 پيروى نخواهند كرد، و تو نيز پيرو قبله آنان نيستى ، (همانگونه كه ) بعضى از آنها نيز پيرو قبله ديگرى نيست . وهمانا اگر از هوسهاى آنان پيروى كنى ، پس از آنكه علم (وحى ) به تو رسيده است ، بى شكّدر اين صورت از ستمگران خواهى بود.
نكته ها: 
O اين آيه ، از عناد و لجاجت اهل كتاب پرده برداشته و سوگند(440) ياد مى كند كه هرچه هم آيه و دليل براى آنان بيايد، آنها از اسلام و قبله ى آن پيروى نخواهند كرد. چون حقيقت را فهميده اند، ولى آگاهانه از پذيرش آن سر باز مى زنند.
O تهديد و هشدارهاى قرآن نسبت به پيامبر، به منظور جلوگيرى از بروز و رشد غلّوگرايى و نسبت نارواى خدايى به اولياست . آنگونه كه در اديان ديگر، مردم به غلّو، عيسى عليه السّلام را فرزند خدا و فرشتگان را دختران خدا مى دانستند.
پيام ها: 
1 لجاجت و تعصّب ، مانع تفكّر، استدلال و حقّبينى است . آنان نه تنها نسبت به اسلام تعصّب مى ورزند، در ميان خودشان نيز عناد و لجاجت دارند. (ماتبعوا قبلتك ... ومابعضهم بتابع قبلة بعض )
2 در برابر هياهو و غوغاى مخالفان نبايد تسليم شد و براى ماءيوس كردن دشمنان ، قاطعيّت لازم است . (وما انت بتابع )
3 يهود ونصارى هر يك داراى قبله ى ويژه اى بودند. (ومابعضهم بتابع قبلة بعض )
4 انحراف دانشمندان ، بسيار خطرناك است . (...من بعد ماجاءك من العلم )
5 علم ، به تنهايى براى هدايت يافتن كافى نيست ، روحيّه ى حقّ پذيرى لازم است . يهود صاحب كتاب بودند، ولى با وجود تعصّب نابجا، اين علم چاره ساز نشد. (اهوائهم من بعد ماجاءك من العلم )
6 پيامبر، حقّ تغيير قانون الهى را بر اساس تمايلات مردم ندارد. (اهوائهم من بعد ماجاءك من العلم )
7 آئين اسلام از سرچشمه ى علم واقعى است . (جاءك من العلم )
8 قوانينى شايسته پذيرش و پيروى هستند كه از هواهاى نفسانى پيراسته و بر پايه ى علم بنا شده باشند. (لئن اتّبعت اهوائهم من بعد ماجاءك من العلم )
9 قانون ، براى همه يكسان است . اگر بر فرض پيامبر نيز تابع هوا و هوس شود، گرفتار كيفر خواهد شد. (انّك اذاً)
10 با وجود قانون الهى ، پيروى از خواسته هاى مردم ظلم است . (اذا من الظالمين )تفسير آيه : (146) اَلَّذِينَ ءَاتَيْنَيهُمُ الْكِتَبَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ اءَبْنَآءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ
ترجمه آيه : 
(يهود، نصارى و) كسانى كه به آنان كتاب (آسمانى ) داده ايم او (پيامبر اسلام ) را همچون پسران خود مى شناسند، و همانا گروهى از آنان با آنكه حقّ را مى دانند، كتمان مى كنند.
نكته ها: 
O در قرآن چندين مرتبه اين واقعيّت بازگو شده است كه اهل كتاب ، به خاطر بشارت تورات و انجيل به ظهور و بعثت پيامبر اسلام ، در انتظار او بودند و ويژگى هاى پيامبر چنان به آنها توضيح داده شده بود كه همچون فرزندان خويش به او شناخت پيدا كرده بودند. ولى با اين همه ، گروهى از آنان حقيقت را كتمان مى كردند. قرآن در جاى ديگر مى فرمايد: آنها نه تنها از پيامبر، بلكه از جامعه اى كه او تشكيل مى دهد و يارانش نيز خبر داشتند: (محمّد رسول اللّه والّذين معه اشدّاء على الكفّار رحماء بينهم تراهم رُكّعاً سُجّداً يبتغون فضلاً من اللّه و رضواناً سيماهم فى وجوههم من اثَر السجود ذلك مثلهم فى التّورية و مثلهم فى الانجيل )(441) محمّد فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند، در برابر كفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند. پيوسته آنان را در حال ركوع و سجود مى بينى ، آنها همواره فضل خدا و رضاى او را مى طلبند. نشانه ى آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است ، اين توصيف آنها در تورات و انجيل است .
O قرآن براى شناخت دقيق اهل كتاب از پيامبر، آنرا به شناخت پدر از پسر تشبيه مى كند كه روشن ترين شناخت هاست . زيرا:
از ابتداى تولّد و حتّى قبل از آن شكل مى گيرد.
شناختِ چيزى است كه انتظار بهمراه دارد.
شناختى است كه در آن شكّ راه ندارد.
O كتمان علم ، بزرگترين گناه است . قرآن درباره ى كتمان كنندگان مى فرمايد: (يلعنهم اللّه و يلعنهم اللاعنون )(442) خداوند وتمام فرشتگان و انس وجنّ وهر با شعورى ، براى هميشه آنان را لعنت ونفرين مى كنند. آرى ، كتمان حقّ، همچون كتمان فرزند خويش است و چه ناجوانمردانه است كه پدرى به خاطر لذّت هاى دنيوى ، كودك خود را منكر شود!
پيام ها: 
1 اگر روحيّه ى حقيقت طلبى نباشد، علم به تنهايى كافى نيست . يهود با آن شناخت عميق از رسول خدا، باز هم او را نپذيرفتند. (يعرفون ... ليكتمون )
2 حتّى درباره ى دشمنان ، انصاف را مراعات كنيم . قرآن ، كتمان را به همه ى اهل كتاب نسبت نمى دهد. (فريقاً منهم ليكتمون )تفسير آيه : (147) الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ المُمْتَرِينَ 
حقّ، (آن چيزى است كه ) از سوى پروردگار توست ، پس هرگز از ترديد كنندگان مباش .
پيام ها: 
1 حقّ همان است كه از منبع علم بى نهايت او صادر شده باشد. (الحقّ من ربّك )
2 دستورها و فرامين الهى كه از طريق وحى و يا روايات ثابت شود، جاى مجادله و مناقشه ندارد. (فلا تكوننّ من المُمترين )
3 رهبر بايد از قاطعيّت و يقين برخوردار باشد، به خصوص وقتى كه قانونى را تغيير داده و سنّتى را مى شكند. (فلا تكوننّ من المُمترين )تفسير آيه : (148) وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فاسْتَبِقُواْ الخَيْرَ تِ اءَيْنَ مَا تَكُونُوا يَاءْتِ بِكُمُ اللّهُ جَمِيعاً إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَى ءٍ قَدِيرٌ
ترجمه آيه : 
و براى هر كس قبله اى است كه به آن سوى رو مى كند. (بنابراين درباره ى جهتِ قبله گفتگو نكنيد و به جاى آن ) در نيكى ها و اعمال خير بر يكديگر سبقت جوييد. (و بدانيد) هر جا كه باشيد، خداوند همه شما را (در محشر) حاضر مى كند، همانا خداوند بر هر كارى تواناست .
نكته ها: 
O براى كلمه (وجهةٌ) دو معناست : قبله و طريقه . اگر اين كلمه را همانند اكثر مفسّران به معناى قبله بگيريم ، معناى آيه همان است كه ترجمه كرده ايم . امّا اگر كلمه (وجهةٌ) را به معناى طريقه و شيوه بگيريم ، معناى آيه اين است : براى هر انسان يا گروهى ، راه و طريقى است كه به سوى همان راه كشيده مى شود و هر كس راهى را سپرى مى كند. و اين معنا نظير آيه ى 84 سوره ى اسراء است كه فرمود: (كلُّ يعمل على شاكلته )
O بعضى مفسّران ، مراد از ((هو)) در (هو مولّيها) را خدا دانسته اند كه در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: هر كس قبله اى دارد كه خداوند آنرا تعيين كرده است .
O سبقت در كار خير، ارزش آن را افزايش ‍ مى دهد. در قرآن با واژه هاى (سارعوا)، (سابقوا) و (فاستبقوا) در مورد كار خير بكار رفته است . و در ستايش انبيا مى فرمايد: (يسارعون فى الخيرات )(443) آنها در نيكى ها، شتاب و سرعت مى گيرند.
O در برخى روايات ذيل اين آيه آمده : در زمان ظهور امام زمان عليه السّلام علاقمندان آن حضرت ، از اطراف و اكناف جهان يكجا در حضور ايشان جمع خواهند شد.(444)
پيام ها: 
1 هر امتّى قبله اى داشته ومسئله قبله ، مخصوص مسلمانان نيست .(لكلّ وجهة )
2 بحث هاى بيهوده را رها كنيد و توجّه و عنايت شما به انجام كارهاى 