د پس از وی به او واگذار گردید و خدا دین خود را به گردن او آویخت و وی را بر بندگان حجت ساخت و درشهرهای خویش قیمش گمارد با روح خود او را موید ومورد پشتیبانی قرار داد و دانش خود را به او عطا فرمود و سر خود را بدو سپدر واو را برای (واگذاری)  ا مر بسیار بزرگ خویش فراخواند واز فصل( جداسازی بین حق و باطل و درست و نادرست ) بیان و روشنی دانش خود اورا آگاه ساخت و او رانشانه و شاخص برای خلق خود گمارد و او را حجتی بر عالمیان قرار داد ونوری برای دین داران، و قیم بر بندگانش ساخت و خداوند او را به عنوان امام برای ایشان برگزید وخواستارنگهداری عمل خود ونگاهبانی حکمتش از او گردید[ و نگهداری دینش را از وی خواست] و به وسیله او راههای روشن و واجبات وحدود خویش را زنده ساخت، و به هنگام سرگشتگی نادانان و سرگردان ساختن اهل جدل مردم را با نوردرخشنده وشفای همگانی همراه با حق روشن وبیان[آشکار] از هر سو و هر گذرگار به (اجرا وگستردن) عدل برخاست بر همان راهی که پدران راستین اوع بر آن بوده وآن را پیموده اند، پس نسبت به حق چنین عالمی هیچکس جهالت نمی ورزد مگر شخصی تیره بخت وکسی انکار نمی کند مگر فردی گمراه، و هیچکس او را رها نیمکند واز او دست نمی کشد مگر آن کس که برخداوندی جری باشدتفسير آيه : (130) وَمَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِّلَّةِ إِبْرَهِيمَ إ لا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَهُ فِى الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِى الاَْخِرَةِ لَمِنَ الصَّلِحِينَ
ترجمه آيه : 
كيست كه از آئين ابراهيم روى بگرداند، مگر كسى كه خود را (فريب داده و) بى خردى كند؟ و همانا ما او را در اين جهان برگزيديم و قطعاً او در جهان ديگر (نيز) از صالحان است .
نكته ها: 
O در آيات قبل ، گوشه هايى از اهداف و شخصيّت حضرت ابراهيم بيان گرديد. اين آيه با توجّه به تابناكى وپاكى چهره ابراهيم وآئين او مى پرسد، چه كسى جز افراد نادان وسفيه از ابراهيم واهداف او اعراض مى كند؟! آئين او به قدرى ارزش دارد كه پيامبرصلّى اللّه عليه و آله مفتخر است كه راه او راه ابراهيم است . ابراهيم كسى است كه در منطق ، مخالف كافر را مبهوت مى كند: (فبهت الذى كفر )(426) و در شجاعت يك تنه همه بت ها را مى شكند: (فجعلهم جذاذاً)(427) قرآن او را حليم معرّفى مى نمايد ودر صبر و توكّل نيز نمونه و سرآمد است تا آنجا كه درون آتش افكنده مى شود بى آنكه واهمه اى داشته باشد. در سخاوت گوساله چاقى را براى مهمانان كباب مى كند. در تسليم ، كودك خود را در بيابان بى آب و گياه مكه رها كرده و آنگاه كه او به سن نوجوانى مى رسد، به امر خداوند كارد بر گلوى او مى گذارد. آرى ، انسان تنها با فريب دادن خرد خويش مى تواند از اديان الهى گريزان باشد. ((سفه نفسه ))
O ابراهيم عليه السّلام در دعايى از خداوند خواست كه : (اءلحقنى بالصالحين )(428) خداوند دعاى او را استجابت كرده و مى فرمايد: ابراهيم در آخرت از صالحان است .
O كسى كه راه ابراهيم را كه براى نسل بشر، مركز امن ، رهبر معصوم ، رزق فراوان ، توفيق اسلام و تسليم ، قبول توبه و سعادت از خدا طلب مى كند، رها كرده و به دنبال ديگران برود، سفيه و نادانى بيش نيست !!
O در فرهنگ قرآن ، به افرادى كه حقائق را ناديده انگاشته و كفران نعمت كنند، سفيه گفته مى شود. چنانكه به بنى اسرائيل به جهت بهانه هاى بى موردى كه درباره ى تغيير قبله مى گرفتند، سفيه گفته شده است : (سيقول السفهاء) در ذيل آيه ى (و لاتؤ توا السفهاء اموالكم ) نيز از امام عليه السّلام نقل شده است كه فرمود: كسى كه شراب بخورد، سفيه است . چنين شخصى به جاى نوشيدنى هاى مفيد و حلال ، به سراغ آشاميدنى مضرّ و حرام مى رود. آرى ، كسانى كه راه حقّ را رها نموده و بى راهه مى روند، سفيه هستند و آن كس كه در انتخاب رهبر و مكتب ، قدم درست بردارد عاقل است . در حديث مى خوانيم : عقل همان چيزى است كه به وسيله آن خدا عبادت شود وگرنه شيطنت است .
پيام ها: 
1 سفيه كسى است كه منطق ، مكتب ، رهبر و راه حقّ را ناديده گرفته و به دنبال هوسهاى خود يا ديگران رهسپار شود. (سفه نفسه )
2 دين دارى ، خردورزى ، واعراض از آن ، دليل بى خردى است . (من يرغب ... سفه نفسه )تفسير آيه : (131) إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ اءَسْلِمْ قَالَ اءَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَلَمِينَ 
ترجمه آيه : 
(بخاطر بياوريد) هنگامى را كه پروردگار ابراهيم به او گفت : تسليم شو. گفت : در برابر پروردگار جهانيان تسليم شدم .
پيام ها: 
1 مقامات و الطاف الهى ، بدون دليل به كسى واگذار نمى شود. اگر خداوند ابراهيم را برمى گزيند، به خاطر روحيّه ى تسليم پذيرى او در برابر خداست . (اسلم قال اسلمتُ)
2 فلسفه ى تسليم انسان در برابر خداوند آن است كه او رب العالمين است . (اءسلمت لرب العالمين )تفسير آيه : (132) وَوَصَّى بِهَآ إِبرهيمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَبَنِىَّ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى لَكُمْ الدِّينَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إِلا وَاءَنْتُمْ مُّسْلِمُونَ
و ابراهيم و يعقوب ، فرزندان خود را به همان آئين سفارش نمودند (وگفتند:) فرزندان من ! خداوند براى شما اين دين (توحيدى ) را برگزيده است . پس (تا پايان عمر بر آن باشيد و) جز در حال تسليم (و فرمانبردارى ) نميريد.
پيام ها: 
1 در فكر سلامت عقيده وايمان نسل وفرزندان خود باشيم و در وصاياى خود تنها به جنبه هاى مادّى اكتفا نكنيم . (وصىّ... فلاتموتن الاّ وانتم مسلمون )
2 راه حقّ، همان راه اسلام و تسليم بودن در برابر خداوند است . انبيا همين راه را سفارش مى نمودند. (وصىّ بها ابراهيم بنيه ويعقوب )
3 خداوند در ميان همه راهها، راه دين را براى ما برگزيده است . (ان اللّه اصطفى لكم الدين )
4 حسن عاقبت ومسلمان مردن مهم است .(429) (فلاتموتنّ الاّ وانتم مسلمون )
5 گرچه زمان ومكان مردن به دست ما نيست ، ولى مى توانيم زمينه ى حسنِ عاقبت خود را از طريق عقيده وعمل درست ودعا ودورى از گناه و افراد فاسد، فراهم كنيم . (فلاتموتنّ الاّ وانتم مسلمون )تفسير آيه : (133) اءَمْ كُنْتُمْ شُهَدَآءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِى قَالُواْ نَعْبُدُ إِلَهَكَ وَإِلَهَ ءَابَآئِكَ إِبْرَهِيمَ وَ إِسْمَعِيلَ وَإِسْحَقَ إِلَهاً وَحِداً وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ
ترجمه آيه : 
آيا شما (يهوديان ) هنگامى كه مرگ يعقوب فرا رسيد، حاضر بوديد؟! آن هنگام كه به فرزندان خود گفت : پس از من چه مى پرستيد؟ گفتند: خداى تو وخداى پدرانت ابراهيم واسماعيل واسحاق ، خداوند يكتا، وما در برابر او تسليم هستيم .
نكته ها: 
O گروهى از يهود اعتقاد و ادّعا داشتند كه يعقوب هنگام مرگ ، فرزندان خود را به دينى كه يهود، با تمام تحريفاتش به آن معتقد بودند، سفارش و توصيه كرده است و آنها بدين سبب به آئين خود پاى بند هستند. خداوند در ردّ اين ادّعا و اعتقاد، آنان را مورد سؤ ال قرار مى دهد كه آيا شما در هنگام مرگ بر بالين يعقوب حاضر بوده ايد كه اينگونه مى گوييد؟ بلكه او از فرزندان خود اسلام و تسليم در برابر خداوند را خواست ، و فرزندان به او وعده د