دند كه عبادت و پرستش خداى يگانه و تسليم بودن در برابر او را در پيش ‍ گيرند.
O در قرآن از جدّ وعمو، به پدر ((اءب )) تعبير مى كند. (ابائك ابراهيم واسماعيل ) چون ابراهيم ، جدّ فرزندان يعقوب و اسماعيل ، عموى آنان بوده است .
پيام ها: 
1 سخن بايد بر اساس علم وآگاهى باشد. (اءم كنتم شهداء)
2 مرگ به سراغ همه مى آيد، حتّى پيامبران . (حضر يعقوب الموت )
3 حسّاس ترين زمانِ زندگى ، لحظه ى مرگ است و حسّاس ترين مسئله ، موضوع دين وعقيده و حسّاس ترين مخاطب ، نسل انسان است . (اذ حضر يعقوب الموت اذ قال لبنيه ما تعبدون )
4 موعظه در آستانه ى مرگ ، آثار عميقى دارد. (اذ حضر يعقوب الموت اذ قال )
5 پدران بايد نسبت به آينده ى دينى فرزندان خويش ، توجّه داشته باشند. حتّى فرزندان انبيا در معرض خطر بى دينى هستند. (ماتعبدون من بعدى )
6 همه انبيا، به عبادت وتسليم در برابر خداوند سفارش مى كردند. (الهاواحدا)
7 فقط در برابر فرمان خداوند، تسليم شويم . (له مسلمون )تفسير آيه : (134) تِلْكَ اءُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُمْ مَا كَسَبَتُمْ وَلاَ تُسئَلُونَ عَمَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ
ترجمه آيه : 
آنها امتى بودند كه درگذشتند، دست آورد آنها مربوط به خودشان و دست آورد شما نيز مربوط به خودتان است و شما از آنچه آنان انجام داده اند، بازخواست نخواهيد شد.
نكته ها: 
O يكى از اشتباهات بنى اسرائيل اين بود كه به نياكان و پيشينيان خويش ، بسيار مباهات و افتخار مى كردند و گمانشان اين بود كه اگر خودشان آلوده باشند، به خاطر كمالات گذشتگانشان ، مورد عفو قرار خواهند گرفت . اين آيه به آنان هشدار مى دهد كه شما مسئول اعمال خويش هستيد، همچنان كه آنان مسئول كرده هاى خويش هستند.
O در كتاب غررالحكم از حضرت على عليه السّلام آمده است : ((الشرف بالهمم العالية لا بالرمم البالية )) شرافت و بزرگى به همت هاى عالى و بلند است ، نه به استخوان هاى پوسيده ى نياكان و گذشتگان . در تاريخ مى بينيم كه افراد در سايه عمل خويش ، آينده خود را رقم مى زنند. زن فرعون اهل بهشت مى شود، ولى همسر لوط در اثر بد كردارى ، به دورخ رهسپار مى شود. اينها نمونه ى عدالت ونظام حقِ پروردگار است .
O در حديثى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل شده است كه فرمود: اى بنى هاشم ، مبادا ساير مردم براى آخرت خود كار كنند، ولى شما به انساب خود دل خوش كنيد.
پيام ها: 
1 نسبت خويشاوندى ، در قيامت كارساز نيست . (لها ماكسبت ولكم ما كسبتم )
2 آينده هركس وهر جامعه اى ، در گرو عمل خود اوست . (ولاتسئلون عمّاكانوا يعملون )تفسير آيه : (135) وَقَالُواْ كُونُواْ هُوداً اءَوْ نَصَرَى تَهْتَدُواْ قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَهِيمَ حَنِيفاً وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
(اهل كتاب ) گفتند: يهودى يا مسيحى شويد تا هدايت يابيد، بگو: (چنين نيست ،) بلكه (پيروى از) آئين حقگراى ابراهيم (مايه هدايت است ، زيرا) او از مشركان نبود.
نكته ها: 
O كلمه ((يهود)) از ((هود)) به معناى بازگشت به خدا، گرفته شده است . در مجمع البحرين از امام صادق عليه السّلام نقل شده است كه لقب يهود از آيه 156 سوره اعراف اقتباس ‍ شده است ، آنجا كه بنى اسرائيل به خدا گفتند: (انّا هُدنا اليك ) و كلمه نصارى نيز از كلام حضرت عيسى عليه السّلام گرفته شده است آنجا كه فرمود: (مَن انصارى الى اللّه ) امّا كلمه ((حنيف )) از ((حنف )) به معناى در راه مستقيم آمدن است ، همانگونه كه ((جنف )) به معناى در راه كج قرار گرفتن آمده است .
O در آيه 113 خوانديم كه يهوديان ، نصارى را قبول نداشتند و نصارى نيز يهوديان را پوچ مى دانستند وهر يك خيال مى كرد كه تنها خودش بر هدايت مى باشد. در حالى كه هر دو گروه دچار شكّ گرديده و از راه مستقيم منحرف شده اند و راه حقّ راه ابراهيم عليه السّلام است كه هرگز دچار شكّ نگرديد.
O امام صادق عليه السّلام فرمودند: دين حنيف و حقگرا، همان گرايش به حقّ واسلام است .(430)
پيام ها: 
1 انحصار طلبى بى جا، ممنوع است . يهود و نصارى بدون داشتن دليل ، هركدام هدايت را تنها در آئين خود مى دانند. (كونوا هودا او نصارى تهتدوا)
2 نام وعنوان مهم نيست ، ايمان وعمل اهميّت دارد. يهودى يا نصرانى يك لقب بيش نيست ، آنچه ارزشمند است ، توحيد ويكتاپرستى است . (بل ملة ابراهيم حنيفا)
3 به تبليغات سوء ديگران پاسخ دهيد. (قالوا... قل )
4 ابراهيم عليه السّلام هيچگاه از مشركان نبوده است ، در حالى كه يهود و نصارى گرفتار شرك شده اند. (وما كان من المشركين )تفسير آيه : (136) قُولُوَّاْ ءَامَنَّا بِاللّهِ وَمَآ اءُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا اءُنْزِلَ إ لَىَّ إِبْرَ هِيمَ وَ إِسْمَا عِيلَ وَإِسْحَا قَ وَيَعْقُوبَ وَالاَسْبَاطِ وَمَا اءُوتِىَ مُوسى وَ عِيسى وَمَآ اءُوتِىَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَّبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ اءَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ
ترجمه آيه : 
(اى مسلمانان !) بگوييد: ما به خدا ايمان آورده ايم و به آنچه بر ما نازل شده و آنچه به ابراهيم واسماعيل واسحاق ويعقوب واسباط (كه پيامبرانى از نوادگان يعقوبند) و آنچه به موسى و عيسى و پيامبران ديگر از طرف پروردگارشان نازل شده است ، (ايمان آورده ايم . و) ما بين هيچ يك از آنها جدايى قائل نيستيم (وميان آنان فرق نمى گذاريم و) در برابر خداوند
تسليم هستيم .
نكته ها: 
O اين آيه به مسلمانان دستور مى دهد كه به مخالفان خود بگويند: ما به خدا و همه پيامبران بر حقّ وآنچه از جانب خدا نازل شده است ايمان داريم وخود محورى ها و يا تعصّبات نژادى ، باعث نمى شود كه ما برخى از آنها را بپذيريم و بعضى ديگر را نفى كنيم . ما به همه انبياى الهى ، چه آنهايى كه قبل از ابراهيم عليه السّلام آمده اند، همانند آدم ، شيث ، نوح ، هود، صالح و چه آنهايى كه بعد از ابراهيم بودند همانند سليمان ، يحيى و زكريا، ايمان داريم و هر پيامبرى كه دليل روشن و معجزه داشته باشد به حكم عقل او را مى پذيريم .
O ((اسباط)) جمع ((سبط)) به معناى نواده است و مراد از آن دوازده تيره و قبيله بنى اسرائيل مى باشد كه از دوازده فرزند يعقوب به وجود آمده ودر ميان آنان پيامبرانى وجود داشته است .
O جمله ((وما اوتى موسى وعيسى )) يعنى هرچه به آن دو پيامبر نازل شده قبول داريم ، نه هر آنچه نزد شماست و لذا نفرمود: ((وما اوتيتم )). بنابراين اگر در برابر دعوت شما كه مى گوييد: (كونوا هوداً او نصارى ) و راه نجات را در مسيحى يا يهودى بودن مى دانيد، مى ايستيم به دليل وجود انحراف و خرافاتى است كه در دين خدا ايجاد كرده ايد وگرنه ما تورات و انجيل واقعى را كه در آنها بشارت ظهور و بعثت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله آمده است قبول داريم .
پيام ها: 
1 ايمان به همه ى انبيا وكتاب هاى آسمانى لازم است . (آمنّا باللّه وما انزل ...)
كفر به بعضى از انبيا، كفر به همه ى آنهاست . مسلمان واقعى كسى است كه به تمام انبياى الهى ، ايمان داشته باشد.
2 ما به آنچه بر موسى و عيسى عليهما السّلام نازل شده ايمان داريم ، نه آنچه امروز به نام تورات وانجيل وجود 