ی است که بزرگ شده خاندان جلالت و شرف است و ریشه مجد و بزرگواریش در اصیل ترین ریشه ها باشد پس تو را هیچ انصرافی –آن کسی که به سوی هر فتنه ای شتابان بگریزد و آن کس که اگر سخن بگوید بدترین سنخگو است واگر خاموش نشیند خباثت ها و فسادها در اندرون دارد- از بیعتش منصرف نکند.
سپس آن حضرت به توصیف مهدی ع بازگشت و فرمود: سات و درگاهش از همه شما گشاده تر و دانش او از همه شما فزونتر است و خویشان و نزدیکان را بیش از همه شما سرکشی می کند و حفظ پیوستگی می نماید پروردگارا برانگیخته شدن او را مایه به درآمدن و سررسیدن دلتنگی و اندوه قرار ده و به واسطه او پراکندگی امت را جمع ساز، پس اگر خداوند برای تو خیر خواست پس عزم خود استوار گردان و اگر در راه رسیدن به خدمت او توفیق یافتی از او به دیگری باز مگرد و هرگاه به سویش راه یافتی از او در مگذر(پس از این سخنها) آه برآورد- و در این حال با دست خویش به سینه خود اشاره نمود و فرمود چهه بسیار به دیدن او مشتاقم 
2- از ابی و ائل روایت شده که گفت امیر المومنین علی ع به امانم حسین نگاه کرده فرمود این فرندم اقا است همانگونه روسل خدا ص اور ا سید نامیده است در آنیده نه چندان دور خداوند مردی از صلب او بهدر خواهد آاورد که با پیمامبرتان همنام است و از حیث افرینش (ویژگیهای جسمانی و ظاهری) و سیرت و اخلاق همانند او خواهد بود و هب هنگامی که مردم در غفلت و بی خبری به سر می برند و نیز فرو کشتن حق و آشکار کردن ستمکاری خرونج خواهد کرد به خدا سوگند اگر خروج نگکند (ظاهراً عبارت متن عربی تصحیف شده واصلش این بوده که اگر قبل از وقتش خروج کند) گردن او زده خواهد شد اهل اآسمانها و ساکنین آن با خروج او شادمان خواهند شد او مردی است بلند پیشانی دارای بینی باریکی که میانش اندکی برآمدگی دارد برآمده شکم دارای رانهایی درشت و پهن خالی بر ران راست اوست میان دو دندان پیشین او گشاده است  و او ( که  دارای ویژگیهیا ظاهری است) زمین را همانگونه که از ستم و جور پرشده است از دادگری لبریز خواهد کرد.
3- حمران بن اعین گوید: به امام باقر ع عرض کردم فدایت گردم من در حالی که کسیسه  چرمینی به کمر داشتم که هزار دینار در آن بود وارد مدینه شدم و با خدا عهد کردم که نقدر را بر در خانه شما یک دینار یک دینار انفاق کنم تا اینکه در آنچه از تو راجع به آن سوال می کنم به من پاسخ دهی پس آن حضرت فرمود ای حمران بپرس که پاسخ شنوی و دینارهای خود را نیز انفاق مکن پس عرض کردم شما را به خویشاوندی و بستگی که با رسول خدا ص دارید از شما می پرسم آیا تو صاحب این امر و قائم بدان هستی ؟ فرمود: نه عرض کردم : پدر و مادرم فدای تو پس او هر چه کسی است؟ فرمود: او شخصی است سرخ و سفید دارای چشمانی گود و فرو رفته و ابروانی پرپشت و برجسته و شانه ای پهن و بر سرش حراز ( پوسته ای که از سر فرو می ریزد) و بر صورتش اثری است خداوند موسی را رحمت کند.
4- حمران بن اعین گوید: از امام باقر ع سوال کرده به او عرض کردم: آیا قائمتو هستی؟ پس آن حضرت فرمود: زاده و تربیت یافته بیت رسولم و یا خونخواهی کننده ام یا از من خونخواهی کنند و آنچه خدا بخواهد انجام می دهد سپس من سوال خود را برای آن حضرت تکرار کردم آن حضرت فرمود : فهمیدم فکر تو متوجه کجا است صاحب (موعود) تو شکم پهن است و به علاوه بر سرش حزاز دارد از تبار خوش سیمایان است خداوند فلانی را رحمت کند.
5- ابوبصیر گوید: امام باقر یا امام صادق ع – شک از محمد بن عصام (یکی از راویان این حدیث) است – فرمود: ای ابا محمد قائم را دو نشانه است در سر او خالی وجود دارد و به سرش شوره دارد یا یک خال در میان دو کتف اوست از طرف چپ او زیر کتفش ورقه ای همانند ورقه آس قرار دارد .
6- عبدالعزیز بن مسلم گوید: در مرو خدمت(مولایمان) حضرت رضا ع بودیم در نخستین روزهای ورودمان روز جمعه ما و یارانمان در مسجد جامع گرد آمدیم سخن از امر امامت به میان آوردند و از اختلاف بسیار کهدر این امر است یاد نمودند من خدمت آقایم (امام رضا ع) رسیدم و او را از بحث و کند و کاو مردم در آن موضوع آگاه ساختم پس آن حضرت لبخندی زد و سپس فرمود: ای عبدالعزیز مردم ناآگاه اند و فریب آرای خود را خورده اند همانا خدای تبارک اسمه پیامبر خود را قبض روح ننمود تا آنکه دین او برایش کامل ساخت و قرآن را بر او فرستاد که تفصیل هر چیزی در آن است، حلال و حرام و حدود و احکام و همه آنچه را مردم بدان نیازمند هستند به نحو کامل روشن فرمود، پس خدای عز و جل فرمود: ما در قرآن چیزی را فروگذار نکردیم و فروفرستادیم [بر او] در حجۀ الوداع که همان پایان عمر او بود که: امروز دین شما را برایتان کامل ساختن و نعمتم را بر شما تمام کردم و راضی شدم  که اسلام دین شما باشدو امر امامت جزء تمامیت دین است و پیامبر ص از دنیا نرفت تا ا ینکه برای امتش دانستنیهای دین را بیان فرمود و راهشان را روشن ساخت و آنان را بر گفته حق به جایگذاشته وعلی ع را نشانه راهنما وامام بر ایشان گماشت و هیچ چیزی که امت بدان نیازمند باشد فرونگذاشت مگر اینکه آن را روشن ساخت، پس هر که گمان کند که خداوند دین خود را کامل نفرموده است پس او کتاب خدا رارد  کرده  و او کافر[ به آن ] است.
آیا قدر امامت و جایگاه آن نسبت به امت را می شناسند تا[اختیار ایشان] در آن جایز باشد همانا امامت از نظر قدر بالاتر و شأنش بزرگتر و از جهت مکان بلندتر و جانبش منیع تر و از حیث غوطه وری( عمق) دورتر(ژرف تر)از آن ا ست که مردم با عقلهای خود بدان برسند و یا با رأیهای خویش بدان دست یابند، یا ا مامی به اختیار خود بر پا دارند، همان امامت[ منزلتی]  است که خداوند ابراهیم خلیل ع را پس از نبوت و خلت در مرحله سوم بدان مخصوص ساخت و فضیلتی ست که او را به آن مشرف گردانید و ذکر او را بدان وسیله بلند گردانید پس خدای عز و جل فرمود: من  تو را برای مردم امام قرار دادم پس خیلیل ع از روی شادمانی آن عرض کرد: از ذریه من نیز خدای تعالی فرمود: عهد من ستمکاران را نمی رسد پس ا ین آیه امامت و پیشوائی هر ستمکاری را باطل ساخت و می سازد[تا روز قیامت] و امامت در افراد برگزیده قرار گرفت، سپس خدای عز وجل او را گرامی داست به این که امامت را در ذریه او که برگزیدگان و پاکان اند قرار داد و فرمود : و به ابراهیم اسحاق و فرزند زاده اش یعقوب را عطا کردیم و همه را صالح و شایسته گردانیدیم و آنان را امامان  قرار دادیم و  ادای زکات را به  آنان وحی کردیم و آنان نیز به عبادت ما پرداختند.
پس امامت پیوسته در ذریه او بود که قرنها پی در پی یکی از دیگری به ارث می برد تا اینکه بالاخره رسول خدا ص آن را به ارث برد، پس خدای عز و جل فرمود : همانا سزاوارترین مردم به ابراهیم همان کسانی هستند که از او پیروی نمودند و نیز این پیامبر و کسانیکه ا یمان آورده ا ند وخدا ولی مومنان است پس امامت مخصوص پیامبرگردید و آن حضرت به امر خداوند عز اسمه  بدان ترتیب که خدا مقرر فرموده بود گردن بند امامت را برگردن علی ع آویخت پس امامت در برگزیدگان ذریه او قرار گرفت، همان 