نى خداوند قرار گرفته اند. آنان كسانى هستند كه به كتاب هاى آسمانى مراجعه كرده و نشانه هاى ظهور و بعثت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله را در آن ديده و به او ايمان مى آورند.
O در تفسير اطيب البيان آمده است : مراد از ((كتاب )) در اين آيه ، قرآن و مخاطب مسلمانانى هستند كه در قرائت قرآن ، حقّ تلاوت را ادا نموده وبه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ايمان آورده اند. تفسير الميزان نيز اين معنى را احتمال داده است .
O روايتى درباره ى آداب تلاوت قرآن در تفسير الميزان نقل شده ، كه هشت نكته را مورد توجّه قرار داده است :
1 ترتيل آيات . 2 تفقّه در آيات . 3 عمل به آيات . 4 اميد به وعده ها. 5 ترس از وعيدها. 6 عبرت از داستان ها. 7 انجام اوامر الهى . 8 ترك نواهى . در پايان روايت نيز امام صادق عليه السّلام فرمود: حقّ تلاوت تنها حفظ آيات ، درس حروف ، قرائت و تجويد نيست . وبر اساس روايات ، كسانى كه حقّ تلاوت قرآن را ادا مى كنند، تنها امامان معصوم مى باشند.(413)
پيام ها: 
1 رعايت انصاف حتّى در برخورد با مخالفان ، لازم است .(414) (الّذين اتيناهم الكتاب يتلونه حقّ تلاوته )
2 حقّ تلاوت ، در تلاوت با صوت زيبا ورعايت نكات تجويد خلاصه نمى شود، بلكه ايمان وعمل نيز لازم است . (يتلونه حقّ تلاوته اؤ لئك يؤ منون به )
3 كسى كه در انتخاب مكتب دچار انحراف شود، زيانكار واقعى است . (فاؤ لئك هم الخاسرون )تفسير آيه : (122) يَبَنِى إِسْرََّءِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِىَ الَّتِىَّ اءَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَاءَنِّى فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَا لَمِينَ
ترجمه آيه : 
اى بنى اسرائيل ! نعمت مرا كه به شما ارزانى داشتم و شما را بر جهانيان برترى بخشيدم ياد كنيد.تفسير آيه : (123) وَاتَّقُواْ يَوْماً لا تَجْزى نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا عَدْلٌ وَ لاَ تَنْفَعُهَا شَفَعَةٌ وَلاَ هُمْ يُنْصَرُونَ
وبترسيد از روزى كه هيچكس چيزى (از عذاب خدا) را از ديگرى دفع نمى كند و هيچگونه عوضى از او قبول نمى گردد و هيچ شفاعتى ، او را سود ندهد و (از جانب هيچ كسى ) يارى نمى شود.
نكته ها: 
O اين دو آيه مشابه آيات 47 و 48 همين سوره است كه قبلا گذشت ومطالبى در آنجا ذكر كرده ايم .تفسير آيه : (124) وَإِذِ ابْتَلىَّ إِبْرَ هِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَا تٍ فَاءَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِى الظَّا لِمِينَ
و(به خاطر بياور) هنگامى كه پروردگارِ ابراهيم ، او را با حوادث گوناگونى آزمايش كرد و او به خوبى از عهده آزمايش برآمد. خداوند به او فرمود: من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم . ابراهيم گفت : از فرزندان من نيز (امامانى قرار بده )، خداوند فرمود: پيمان من به ستمكاران نمى رسد (و تنها آن دسته ازفرزندان تو كه پاك و معصوم باشند شايسته اين مقامند).
نكته ها: 
O حضرت ابراهيم عليه السّلام در بين انبيا، جايگاه ومنزلت خاصّى دارد. نام آن بزرگمرد، 69 مرتبه ودر 25 سوره قرآن آمده و از او همانند پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله به عنوان اسوه و نمونه براى بشريّت ياد شده است . در برخى از آيات ، آن بزرگوار در رديف اخيار، صالحان ، قانتان ، صدّيقان ، صابران و وفاكنندگان شمرده شده است . در بزرگداشت اين پيامبر بزرگ ، خداوند تعابير خاصّى بكار برده وحتّى يكى از اسرار حج را يادآورى وزنده نگهداشتن ايثارگرى ها واز خودگذشتگى هاى حضرت ابراهيم عليه السّلام گفته اند. آن مرد الهى ، در عرصه هاى گوناگون با انحراف و شرك مبارزه كرد؛ برهان و استدلال او در مقابل ستاره پرستان و ماه پرستان ، مبارزه عملى او با بت پرستان ، احتجاج او در برابر نمرود و سربلندى او در آزمايشات ديگر، از او انسانى اسوه ونمونه ساخت كه خداوند او را به مقام امامت نصب نمود.
O در قرآن حدود بيست مرتبه مسئله آزمايش ‍ و امتحان مطرح شده واز سنّتهاى الهى است .
هدف آزمايش ؛ آزمايش براى آگاه شدن خداوند نيست ، زيرا او از پيش همه چيز را مى داند، اين آزمايش ها براى ظهور و بروز استعدادهاى نهفته و تلاش و عمل انسان هاست . اگر انسان كارى نكند، استحقاق پاداش نخواهد يافت .
ابزار آزمايش ؛ تلخى ها و شيرينى هاى زندگى ، همه ابزار امتحان هستند. گاهى افرادى با شدايد و مصايب آزمايش ‍ مى شوند و برخى ديگر با رفاه ، و ناگزير همه مردم حتّى انبيا مورد امتحان قرار مى گيرند. اين امتحانات و آزمايش ها براى رشد و پرورش مردم است .
O ابراهيم عليه السّلام در هر آزمايشى كه موفّق مى شد، به مقامى مى رسيد: در مرحله نخستين ، عبداللّه شد. سپس به مقام نبى اللهى رسيد. و پس از آن رسول اللّه ، خليل اللّه و در نهايت به مقام امامت و رهبرى مردم منصوب گرديد.(415)
O مراد از ((كلمات )) در آيه ، امتحانات سنگين است كه حضرت ابراهيم از همه ى آنها پيروز بيرون آمد. نه عمو، نه همسر و نه فرزند هيچكدام نتوانستند مانع او در راه انجام وظيفه شوند. با آنكه ابراهيم تحت سرپرستى عمويش ‍ آزر بود، امّا با بت پرستى او و جامعه اش به مبارزه برخاست و بت شكن بزرگ تاريخ گرديد و آنگاه كه از سوى خدا ماءموريّت يافت ، همسر و فرزندش را در صحراى مكه ساكن نموده و براى تبليغ به نقطه اى ديگر برود، بى هيچ دلبستگى ، آنها را به خدا سپرد و رفت . همچنين فرمان ذبح فرزندش اسماعيل آمد، رضاى خدا را بر هواى دل ترجيح داد و كارد بر گلوى فرزند نهاد. امّا ندا آمد كه قصد ما كشتن اسماعيل نبود، بلكه امتحان ابراهيم بود.
O حضرت ابراهيم عليه السّلام ، مقام امامت را براى نسل خود نيز درخواست نمود،پاسخ آمد كه اين مقام عهدى است الهى كه به هر كس لايق باشد عطا مى شود. در ميان نسل تو نيز كسانى كه شايستگى داشته باشند، به اين مقام خواهند رسيد. چنانكه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله از نسل ابراهيم عليه السّلام است و به اين مقام رسيد، ولى كسانى كه دچار كوچكترين گناه و ستمى شده باشند، لياقت اين مقام را ندارند.
O ابراهيم عليه السّلام تنها پيامبرى است كه مشركان و يهود و نصارى ، همه خود را پيرو و در راه او مى دانند. در اين آيه ضمن تجليل از ابراهيم عليه السّلام ، به طور غير مستقيم به همه مى فهماند كه اگر به راستى او را قبول داريد، دست از شرك برداشته و همانند او تسليم محض اوامر الهى باشيد.
O اين آيه يكى از آياتى است كه پشتوانه فكرى و اعتقادى شيعه قرار گرفته است كه امام بايد معصوم باشد و كسى كه لقب ظالم بر او صدق كند، به مقام امامت نخواهد رسيد.(416)
O اين آيه ، مقام امامت را (عهدى ) گفته است ، پس آيه ؛ (اوفوا بعهدى اوف بعهدكم )(417) يعنى اگر شما به امامى كه من تعيين كردم وفادار بوديد و اطاعت كرديد من نيز به نصرت و يارى كه قول داده ام وفا خواهم كرد.
پيام ها: 
1 پيامبران نيز مورد آزمايش الهى قرار مى گيرند. (واذ ابتلى ابراهيم )
2 براى منصوب كردن افراد به مقامات ، گزينش وآزمايش لازم است . (اذ ابتلى ابراهيم ... بكلمات )
3 منشاء امامت وراثت نيست ، لياقت است كه با پيروزى در امتحانات الهى ثابت مى گردد