 به سوى آن بگردانيد تا براى (هيچ كس از) مردم جز ستمگرانشان ، امكان احتجاج (ومجادله ) عليه شما نباشد. پس از آنها نترسيد وتنها از من بترسيد. و (بدانيدتغيير قبله براى آن بود) تا نعمت خود را بر شما تمام كنم و شايد كه شما هدايت شويد.
نكته ها: 
O تكرار موضوع تغيير قبله در آيات متعدّد، نشانه ى اهميّت آن است . علاوه بر آنكه در هر يك از آيات در كنار اين موضوع ، مطلب جديدى را نيز يادآور مى شود. مثلا در اين آيه ، خداوند بعد از دستور روى نمودن به سوى مسجدالحرام ، مى فرمايد: اين بدين خاطر است كه مردمان ، بهانه اى بر عليه پيامبرصلّى اللّه عليه و آله و مسلمانان نداشته باشند. چون اهل كتاب مى دانستند كه پيامبر اسلام به سوى دو قبله نماز مى خواند و اگر اين امر محقّق نمى شد، آنها ايراد مى گرفتند كه پيامبر شما فاقد اوصاف ذكر شده در كتاب هاى آسمانى پيشين است . و يا اينكه زخم زبان زده و مسلمانان را تحقير مى كردند كه شما دنباله رو يهود هستيد و قبله ى مستقلى نداريد.
البتّه اين ايراد تنها از سوى يهود نبود، بلكه مشركان نيز مى گفتند: اگر محمّد صلّى اللّه عليه و آله به آئين ابراهيم توجّه دارد، پس ‍ چرا به خانه اى كه ابراهيم ساخته است ، توجّه ندارد؟ البتّه منافقان آرام نگرفته و با تغيير قبله ، خرده گيرى هاى خود را شروع كرده و مى گفتند: پيامبر، ثبات راءى ندارد. در هر حال خداوند با تاءكيد و تكرار، مسلمانان را براى پذيرش موضوع و ثبات قدم آماده مى سازد و يادآور مى شود، آنان كه دنبال حجت و دليل باشند، بر شما خرده نخواهند گرفت ، ولى افراد ظالم كه حقيقت را كتمان مى كنند، از بهانه جويى دست بر نخواهند داشت و شما نبايد به آنان اعتنا كنيد، و از آنان نترسيد و فقط از خداوند بترسيد.
O قبله ، نشانه و مظهر توحيد است . قبله ، آرم و نشانه ى مسلمانان است . در نهج البلاغه از كعبه به عنوان عَلَم يعنى پرچم ونشانه ى آشكار اسلام ياد شده است . بت پرستان و ستاره پرستان هنگام نيايش ، به سوى بت و يا ستاره و ماه توجّه مى كردند، امّا اسلام توجّه به خانه خدا را به جاى آن قرار داد و روى كردن به سوى قبله را نشانه ى توجّه به خدا شمرده است .
در روايات مى خوانيم : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله معمولاً روبه قبله مى نشستند و سفارش كرده اند؛ بسوى قبله بخوابيد و بنشينيد و حتّى رو به قبله نشستن ، عبادت شمرده شده است . قبله ، جايگاه واحترام خاصّى دارد ودر بعضى اعمال ، توجّه به آن واجب است . براى مثال : نمازهاى واجب بايد روبه قبله خوانده شود. ذبح حيوان ودفن ميّت ، بايد به سوى قبله باشد. در مستراح رو به قبله يا پشت به قبله نشستن حرام است .
علاوه بر آنچه ذكر شد، قبله عامل وحدت مسلمانان است . اگر از فراز كره ى زمين بر مسلمانان نظر كنيم ، مى بينيم آنان هر روز پنج بار با نظم و ترتيب خاصّ، به سوى قبله توجّه مى كنند. كعبه ، قرارگاه وآمادگاه حركت ها وانقلاب هاى الهى بوده است . از حضرت ابراهيم وحضرت محمّد گرفته تا امام حسين عليهم السّلام و در آينده حضرت مهدى عليه السّلام ، همگى از كنار كعبه حركت خود را شروع كرده و مى كنند. در عظمت كعبه همين بس كه مسلمانان به اهل قبله معروفند.
O خداوند متعال در ماجراى تغيير قبله مى فرمايد: تغيير قبله براى اين است كه در آينده نعمت خود را بر شما تمام كنم . يعنى استقلال شما و توجّه به كعبه ، زمينه ى اتمام نعمت در آينده است . (لاءتمّ نعمتى )
اين ماجرا در سال دوّم هجرى در مدينه واقع شده است . در سال هشتم هجرى نيز خداوند به مناسبت فتح مكّه مى فرمايد: (ويتمّ نعمته عليك )(445) يعنى : اين پيروزى براى اين است كه خداوند در آينده نعمت خود را بر شما تمام كند. چنانكه ملاحظه مى كنيد در هر دو آيه ((اتمام نعمت )) به صيغه فعل مضارع بيان شده است كه نشانه ى حدوث آن در آينده است ، ولى در آيه 3 سوره ى مائده كه به هنگام بازگشت از حجة الوداع در سال دهم هجرى و بعد از معرفى رهبرى معصوم در غدير خم نازل مى شود، اينگونه مى فرمايد: (اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى ) امروز نعمت خود را بر شما تمام كردم .
قابل توجّه و دقّت است كه خداوند، روى كردن مردم به قبله را قدم نخستين براى اتمام نعمت و فتح مكّه را قدم ديگر و تعيين و معرفى رهبر را آخرين قدم در اتمام نعمت بيان مى كند. لازم به يادآورى است كه در جريان تعيين قبله و همچنين تعيين رهبر، تذكّر مى دهد كه (لاتخشوهم و اخشونى ). چون در هر دو، احتمال مقاومت ، مقابله ، بهانه گيرى و شايعه پراكنى از سوى ديگران مى رود.
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمودند: ((يا على مثلك فى الامّة كمثل الكعبة نصبها اللّه للنّاس علما))(446) اى على ! مثال تو در ميان امّت ، همانند مثال كعبه است كه خداوند آنرا به عنوان نشانه روشن و پرچم براى مردم قرار داده است ، تا جهت خويش را گم نكنند. همچنين در حديث ديگرى از امام صادق عليه السّلام نقل شده است كه فرمود: ((ونحن كعبة اللّه ونحن قبلة اللّه ))(447) ما كعبه و قبله ى خداوندى هستيم .
پيام ها: 
1 مسلمانان بايد از هر كارى كه بهانه به دست دشمن مى دهد پرهيز كنند. (لئلايكون للناس عليكم حجة )
2 نفى سلطه ى ديگران و رسيدن به استقلال ، يك ارزش است . (لئلاّ يكون للناس عليكم حجة )
3 تغيير قبله ، عامل خنثى سازى ايرادهاى بى جا و بهانه تراشى هاى اهل كتاب و مشركان و منافقان مى باشد. (لئلا يكون للناس عليكم حجة )
4 دشمنان خارجى ، بزرگترين خطر براى مسلمانان نيستند، بى تقوايى خطر اصلى است . (فلا تخشوهم واخشونى )
5 تعيين قبله ى مخصوص براى مسلمانان ، زمينه ى اتمام نعمت خدا بر آنهاست . (ولاتّم نعمتى عليكم )
6 تعيين قبله و نماز خواندن به سوى مسجدالحرام ، زمينه ى هدايت مؤ منان است . (لعلكم تهتدون )
7 هدايت ، داراى مراحلى است . با آنكه مخاطب آيه مسلمانان هستند كه هدايت شده اند، پس منظور دست يابى به مراحل بالاترى از آن است . (لعلّكم تهتدون )413 كافى ، ج 1 ص 215.
414 در آياتى كه قرآن از بنى اسرائيل انتقاد مى كند، كلماتى همچون ((كثير))، ((اكثر)) و((فريق ))، بكار رفته است تا حقّ افراد پاكدل و مؤ من از بين نرود.
415 كافى ، ج 1 ص 175.
416 در تفسير المنار، ج 1، ص 457 آمده است : ابوحنيفه به استناد اين آيه ، مخالف حكومت وقت (منصور عباسى ) بود و مقام قضاوت آنان را قبول نمى كرد. سپس مى گويد: ائمه ى اربعه اهل سنّت ، با حكومت هاى زمان خود مخالف بودند، زيرا آنان را ظالم مى دانستند.
البتّه در منابع و متون تاريخى ، مطالبى بر خلاف ادّعاى صاحب المنار به چشم مى خورد.
417 بقره 7 40.
418 در تفسير اطيب البيان به نقل از امالى طوسى آورده است : ابن مسعود از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل مى كند كه خداوند فرمود: ((من سجد لصنم دونى ، لا اجعله اماما... انا و علىّبن ابى طالب لم يسجد احدنا لصنم قطّ)) يعنى هر كس براى بتى سجده كند من او را امام و رهبر قرار نمى دهم ... و من و على بن ابى طالب ، هيچكدام از ما هرگز به بت سجده نكرده است .
419 مضمون حديثى كه در تفسير نورالثقلين ، ج 1 ص 122، آمده است .
420 ابراهيم ، 37