رهم نموده بعضی را در میان بعضی دیگر فرو برد- پس عرض کردم : ای امیرالمومنین در چنان حال اثری از خیر نخواهد بود آن حضرت فرمود: تمامی خیر در آن هنگام است.
ای مالک بن ضمره بدان هنگام قائم ما به پا خواهد خاست و هفتاد مرد را که بر خدا و رسول او ع دروغ می بندند پیش می کشد (فرا می خواند) و آنان را می کشد سپس خداوند ایشان را جملگی بر امری واحد گرد می آورد (متفق می سازد).
12- ابراهیم بن عمر یمانی به واسطه مردی از امام باقرع روایت کرده که آن حضرت فرمود: ای شیعه ال محمدحتما باید مورد پاکسازی قرار گیرید همچون پالودن و برطرف شدن سرمه از چشم که صاحب چشم می داند چه وقتی سرمه در چشمش جای می گیرد ولی نمی داند چه زمانی از آن بیرون می شود و به همین گونه استکه حال مرد که بر طریق امر ما (امامت) صبح می کند (روز را آغاز می کند) و بعد روز را شب می کند و (بعد) در حالی که از آن خارج شده شب را به صبح می برد(یعنی با مداد مسلمان است و شامگاه کافر و بالعکس)
13- مهزم بن ابی برده اسدی و دیگران از امام صادق ع روایت کرده اند که ان حضرت فرمود: به خدا سوگند بدون تردید به سان درهم شکستن آبگینه درهم خواهید شکست البته آن شیشه به صورت اولیه بازگردانده شود(آن را ذوب کرده و از نو بسازند) و بدان صورت(چنانکه بوده) باز می گردد (قابل ترمیم و بازیافتن شکل نخستین خود است) به خدا سوگند حتماً درهم خواهید شکست همچون شکستن سفال (گل پخته) همانا سفال البته می شکند ولی (بدان صورت نخستین) چنانکه بوده است باز نمی گردد (قابل ترمیم نیست) و به خدا قسم حتماً غربال خواهید شد  و سوگند به خدا بدون شک از یکدیگر بازشناخته خواهید شد و به خدا قسم پاکسازی خواهید گشت تا جائی که ازشما جز اندکی باقی نماند و (در این حال حرکتی حاکی از بی اعتنائی به مردم به دست خود داده) کف دست خویش را به یک سو برگرداند»
پش شما ای جماعت شیعه بین احادیث روایت شده از امیرالمومنین ع و آنان که از امامان ع پس از او بودند(امامان پس از او ) ژرف بینانه بنگرید و از آنچه شما را برحذر داشته اند دوری کنید  و نسبت به آنچه از ناحیه انان رسیده با تامل کافی بیندیشید و در آن تفکر کنید چنان تفکری که توام با دقت کامل و تحقیق باشد که در جلوگیری (از شک و کجروی و گمراهی) چیزی رساتر از گفتار ایشان وجود ندارد که : همانا مرد صبح می کند بر طریق امامت ما وشب می کند درحالی که از آن بیرون رفته است و شب می کند بر طریقه امر ما و صبح می کند در حالی که از آن رویه خارج شده است» ایا این گفتار دلیل خارج شدن (گروهی) با وجود روشنی راه از آئین امامت و رها کردن آنچه درباره امامت معتقد بودند نیست؟!
و در فرمایش آن حضرت ع که می فرماید: به خدا سوگند همانند شکستن شیشه درهم خواهید شکست والبته شیشه (به صورت اولیه ) بازگردانده شود پس بدان صورت(چنانکه بوده) باز می گردد سوگند به خدا بدون تردید حتماً به سان شکستن سفال درهم خواهید شکست و همانا سفال البته می شکند ولی چنانکه بوده است دوباره باز نمی گردد» پس آن را مثال می زند برای کسی که بر مذهب امامیه باشد و بعد با فتنه ای که او را عارض می شود از آن طریق روی گرداند سپس با نظر لطفی از سوی خداوند سعادت و نیکبختی او را در می یابد پس تاریکی آنچه در ان داخل شده و صفا و پاکی رویه ای که از آن خارج گردیده برای او روشن می شود و قبل از مرگ با توبه و بازگشت به طرف حق می شتابد و خداوند نیز توبه اورا خواهد پذیرفت و وی را به حال نخستین که راه یافته بود باز می گرداند همچون شیشه که پس از شکسته شدنش بدان صورت که قبلاً بوده است باز می گردد و نیز این مثلی است برای کسی که بر این امر معتقد بوده و بعد از آن خارج شود وهمچنان در بدبختی عمر او به سرانجام می رسد که مرگ گریبانش را می گیرد واو همچنان بر اعتقاد خویش است بدون اینکه از آن توبه کرده یا به سوی حق بازگردیده باشد پس او به مثل همچون آن سفال است که شکسته می شود و به حال نخستین خود باز نمی گردد زیرا پس از مرگ و در حال جان دادن برای او توبه ای نیست، از خداوند پایداری بر آنچه را که بدان بر ما منت نهاده خواستاریم و از او می خواهیم که براحسان خویش بیفزاید که ما از آن او و از اوئیم.
14- ابراهیم بن هلال گوید: بی ابی الحسن (امام رضا)ع عرض کردم: فدایت گردم پدرم بر اعتقاد به این امر از دنیا رفت و  من نیز به سن وسالی رسیده ام که می بینی من می میرم و تو خبری به من نمی دهی؟ فرمود: ای ابااسحاق تو نیز شتاب می کنی؟ عرض کردم: بلی به خدا قسم شتاب می کنم و چرا نباید شتاب کنم در حالی که (سن من بالا رفته و) من از سن و سال بدان پایه رسیده ام که خود می بینی فرمود: ای ابا اسحاق آن امر واقع نخواهد شد تا اینکه از یکدیگر باز شناخته شوید و پاکسازی گردید تا اینکه باقی نماند ازشما جز تعدادی هر چه کمتر سپس کف دست خود را (به نشانه بی اعتنای ) برگردانید»
15- صفوان بن یحیی گوید: امام رضا ع فرمود: آنچه شما چشمان خود را به سویش می دارید(منتظر و چشم به راه آن هستید) واقع نخواهد شد تا اینکه پاکسازی و جداسازی شوید و تا اینکه نماند ازشما مگر هر چه کمتر و کمتر»
16-محمد بن منصور صیقل از پدر خود روایت کرده که گوید: بر امام باقر ع وارد شدم و جماعتی نزد او بودند پس در ان میان که ما با یکدیگر سخن می گفتیم و آن حضرت روی به یکی از یاران خود داشت ناگاه رو به ما کرده فرمود: شما در مورد چه چیز سخن می گوئید؟ هیهات! هیها! آنچه گردنهای خود را به سویش می کشید (منتظر آن هستید) واقع نخواهد شد تا اینکه پاکسازی شوید(هیهات) و آنچه گردنهای خویش را به سوی ان می کشید واقع نمی گردد تا اینکه باز شناخته و از یکدیگر جدا شوید و آنچه گردن های خود رابه سویش می کشید واقع نخواهد شد تا این که غربال شوید و آنچه گردنهای خویش را به جانب  آن می کشید واقع نخواهد شد مگر پس از نومیدی، و آنچه به جانبش گردنهای خود رامی کشید واقع نخواهد شد تا کسی که اهل نگون بختی است به سیه روزی، و آنکه اهل سعادت است به نیکبختی رسد.
باز محمد بن منصور  از پدر خود روایت کرده که گفت: من و حارث بن مغیره با گروهی از شیعیان نزد امامباقر ع بودیم و ان حضرت سخن ما را می شنید گوید: و همانند حدیث پیش را ذکر نمود جز اینکه درهر بار می فرمود: نه به خدا سوگند آنچه چشمهای خویش را به سویش دوخته اید نخواهد شد تا ... یعنی با قسم.
17- اصبغ بن نباته از امیرالمومنین ع روایت کرده که آن حضرت فرمود: به سان زنبور عسل در میان پرندگان باشید در میان پرندگان پرنده ای نیست مگر اینکه زنبور عسل را ناتوان و کوچک می شمارد اگر پرندگان می دانستند در تهیگاه  های (اندرون) آن چه برکتی نهفته است هرگز با او چنان رفتاری نمی کردند(یعنی او را رها نکرده و ازاد نمی گذاشتند) با مردم به زبانها و جسم های خویش آمیزش داشته باشید(یعنی حشر و نشر زبانی و جسمانی) ولی با دلهای خویش و رفتارتان از آنان دوری کنید قسم به آنکه جان من به دست اوست آنچه را دوست می دارید نخواهید دید تا اینکه پاره ای از شما در روی دیگری آب دهان اندازد و تا جا