ید، به خدا قسم لباس او جز درشت و خشن نخواهدبود و غذایش جز خوراک ناگار وناخوش نباشد وجز شمشیر چیزی در کار نبوده، ومرگ زیر سایه خواهدبود.( شاید مراد از شمشیر، مطلق سلاح باشد)
21.ابوبصیر از امام صادق ع روایتکرده که آن حضرت فرمود: هنگامیکه قائم قیام کند میان او وعرب وقریش جزشمشیر چیزی نخواهده بود، از آنان چیزی دریافت نخواهد کرد جزشمشیر، و چراشما به فرارسیدن زمان خروج قائم شتاب می کنید، به خدا قسم لباس اوجز جامه درشت وخوراکش جزنان جوین نامطبوع نخوهد بود، و جز شمشیر چیزی درکار نیست ومرگ در سایه شمشیر است( جز شمشیر، ومرگ درساله آن چیزی درکار نیست).
22. از أبی حمزه ثمالی روایت شده که گفت: شنیدم امام باقر ع می فرماید:هر گاه قائم آل محمد ع خروج کند بدون شک خداوند با ملائکه مسومین و مردفین و منزلین وکروبین   او را یاری خواهد فرمود، جبرئیل پیش  او،میکائیلد رسمت راست او و اسرافیل درسمت چپ او قراردارند و ترسناکی وهیبت به فاصله یک ماهه راه پیشاپیش او و پشت سر و از راست وچپ اوحرکت می کند( یعنی شعاع هیبتش تا بعد یک ماهه راه را زیر پوشش می گیرد) و فرشتگان مقربدر برابر او خواهند بود، نخستین کسی که در پی او است( روح) محمد ص ودومین (روح) علی ع است که (گوئی) همراه او شمشیری برکشیده و برهنه است، خداوندسرزمین روم و دیلم و سند و هند وکابل شاه وخزر را برای او فتح می کند.
ای أبا حمزه، قائم قیام نمی کند مگردر دوره ترس و وحشت،و زمین لرزه ها و گرفتاری وبلائی که گریبانگیر مردم می گردد و پیش از این وقایع ،طاعون شیوع می یابد و دوره ای که درمیان عرب شمشیری بران و بین مردم اختلافی سخت و پراکندگی و چنددستگی در دینشان پدید آمده باشد ودر حالشان دگرگونی پیدا شده تا جائی که آروزمند از شدت آنچه که از هاری مردم و خوردن (درندگی) بعضی پاره دیگر را، که مشاهده می کند شبانه روز آروزی مرگ می نماید، و هنگامی که خروج می کند خروجش در دوران یأس وناامیدی(مردم) است پس خوشا به حال آنکه اورا درمی یابد و از یاران اوست،وای و تمامی وای کسی را که با او مخالفت ورزدو از فرمانش سرباز زند واز دشمنانش او باشد، سپس آن حضرت فرمود: او به امری نوین و سنت وطریقه ای جدید وقضایی تازه قیام خواهد نمودکه برعرب گران باشد، کار او جز کشتار (معاند) نیست و توبه هیچ کس را نمی پذیرد و درکار خدا از سرزشن هیچ خرده گیری باک ندارد.
23. بشر بن غالب اسدی گوید:حسینبن علی ع به من فرمود: ای بشر،قریش را چه به جایمی ماند هنگامی که قائم مهدی پانصد نفر از ایشان را پیش کشد و دست بسته گردن آنها را بزند سپس پانصدنفر دیگر از ایشان را جملگی دست بسته گردنهایشان را بزند ودیگر بار پانصدنفر از آنان را دست بسته گردن بزند( شاید مراد ازقریش مردم مستکبر باشدکه از پذیرش قح وقانون سرباز می زنند و حاضر به قبول آن نیستند چون سران قریش،باری) راوی گوید: به آن حضرت عرض کردم: خداوند  حال شما را اصلاح فرماید آیا آنان بدان مقدار می رسند؟ پس حسین بن علی ع فرمود:همانما هم پیمان و هم عقیده هر قوم جزو آنان محسوب می شود. راوی گوید: بشیر بن غالب برادر بشربن غالب به من گفت: من گواهم که حسین بن علی ع شش مرتبه برای برادرم برشمرد-یا شش بار گفت- برحسب اختلاف روایات.
24. حارثبن مغیره وذریح محاربی گویند امام صادق ع فرمود: میان ما و عرب جز کشتن چیزی نمانده است- و با دست خویش به گلوی خود اشاره فرود.
25. سدیرصیرفی از مردی از اهل جزیره نقل می کند که اوکنیزی را به نذر بر خویشتن واجب کرده بود که به خانه خدا دهد( یعنی اورا نذر خانه خدا کرده بود) واو را به مکه آورده بود، آن شخص گوید: من پرده داران خانه را ملاقات کردم وایشان را از خبر آن کنیز آگاه ساختم و( چنان شد که) برای کسی از ایشان موضوع را بیان نمی کردم مگر اینکه [به من] می گفت: او را نزد من بیاور که خدا نذرت را خواهد پذیرفت( یعنی هر کدام از پرده داران خانه توقع داشت کنز را به او بدهم).
پس وحشت  شدیدی از این موضوع به من راه یافت، پس آن ماجرا را به یکی از یارا خودمان که اهل مکه بود گفتم، اوبه من گفت: آیا از من می پذیری؟گفتم: آری، پس  گفت : بنگر به مردی که رویاروی حجر الاسود نشسته است و مردانی مرد اویند و او ابوجعفرمحمد بن علی بن الحسین ع است، نزد او برو واو را از این امرآگاه کن، ببین به تو چه می گوید، پس  بدان عمل کن ، گوید: نزد ا و رفتم و گفتم: خدا تو را رحمت کند من مردی از اهل جزیره ام و همراه من  کنیری است که در سوگندی که به عهده من بود او را برای خانه خدا بر خود نذر کرده ام واکنون او را آورده ام وآن جریان را به پرده داران گفته ام و مواجه شدم به اینکه هیچکس را ملاقات نمی کنم مگر آن که می گوید: کنیز را نزد من بیاور،خداوندنذرت را قبول می کند، واز این واقع وحشتی شدید به من دست داده است، پس فرمود : ای بنده خدا همانا خانه نه چیزی می خورد و نه می آشامد پس کنیز خود را بفروش وجستجو کن و به همشهریانت که به زیارت این خانه آمده اند بنگرپس هر که از ایشان که از خرجی اش درمانده است( پولش تمام شده) آن مبلغ را به او بده تا قادربه بازگشت به شهر خود باشد، پس من نیز همان کار را کردم و بعد هیچ  کی از پرده داران را ملاقات نمی کردم مگر اینکه می گفت با آن کنیز چه کرید؟ پس اشان را بدانچه امام باقرع فرموده بود آگاه نمودم و آنان به من گفتند : او مردی دروغگو و ناآگاه است که نمی داند چه می گوید، من گفته آنان را به امام باقر ع عرض کردم و آن حضرت فرمود: تو سخن آنان را به من گفتی، آیا اکنون از من نیزبه ایشان خواهی گفت؟ عرض کردم: آری: پس فرمود: به ایشان بگو که:
ابوجعفر به شما پیغام داد: چگونه خواهید بود اگر دستها و پاهایتان بریده شود و در کعبه آویخته گردد، سپس به شما گفته شود: فریاد کنید که مادزدان کعبه ایم: پس هنگامی که خواستم برخیزم  فرمود: البته من خود آن کار را نمی کنم، بله آن را مردی از خاندان من انجام خواهد داد.
روش داوری  آن حضرت ع
26.جابربن عبدالله انصاری گوید: مردی بر امام باقر ع وارد شد و به اوگفت: خداوند تو را سلامت بدارد، این پانصد درهم از من بستان که زکات مال من است، پس امام باقر ع به او فرمود: خودت آن را نگهدارو به همسایگانت که مسلمانند و برادران مومنت که نیازمند هستند بده، سپس فرمود:هنگامی که قائم اهل بیت قیام کرد، به طور مساوی تقسیم می کند و در میان رعیت با دادگری رفتار می کند، پس هر که از او اطاعت کندفرمان خدا را برده است و هر که از او نافرمانی کند خدا را نافرمانی نموده است و مهدی برای این مهدی نامیده شده که به امری پنهان هدایت می کند وتورات وسایر کتب( آسمانی) خدای عز و جل را از غای در انطاکیه بیرون می آورد ومیان اهل تورات( یهود) با تورات و میان اهل انجیل با انجیل وبین اهل زبور با زبور و میان مسلمانان با قرآن حکم می کند و اموال از داخل وخارج زمین نزد او گرد آمده و انباشته می شود، پس به مردم می گوید: بیائید بگیرید این چیزی است که به خاطر ا« خویشاوندی را بریدید و به خاطر آن خون های ناحق ری