 روى دستانش تير خورد و شهيد شد، فرمود: ((هَوِّن علىّ ما نزل بى انّه بعين اللّه ))(471) اين حادثه سخت ، چون خدا مى بيند برايم آسان مى نمايد.
پيام ها: 
1 آزمايش و امتحان يك برنامه و سنّت حتمى الهى است . (ولَنبلوَنّكم )
2 ناگوارى ها، سبب مقاومت ورشد است . بسيارى از صفات انسان از قبيل صبر، رضا، تسليم ، قناعت ، رهد، تقوا، حلم و ايثار، در سايه ى برخورد با تنگدستى ها است . (وبشّر الصابرين )
3 مورد بشارت ، در آيه بيان نشده است تا شامل انواع بشارت هاى الهى باشد. (بشّر الصابرين )تفسير آيه : (156) الَّذِينَ إِذَ آ اءَصَبَتْهُمْ مُّصِيبَةٌ قَالُوَّاْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّآ إِلَيْهِ رَ جِعُونَ 
ترجمه آيه : 
(صابران ) كسانى هستند كه هرگاه مصيبتى به آنها رسد، مى گويند: ما از آنِ خدا هستيم و به سوى او باز مى گرديم .
نكته ها: 
O صابران ، به جاى خود باختگى وپناهندگى به ديگران ، تنها به خدا پناه مى برند. زيرا از ديد آنها، تمام جهان كلاس درس و ميدان آزمايش است كه بايد در آن رشد كنيم . دنيا جاى ماندن نيست ، خوابگاه و عشرتكده نيست و شدايد و سختى هاى آن نيز نشانه ى بى مهرى خداوند نيست . ناگوارى ها براى آن است كه زير پاى ما داغ شود تا تندتر و سريعتر حركت كنيم ، بنابراين در تلخى ها نيز شيرينى است . زيرا شكوفا شدن استعدادها وكاميابى از پاداش هاى الهى را بدنبال دارد.
O مصيبت هايى كه از طرف اوست ، تصرف مالك حقيقى و خداوند در مملوك خود است . اگر انسان بداند كه خداوند حكيم و رحيم است و او نيز بنده اى بوده كه قبلا هيچ نبوده ؛ (لم يك شيئا)(472) و حتّى بعد از مراحلى هم چيز قابل ذكرى نبوده است ؛ (لم يكن شيئا مذكورا)(473) خواهد پذيرفت كه من بايد در اختيار او باشم . او مرا از جماد به نبات ، و از نبات به حيوان و از مرتبه ى حيوانيّت به انسانيّت سوق داده و اين حوادث را براى رشد و ارتقاى من قرار داده است . همانگونه كه ما دانه ى گندم را زير فشار، آرد مى كنيم و بعد نيز در آتش تنور، تبديل به نان مى كنيم تا مراحل وجودى او را بالا بريم .
O شعار صابران (انّا لِلّه و انّا اليه راجعون ) است . در حديث مى خوانيم : هرگاه با مصيبتى مواجه شديد، جمله ى (انّا لِلّه و انّا اليه راجعون ) را بگوييد.(474) گفتن (انّا لِلّه ) و ياد خدا به هنگام ناگوارى ها، آثار فراوان دارد:
الف : انسان را از كلام كفر آميز و شكايت باز مى دارد.
ب : موجب تسليت و دلدارى و تلقين به انسان است .
ج : مانع وسوسه هاى شيطانى است .
د: اظهار عقايد حقّ است .
ه‍ : براى ديگران درس و الگو شدن است .
O مردم در برابر مشكلات و مصايب چند دسته اند:
الف : گروهى جيغ و داد مى كنند. (اذا مسّه الشّر جزوعاً)(475)
ب : گروهى بردبار و صبور هستند. (وبشّر الصابرين )
ج : گروهى علاوه بر صبر، شكرگزارند. (اللّهم لك الحَمد حَمد الشّاكرين لَك على مُصابهم )(476)
اين برخوردها، نشانه ى معرفت هر كس نسبت به فلسفه ى مصايب و سختى هاست . همانگونه كه كودك ، از خوردن پياز تند، بى تابى مى كند و نوجوان تحمّل مى كند، ولى بزرگسال پول مى دهد تا پياز خريده و بخورد.
پيام ها: 
1 ريشه ى صبر، ايمان به خداوند، معاد واميد به دريافت پاداش است . (الصّابرين الّذين ... قالوا انّا للّه و انّا اليه راجعون )تفسير آيه : (157) اءُولََّئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَو تٌ مِّنْ رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَاءُوْلََّئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ
ترجمه آيه : 
آنانند كه برايشان از طرف پروردگارشان ، درودها و رحمت هايى است و همانها هدايت يافتگانند.
نكته ها: 
O كلمه ((صلوات )) از واژه ى ((صلو)) به معنى ورود در نعمت ورحمت است ، بر خلاف واژه ى ((صلى )) كه به معناى ورود در قهر و غضب است . مانند: (تصلى نارا حامية )(477)
O خداوند بر مؤ منانى كه در مشكلات ، صبر و مقاومت كرده اند، خود درود و صلوات مى فرستد؛ (صلوات من ربهم ) ولى درباره مؤ منان مرفّه كه زكات اموالشان را مى پردازند، دستور مى دهد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درود بفرستد. (صلّ عليهم )(478)
پيام ها: 
1 خداوند، صابران را غرق در رحمت خاصّ خود مى كند. (عليهم صلوات )
2 تشويق صابران از طرف خداوند، به ما مى آموزد كه بايد ايثارگران و صابران و مجاهدان ، در جامعه از كرامت واحترام خاصّى برخوردار باشند. (عليهم صلوات من ربّهم ...)
3 تشويق ، از شئون ربوبيّت و لازمه تربيت است . (صلوات من ربهم )
4 هدايت صابران ، قطعى و مسلّم است . با آنكه در قرآن ، هدايت يافتن بسيارى از انسان ها، تنها يك آرزو است ؛ (لعّلهم يهتدون ) ولى در مورد صابران ، هدايت آنان قطعى تلقّى شده است . (اولئك هم المهتدون )
5 هدايت ، مراحلى دارد. با اينكه گويندگانِ ((انّاللّه وانّااليه راجعون )) مؤ منان و هدايت شدگان هستند، ولى مرحله بالاتر را بعد از صبر و دريافت صلوات و رحمت الهى كسب مى كنند. (اولئك هم المهتدون )آنچه امام بدان وسیله شناخته می شود
40. حارث بن مغیره نصری گوید: به امام صادق ع عرض کردم: امام با چه نشانه ای شناخته می شود؟ فرمود: به آرامش و وقار، عرض کردم: و دیگر با چه؟ فرمود: نیز با حلال و حرام او را می شناسی، ونیازمندی مردم به او، در صورتی که او خود به هیچ کس نیاز ندارند، همچنین سلاح پیامبر خدا ص نزد اوست ( آن را با خود دارد) عرض کردم: آیا ممکن است که کسی به جز وصی فرزند وصی  امام باشد؟ فرمود: نمی شود، مگر جانشینی باشد و فرزند جانشینی.
41. ابوالجارود گوید: به امام باقر ع عرض کردم: هنگامیکه قائم اهل بیت ( یعنی امام حاضر) در گذشت، کسی که پس از او است به چه وسیله شناخت می شود ؟
فرمود: با راهنمائی وکم سخنی و وقار، و اقرار آل محمد به برتری او، و از میان مشرق و مغرب( یعنی در همه دنیا) چیزی از او پرسیده نیم شود مگر اینکه پاسخ می گوید.
در چگونگی پیراهن آن حضرت ع 
( یا بنابرپاره  ای از نسخه ها لباس آن حضرت ع)
42.یعقوب بن شعیب از امام صادق ع روایت کرده که آن حضرت فرمود:آیا پیراهن قائم را که با( بر تن داشتن) آن قیام می کنمد نشانت ندهم؟ عرض کردم: چرا،  گوید:پس  امام جعبه ای  را خواست و آن را گشود و از آن پیراهن کرباسی را بیرون آورده آن را باز کرد( یا روی زمین پهن کرد) که ناگاه دیدم در آستین چپ  آن خون مشاهده می شود( خون آلود است) سپس فرمود :این پیراهن رسول خدا ص است در روزی که دندانهای پیشین آن حضرت ضربه دید آن رابه تن داشت و قائم مقام در این پیراهن قیام خواهد کرد( راوی گوید) من آن خون رابوسیدم و بر صورت خویش نهادم ( به صورت خود مالیدم)، سپس امام صادق ع آن را پیچید  و تا کرد و برداشت.
در چگونگی سپاهیان و سواران آن حضرت ع
43. عبدالرحمن بن کثیر از امام صادق ع روایت کرده که درمعنی فرمایش خدای تعالی أتی امر الله فلا تستعجلوه فرمان خدا به زودی فرا می رسد پس در موردآن شتابجوئی نکنید آن حضرت فرمود: آن امر ما است که خدای عز و جل دستورفرموده است درآن شتابجوئی  نشود تا[اینکه در وقت آن خداوند] او را با سه [لشکر] که عبارتنداز : فرشتگان و مومنان و هراس انگیزی پشتیبانی فرماید، و ( شرایط و احوال) خروج او همانند خروج رسول ص است بنابه فرمایش خدای عز وجل که می