ى مى كرد واسماعيل سنگ به دست پدر مى داد. وشايد به سبب همين تفاوت ، ميان نام آن دو بزرگوار فاصله گذاشته است . (يرفع ابراهيم القواعد من البيت و اسماعيل )
پيام ها: 
1 بانيان كارهاى نيك را فراموش نكنيم . (اذيرفع ) ((اذ)) يعنى گذشته را ياد كن .
2 در مسير اهداف الهى ، كار بنّايى و كارگرى نيز عبادت است . لذا از خداوند قبولى آنرا مى خواهند. (يرفع ابراهيم القواعد... ربنّا تقبّل منّا)
3 كار مهم نيست ، قبول شدن آن اهميّت دارد. حتّى اگر كعبه بسازيم ، ولى مورد قبول خدا قرار نگيرد، ارزش ندارد. (ربّنا تقبّل )
4 كارهاى خود را در برابر عظمت خداوند، قابل ذكر ندانيم . حضرت ابراهيم نامى از كار و بنايى خود نبرد و فقط گفت : (ربّنا تقبّل منّا)
5 در روايات آمده است : از شرايط استجابت و آداب دعا، ستايش خداوند است . ابراهيم عليه السّلام دعاى خود را با ستايش پروردگار همراه ساخته است . (انّك انت السميع العليم )تفسير آيه : (128) رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَآ اءُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ وَاءَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَآ إِنَّكَ اءَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
ترجمه آيه : 
(ابراهيم واسماعيل همچنين گفتند:) پروردگارا! ما را تسليم (فرمان ) خود قرارده واز نسل ما (نيز) امّتى كه تسليم تو باشند قرارده و راه وروش ‍ پرستش را به ما نشان ده وتوبه ى ما را بپذير، كه همانا تو، توبه پذير مهربانى .
نكته ها: 
O با آنكه حضرت ابراهيم واسماعيل هر دو در اجراى فرمان ذبح ، عالى ترين درجه تسليم در برابر خدا را به نمايش گذاردند، امّا با اين همه در اين آيه از خداوند مى خواهند كه مارا تسليم فرمان خودت قرارده . گويا از خداوند تسليم بيشتر و يا تداوم روحيّه تسليم را مى خواهند. كسى كه فقط تسليم خدا باشد، نه تسليم عموى بت تراش مى شود و نه در برابر بت ها به زانو مى افتد و نه از طاغوت ها پيروى مى كند.
پيام ها: 
1 به كمالات امروز خود قانع نشويد، تكامل و تداوم آنرا از خدا بخواهيد. (ربنا و اجعلنا مسلمَين لك )
2 توجّه به نسل و فرزندان ، يك دورنگرى عاقلانه و خداپسندانه است كه حاكى از وسعت نظر و سوز وعشق درونى است وبارها در دعاهاى حضرت ابراهيم آمده است . (ومن ذريّتنا)
3 راه و روش بندگى را بايد از خدا آموخت وگرنه انسان گرفتار انواع خرافات و انحرافات مى شود. (اءرنا مناسكنا)
4 تا روح تسليم نباشد، بيان احكام سودى نخواهد داشت . در اينجا ابراهيم عليه السّلام ابتدا از خداوند روح تسليم تقاضا مى كند، سپس راه و روش عبادت و بندگى را مى خواهد. (واجعلنا مسلمَين لك ... ارنا مناسكنا)
5 نياز به توبه وبازگشت الطاف الهى ، در هر حال وبراى هر مقامى ، ارزش است .(423) (تب علينا)
6 يكى از آداب دعا، ستايش پروردگار است كه در اين آيه نيز به چشم مى خورد. (التواب الرحيم )تفسير آيه : (129) رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُواْ عَلَيْهِمْ ءَايَتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَبَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ اءَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
ترجمه آيه : 
پروردگارا! در ميان آنان پيامبرى از خودشان مبعوث كن تا آيات تو را بر آنها بخواند و آنان را كتاب و حكمت بياموزد و (از مفاسد فكرى ، اخلاقى و عملى ) پاكيزه شان نمايد، همانا كه تو خود توانا و حكيمى .
نكته ها: 
O اين آيه ، دعايى ديگر از حضرت ابراهيم عليه السّلام را بازگو مى كند كه بيانگر عظمت فوق العاده روح ، و ترسيم كننده ى سوز و اخلاص درونى اوست . با آنكه خود در حال حيات و از پيامبران برجسته الهى است ، براى نسل هاى آينده دعا مى كند كه پروردگارا! در ميان مردم و ذريّه من ، پيامبرى از خودشان مبعوث كن .
از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل شده است كه فرمودند: (اءنا دعوة ابى ابراهيم ) من نتيجه اجابت دعاى پدرم ابراهيم هستم كه فرمود: (ربّنا وابعث فيهم رسولاً منهم )(424)
O با آنكه در دعاى ابراهيم عليه السّلام تعليم بر تزكيه مقدّم شده است ، امّا خداوند در اجابت اين دعا، تزكيه را مقدّم داشته تا به ابراهيم هشدار دهد كه تزكيه ، با ارزش تر است و تعليم در مرتبه بعدى است . (يزكّيهم ويعلّمهم الكتاب والحكمة )(425)
پيام ها: 
1 نياز به رهبر آسمانى ، از اساسى ترين نيازهاى جامعه بشرى است . اگر قرن ها قبل براى آن دعا مى شود، نشان دهنده ى اهميّت و ارزش و نقش آن است . (يرفع ابراهيم ... وابعث فيهم ) آرى ، بالا بردن ديوارهاى كعبه بدون حضور رهبر معصوم و الهى ، بتخانه اى بيش از آب درنمى آيد.
2 هدف از بعثت پيامبران ، تعليم و تزكيه مردم بر اساس كتاب آسمانى است . (يتلوا... يعلّمهم ... يزكّيهم )
3 علم ودانش زمانى نتيجه مى دهد كه همراه با بينش و حكمت ، و همراه با تزكيه و تقوى باشد. (يعلّمهم الكتاب والحكمة ويزكّيهم )<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5.txt">درباره کتاب </a><a class="text" href="w:text:6.txt">معرفی کتاب «الغیبة» نعمانی</a><a class="folder" href="w:html:7.xml">پیشگفتار</a><a class="text" href="w:text:13.txt">باب1</a><a class="text" href="w:text:14.txt">باب2</a><a class="text" href="w:text:15.txt">باب3</a><a class="folder" href="w:html:16.xml">باب4</a><a class="text" href="w:text:21.txt">باب5</a><a class="text" href="w:text:22.txt">باب6</a><a class="folder" href="w:html:23.xml">باب7</a><a class="text" href="w:text:30.txt">باب8</a><a class="text" href="w:text:31.txt">باب9</a><a class="text" href="w:text:32.txt">باب10</a><a class="folder" href="w:html:33.xml">باب11</a><a class="text" href="w:text:39.txt">باب12</a><a class="text" href="w:text:40.txt">باب13</a><a class="folder" href="w:html:41.xml">باب14</a><a class="text" href="w:text:46.txt">باب15</a><a class="text" href="w:text:47.txt">باب16</a><a class="text" href="w:text:48.txt">باب17</a><a class="text" href="w:text:49.txt">باب18</a><a class="text" href="w:text:50.txt">باب19</a><a class="text" href="w:text:51.txt">باب20</a><a class="text" href="w:text:52.txt">باب21</a><a class="text" href="w:text:53.txt">باب22</a><a class="text" href="w:text:54.txt">باب23</a><a class="text" href="w:text:55.txt">باب24</a><a class="text" href="w:text:56.txt">باب25</a><a class="text" href="w:text:57.txt">باب26</a></body></html>آنچه در مورد صفات آن حضرت و رفتار و کردار او روایت شده و آنچه از قرآن درباره او نازل شده است
1-سلیمان بن بلال گوید: اما صادق ع از پدر خود و او از پدر خویش و او از حسین بن علی ع روایت کرده که ان حضرت فرمود: مردی نزد امیرالمومنین ع امد و به او عرض ای امیر مومنان ما را از این مهدی خود آگاه کنید پس آن حضرت فرمود: هنگامی که رفتنی ها بروند و منقرض شوند و مومنان اندک شوند و آشوبگران از میان بروند پس همان وقت همان وقت آن مرد عرض کرد: ای امیرمومنان این مرد از کدام قوم است ؟ فرمود : از بنی هاشم از بلند مقام ترین طوایف عرب است و از دریائی که از هر سو آبها برآن سرازیر است اما نگاهی که پناهگاه پناه جویان است و معدن زلال آن است بدانگاه که همه تیره و ناصافی شوند، هنگامی که مرگ شبیخون او را ترسی در دل نباشد و چون مرگ روی نماید سستی و ناتوانی از خود نشان ندهد و در میدان نبرد و زور آوری آنجا که دلیران پشتشان به خاک آید عقب نشینی نکند دامن همت به کمر زده و پرجمعیت و پیروزمند وشیر بیشه شجاعت باشد که ریشه کن کنندۀ  ستمگران  پشتوانه ای استوار و مردانه و شمشیری از شمشیرهای خدا باشد سالار و پرخیر