتند.
395  آنان هرگز دوست ندارند به مسلمانان كمترين خيرى برسد، ولى در مقابل از بازگشت آنان به كفر وارتجاع واز سازشكارى وسكوت وسستى با كفّار واز به سختى افتادن آنان ، لذّت مى برند.
# (ودّوالو تكفرون كما كفروا فتكونون سواء) كفّار دوست دارند همانند آنها كافر شويد. نساء، 89.
# (ودّوالو تدهن فيدهنون ) كفّار دوست دارند كه تو اى پيامبر نيز با آنها سازش كنى . قلم ، 9.
# (ودّوا ما عنتّم ) كفّار دوست دارند كه شما مسلمين در زحمت قرار گيريد. آل عمران ، 118.
# (ودّت طائفة من اهل الكتاب لو يضلّونكم ) گروهى از اهل كتاب دوست دارند شما را منحرف نمايند. آل عمران ، 69.
396  نخبة التفاسير.
397  مائده ، 64.
398  خداوند مى تواند هرگاه اراده كند، در آفرينش ايجاد تغيير كند؛ مثلا آب را تلخ كند؛ (لو نشاء لجعلناه اجاجا) واقعه ، 70. و يا درختان را خشك سازد؛ (لو نشاء لجلناه حطاما) واقعه ، 65. و بالاتر از همه ، تمامى مردمان را نابود و گروه ديگرى را بيافريند؛ (ان يشاء يذهبكم و ياءت بخلق جديد) ابراهيم ، 19. چنانكه به گروهى از بنى اسرائيل فرمود: (كونوا قردةًخاسئين ) بقره ، 65. يعنى شما به شكل بوزينگان در آييد و آنان از شكل انسانى به صورت بوزينگان در آمدند. اين نوع تغيير و تحوّل را بنى اسرائيل در طول تاريخ زندگانى خويش بارها ديده است ، خشك شدن دريا براى عبور آنان ، اژدها شدن عصاى حضرت موسى عليه السّلام ، شكافته شدن سنگ ها و جارى شدن آب ، چگونه است اين همه را با چشم خود ديده اند، ولى اكنون با تغيير مختصرى در احكام و دستورات بهانه گيرى مى كنند؟
399  هر گروهى به آنچه خود دارد مى بالد، و اين باليدن هاى بى جا ريشه ى بسيارى از فتنه هاست . در سوره ى مؤ منون آيه 53 ،تعبير ديگرى دارد: (كلّ حزب بمالديهم فرحون ) هر گروهى به آنچه در نزدشان هست ، شادمان است .
400  تفسير فخررازى .
401  اگر سعى در خرابى ساختمانى كه يادآور خداست ، ذلّت دنيوى و عذاب اخروى دارد، پس كسانى كه با شايعه و تهمت و تحقير، قداست مردانى را شكستند كه در جامعه يادآور خدا هستند، قطعا در همين دنيا گرفتار ذلّت و نكبت خواهند شد.
402  بقره ، 106.
403  امام باقرعليه السّلام مى فرمايد: ((انزل اللّه هذه الاية فى التطوع خاصّة )) اين آيه در مورد نماز مستحبى نازل شده است . تفسير برهان ؛ راهنما.
404  آل عمران ، 191.
405  بقره ، 177.
406  حج ، 40.
407  (وقالت اليهود عزير ابن اللّه ) توبه ، 30.
408  (وقالت النصارى المسيح ابن اللّه ) توبه ، 30.
409  (يجعلون للّه البنات ) نحل ، 57.
410  ((فارادة اللّه الفعل لاغيرذلك يقول له كن فيكون بلالفظ ولانطق ولاهمّة ولاتفكّر)) كافى ، ج 1 ص 109.
411  (ان تتّقوا اللّه يجعل لكم فرقانا) انفال ، 29.
412  مدّثر، 52.انچه از آزمایش و تفرقه که درزمان غیبت دامنگیر شعیه می شود چندانکه بر حقیقت امر کسی باقی نمی مان