 اللّه بغافل عمّا تعملون )تفسير آيه : (141) تِلْكَ اءُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسئَلُونَ عَمَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ
ترجمه آيه : 
(به هر حال ) آن امّت بگذشت ، آنچه آنان بدست آوردند براى خودشان است و آنچه شما بدست آورديد براى خودتان است و شما از آنچه آنان كرده اند، سؤ ال نخواهيد شد.
پيام ها: 
1 در كسب خوشبختى ، تكيه به گذشتگان و تاريخ پدران ، چاره ساز نيست . (لها ما كسبت ولكم ما كسبتم )
گيرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر، تو را چه حاصل 2 هر امّتى ، تنها مسئول عمل خويش است . (لا تسئلون عمّا كانوا يعملون )تفسير آيه : (142) سَيَقُولُ السُّفَهَآءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِى كَانُواْعَلَيْهَا قُلْ لِلّهِ المَشْرِقُ وَالمَغْرِبُ يَهْدِى مَنْ يَشَآءُ إِلَى صِرَطٍ مُّسْتَقِيمٍ
بزودى بى خردان از مردم ، خواهند گفت : چه چيزى آنها (مسلمانان ) را از (بيت المقدّس ،) قبله اى كه بر آن بودند برگردانيد؟ بگو: مشرق و مغرب از آن خداست ، هركه را بخواهد به راه راست هدايت مى كند.
نكته ها: 
O چون مشركان مكّه ، كعبه را به بتخانه تبديل كرده بودند، پيامبر اكرم و مسلمانان ، سيزده سالى را كه بعد از بعثت در مكّه بودند، به سوى كعبه نماز نمى خواندند، تا مبادا گمان شود كه آنان به بت ها احترام مى گزارند. امّا بعد از هجرت به مدينه ، چند ماهى نگذشته بود كه يهوديان زبان به اعتراض گشوده و مسلمانان را تحقير كردند و گفتند: شما رو به قبله ما بيت المقدّس نماز مى خوانيد، بنابراين پيرو و دنباله رو ما هستيد و از خود استقلال نداريد. پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله از اين اهانت ناراحت شد و هنگام دعا به آسمان نگاه مى كرد، گويا منتظر نزول وحى بود تا آنكه دستور تغيير قبله صادر شد. پيامبر دو ركعت نماز ظهر را به سوى بيت المقدّس خوانده بود كه جبرئيل ماءمور شد، بازوى پيامبر را گرفته و روى او را به سوى كعبه بگرداند. در نتيجه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله يك نماز را به دو قبله خواند و اكنون نيز در مدينه نام آن محلّ به مسجدِ قبلتَين معروف است .(434)
بعد از اين ماجرا، يهود ناراحت شده و طبق عادت خود شروع به خرده گيرى كردند. آنها كه تا ديروز مى گفتند: مسلمانان استقلال ندارند و پيرو ما هستند، اكنون مى پرسيدند، چرا اينها از قبله ى پيامبران پيشين اعراض ‍ كرده اند؟ پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ماءمور شد در جواب آنها پاسخ دهد: مشرق و مغرب از آنِ خداست و خداوند مكان خاصّى ندارد.
آرى ، تغيير قبله ، نشانه ى حكمت الهى است نه ضعف و جهل او. همچنان كه در نظام تكوين ، تغيير فصول سال ، نشانه ى تدبير است ، نه ضعف يا پشيمانى .
O خداوند در همه جا حضور دارد و شرق و غرب عالم از آن اوست . پس جهت گيرى بدن به سوى كعبه ، رمز جهت گيرى دل به سوى خداست . چه بسا افرادى به سوى كعبه نماز بگزارند، ولى قبله آنان چيز ديگرى باشد. چنانكه خواجه عبداللّه انصارى مى گويد:
قبله شاهان بود، تاج و كمند
بله ارباب دنيا، سيم وزر
قبله صورت پرستان ، آب و گِل
بله معنا شناسان ، جان ودل
قبله تن پروران ، خواب وخورشت
بله انسان ، به دانش پرورش
قبله عاشق ، وصال بى زوال
بله عارف ، كمال ذى الجلال
پيام ها: 
1 افرادى كه هر روز دنبال بهانه اى هستند تا از پذيرش حقّ طفره روند، سفيه هستند.(435) (سيقول السفهاء)
2 كسى كه دست خدا را در وضع يا تغيير احكام بسته بداند، سفيه و سبك مغز است . اعتراض به خداى حكيم ودانا، نشانه ى سفاهت است . (سيقول السفهاء)
3 مسلمانان بايد توطئه ها وشايعات وسؤ الات بهانه جويانه ى دشمن را پيش بينى كرده وبا پاسخ به آنها، از نفوذ وگسترش آن پيشگيرى نمايند. (سيقول ... قل )
4 اصل سؤ ال كردن مورد انتقاد نيست ، روحيّه سؤ ال كننده مورد انتقاد است كه از روى اعتراض و اشكال تراشى مى پرسد. (ما ولاّهم عن قبلتهم )
5 قداست و كرامت مكان ها و زمان ها، وابسته به عنايت پروردگار است ، نه چيز ديگر. (لِلّه المشرق و المغرب )
6 تغيير قبله ، يكى از نشانه هاى پيامبر اسلام در كتب آسمانى بود، لذا براى بعضى وسيله ى هدايت شد. (يهدى به من يشاء)تفسير آيه : (143) وَكَذَ لِكَ جَعَلْنَكُمْ اءُمَّةً وَسَطاً لِّتَكُونُواْ شُهَدَآءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِى كُنْتَ عَلَيْهَآ إِلا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةً إ لا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللّهُ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِيعَ إ يمَنَكُمْ إِنَّاللّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِيمٌ
ترجمه آيه : 
و بدين سان ما شما را امّتى ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر (نيز) بر شما گواه باشد. و ما آن قبله اى را كه قبلاً بر آن بودى برنگردانديم ، مگر براى آنكه افرادى را كه از پيامبر پيروى مى كنند از آنها كه به جاهليّت باز مى گردند، بازشناسيم . و همانا اين (تغيير قبله ،) جز بر كسانى كه خداوند آنها را هدايت كرده دشوار بود. وخدا هرگز ايمان شما را (كه سابقا به سوى بيت المقدّس نماز خوانده ايد،) ضايع نمى گرداند. زيرا خداوند نسبت به مردم ، رحيم و مهربان است .
نكته ها: 
O مسيحيان در موقع عبادت ، رو به محلّ تولّد حضرت عيسى در بيت المقدّس مى ايستادند كه نسبت به محلّ سكونت آنان ، در مشرق قرار داشت ، و يهوديان رو به بيت المقدّس عبادت مى كردند كه نسبت به محلّ سكونتشان ، در طرف مغرب قرار مى گرفت ، ولى كعبه نسبت به آن دو در وسط قرار مى گيرد و قرآن با اشاره به اين موضوع ، مى فرمايد: همانگونه كه ما كعبه را در وسط قرار داديم ، شما مسلمانان را نيز امّت ميانه قرار داديم .
مفسّران بحث هاى گوناگونى را در ذيل اين آيه مطرح نموده اند و در تفسير ((امّت وسط)) برخى گفته اند: مراد امّتى است كه نه اهل افراط باشد نه تفريط، نه طرفدار جبر نه تفويض ، نه معتقد به اصالت فرد، نه اصالت جامعه .
ولى با چند مقدّمه ، روشن مى شود كه مراد آيه از امّت وسط، افراد خاصّى هستند. آن مقدّمات عبارتند از:
1 قرآن ، امّت وسط را شاهد بر اعمال معرفى كرده است ، پس بايد در قيامت بر اعمال مردم گواهى دهد.
2 گواه شدن ، علم و آگاهى وعدالت مى خواهد.
3 همه ى افراد امّت ، آگاهى و عدالت ندارند.
به همين دليل در روايات مى خوانيم كه مراد از امّت وسط، امامان معصوم هستند كه اوّلا به همه كارها علم دارند. چنانكه قرآن مى فرمايد: (سيرى اللّه عملكم و رسوله والمؤ منون )(436) كه مراد از مؤ منانى كه اعمال مردم را مى بينند و به آن علم پيدا مى كنند، مطابق روايات امامان معصوم هستند. و ثانيا عدالت دارند. چنانكه خداوند در آيه ى (انّما يُريد اللّه ليذهب عنكم الرِّجس اهل البيت و يُطهّركم تطهيرا)(437) عصمت و عدالت آنان را تضمين نموده است .
امام صادق عليه السّلام مى فرمايد: مگر مى شود امّتى كه بعضى افرادش لايق گواهى دادن براى چند عدد خرما در دادگاه هاى دنيا نيستن