، لياقت گواهى دادن بر همه ى مردم در قيامت را دارا باشند؟ به هر حال مقام گواه بودن در محضر خداوند، آن هم نسبت به همه ى كارهاى مردم ، تنها مخصوص بعضى از افراد امّت است كه به فرموده روايات ، امامان معصوم مى باشند.
در اينجا يك سؤ ال باقى مى ماند كه چرا خداوند به جاى نام بعضى افراد، نام امّت را برده است ؟ كه در پاسخ مى گوييم : قرآن حتّى يك نفر را نيز امّت معرفى نموده است : (انّ ابراهيم كان امّة قانتا للّه )(438)

فلسفه تغيير قبله 
O در مورد فلسفه تغيير قبله ، تحليل هاى متعدّدى صورت گرفته است ؛ برخى گفته اند انتخاب اوّليّه بيت المقدّس به عنوان قبله ، به منظور جلب افكار يهود و همراهى آنان بوده است و آنگاه كه مسلمانان خود قدرت و توانايى پيدا كردند، ديگر به اين كار نياز نبود. برخى نيز گفته اند: علاقه به مكّه و وطن موجب شد كه قبله تغيير يابد. ليكن اين تحليل ها موهوم و خلاف واقع هستند.
آنچه قرآن در اين باره تصريح و تاءكيد دارد اين است كه تغيير قبله ، آزمايش الهى بود تا پيروان واقعى پيامبر شناخته شوند. زيرا آنها كه ايمان خالص ندارند، به محض تغيير يك فرمان ، شروع به چون و چرا مى نمايند كه چرا اينگونه شد؟ اعمال ما طبق فرمان سابق چه مى شود؟ اگر فرمان قبلى درست بود، پس فرمان جديد چيست ؟ اگر دستور جديد درست است ، پس فرمان قبلى چه بوده است ؟ خداوند نيز به كسانى كه در برابر فرامين او تسليم هستند، بشارت مى دهد كه اعمال گذشته ى شما ضايع نمى شود، زيرا مطابق دستور بوده است .
O در اين آيه به جاى كلمه نماز، واژه ايمان بكار رفته است كه نشان دهنده ى اهميّت و مقام نماز و برابرى آن با تمام ايمان مى باشد. (وما كان اللّه لِيضيع ايمانكم )
پيام ها: 
1 اولياى خدا، بر اعمال ما نظارت دارند. (لتكونوا شهداء)
آرى ، بعضى انسان ها داراى چنان ظرفيّتى هستند كه مى توانند ناظر تمام اعمال و آگاه به انگيزه هاى انسان ها در طول تاريخ باشند.
2 در قيامت ، سلسله مراتب است . تشكيلات و سازماندهى محكمه ى قيامت بگونه اى است كه ابتدا ائمّه بر كار مردم گواهى مى دهند، سپس ‍ پيامبر برامامان گواه است . (لتكونوا شهداء على الناس و يكون الرّسول عليكم شهيدا)
3 آزمايش ، يك سنّت قطعى الهى است و خداوند گاهى با تغيير فرمان ، مردم را امتحان مى كند. (لنعلم من يتبع الرسول ...)
4 پيروى از دستورات دين ، مايه رشد و كمال و نافرمانى از آن ، نوعى حركت ارتجاعى است . (ينقلب على عقبيه )
5 جز فرمان خداوند، به چيز ديگرى از قبيل ، جهت ، رنگ ، زمان ، مكان و شيوه ى خاصّى خود را عادت ندهيم ، تا هرگاه فرمانى بر خلاف انتظار يا عادت و سليقه ى ما صادر شد، بدنبال فرار يا توصيه نباشيم . (لنعلم من يتّبع الرّسول ممن ينقلب على عقبيه )
6 مقام تسليم بر افراد عادّى سنگين است : (لكبيرة ) وتنها كسانى به اين مقام دست مى يابند كه هدايت خاصّ الهى شامل آنان شود. (الاّ على الّذين هدى اللّه )
7 قوانين و مقررات ، شامل زمان هاى قبل نمى شود. اگر امروز فرمان تغيير قبله صادر شد، نمازهاى قبلى صحيح است و از امروز بايد به سوى ديگر نماز خواند. (وما كان اللّه ليضيع ايمانكم )
8 تمام تغييرات و تحوّلات تكوينى و تشريعى ، ناشى از رحمت و راءفت خداوندى است . (لرؤ ف رحيم )تفسير آيه : (144) قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِى السَّمَاءِ فَلَ نُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِينَ اءُوتُواْ الْكِتَبَ لَيَعْلَمُونَ اءَنَّهُالْحَقُّ مِنْ رَّبِّهِمْ وَ مَا اللّهُ بِغَفِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ
ترجمه آيه : 
(اى پيامبر!) همانا مى بينيم كه تو (در انتظار نزول وحى ، چگونه ) روى به آسمان مى كنى ، اكنون تو را به سوى قبله اى كه از آن خشنود باشى ، برمى گردانيم . پس روى خود را به جانب مسجدالحرام كن . و (شما اى مسلمانان ) هر جا بوديد، روى خود را به جانب آن بگردانيد و همانا كسانى كه كتاب (آسمانى ) به آنها داده شده ، (به خوبى ) مى دانند كه اين فرمان به حقّ است كه از ناحيه ى پروردگار صادر شده و خداوند از اعمال آنها غافل نيست .
نكته ها: 
O اين آيه حاكى از آن است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله منتظر و مشتاق نزول وحى در جهت تغيير قبله بود واين تغيير قبله از بيت المقدّس به كعبه ، وعده ى خداوند به پيامبرش ‍ بوده است ، ولى آن حضرت در موقع دعا، بى آنكه چيزى بگويد، به سوى آسمان نگاه مى كرد تا اينكه آيه نازل شد و دستور داد كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و همه ى مسلمانان در موقع عبادت ، روبه سوى مسجدالحرام وكعبه نمايند. اهل كتاب و يهود با آنكه حقّانيّت اين تغيير را مى دانستند وقبلاً در كتاب هايشان خوانده بودند كه پيامبر اسلام به سوى دو قبله نماز مى گزارد، امّا اين حقيقت را كتمان نموده و يا با القاى شبهات و سؤ الات ، نقش تخريبى ايفا مى كردند و خداوند با جمله ى (و ما اللّه بغافل عمّا يعملون ) آنان را تهديد مى نمايد.(439)
O رضايت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله از قبله بودن كعبه ، دلائلى داشت از جمله :
الف : كعبه ، قبله ى ابراهيم عليه السّلام بود.
ب : از زخم زبان ، تحقير و استهزاى يهود آسوده مى شد.
ج : استقلال مسلمانان به اثبات مى رسيد.
د: به اوّلين پايگاه توحيد يعنى كعبه ، توجّه مى شد.
O چون مسئله ى تغيير قبله يك حادثه ى مهمّى بود، لذا در آيه ، دوبار در مورد توجّه به كعبه ، فرمان داده شده است : يك بار خطاب به پيامبر با لفظ؛ (وجهك ) و يك بار خطاب به مسلمانان با كلمه ؛ (وجوهكم )
پيام ها: 
1 آسمان ، سرچشمه ى نزول وحى ونظرگاه انبياست . (نرى تقلّب وجهك فى السماء)
2 خداوند به خواسته انسان ها آگاه است . (فلنولّينّك قبلة ترضاها)
3 تشريع و تغيير احكام ، از طرف خداوند است و پيامبر از پيش خود، دستورى صادر نمى كند. (فولوّا...)
4 ادب پيامبر در نزد خداوند به قدرى است كه تقاضاى تغيير قبله را به زبان نمى آورد، بلكه تنها با نگاه ، انتظارش را مطرح مى نمايد. (قدنرى تقلب وجهك )
5 خداوند رضايت رسولش را مى خواهد و رضاى خداوند در رضاى رسول اوست . (قبلة ترضاها)
6 قرآن ، دانشمندانى كه حقيقت را مى دانند، ولى باز هم طفره مى روند، تهديد و نكوهش مى كند. (ليعلمون انّه الحقّ... و ما اللّه بغافل عمّا يعملون )
7 نبايد دستورات دين را به مردم سخت گرفت . ((شطر)) به معنى سمت است . يعنى به سمت مسجدالحرام ايستادن كافى است ولازم نيست بطور دقيق روبه كعبه باشد. (فوَلّوا وجوهكم شطره )تفسير آيه : (145) وَلَئِنْ اءَتَيْتَ الَّذِينَ اءُوتُواْ الْكِتَبَ بِكُلِّ ءَايَةٍ مَّا تَبِعُواْ قِبْلَتَكَ وَمَآ اءَنْتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَمَا بَعْضُهُمْ بِتَابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ اءَهْوَآءَهُمْ مِّنْ بَعْدِ مَا جَآءَكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذاًلَمِنَ الظَّلِمِينَ
ترجمه آيه : 
و (اى پيامبر!) اگر هرگونه آيه ، (نشانه و دليلى ) براى (اين گروه از) اهل كتاب بياورى ، از قبله ى تو