 فرماید: (همچنان که پروردگارت تو را از خانه ات به حق بیرون آورد و همانا گروهی از مومنان خوش نداشتند.
44. علیبن أبی حمزه گوید: امام صادق ع فرمود: هنگامی که قائم صلوات الله علیه قیام می کند فرشتگان روز بدر فرود می آیند و آنان پنج هزارند،یک سوم آنان بر اسبان ساه وسفید( یعنی خاکستری رنگ)، ویک سوم بر اسبانی ابلق(یعنی نیمی سیاه و نیمی سفید) و یک سوم بر  اسبان حو، عرض کردم: حوچیست؟ فرمود: همان سرخ است.
45.علی بن أبی حمزه از امام صادق ع روایت کرده که آن حضرت فرمود: آن هنگامی که قائمیان قیام می کند شمشیرهای جنگی از  آسمان فرود می اید، برهر شمشیری نام مردی معین واسم پدرش نوشته شده است.
اکنون ای کسانی که خداوند بینش و شعور به شما عطا فرموده و تشخیص و اندیشه ارزانی داشته است، این مقدار روایاتی است که درباره چگونگی قائم به حق خدا، ورفتار او رسیده است ونیز در آنچه از فضیلت و پشتیبانی خدا از او از طریق فرشتگان خدای عز و جل او  را بدان مخصوص گردانیده و همچنین تعهداتی که آن حضرت ع خویشتن را بدان مقید می سازد از درشتی جامعه وناگواری خوراک و به زحمت افکندن روان و تن در راه طاعت خدای تبارک و تعالی و جهاد در راه خدا و از میان بردن آثار ستم وتعدی و سرکشی، وگسترش انصاف ودادگری و نیکی کردن، وچگونگی  حال آنان که با اویند از اصحاب او که به شمار آنان روایت آمده است واینکه آنان سیصد و سیزده مرد هستند و نیز اینکه آنان حکمرانان زمین ونمایندگانی او بر آن هستند و به وسیلهخ ایشان خاور و باختر زمین را به همراه افرادی از فرشتگان که خداوند او را با ایشان پشتیبانی می کند میگشایند( وجمله اینها در روایات آمده است) پس بنگرید به این منزلت بسیار بزرگ، و مرتبه شریفی که خدای عز و جل او را بدان مخصوص گردانیده، از آن جمله که به هیچ یک از امامان ع پیش از ا و آن را عطا نفرموده است، پس تمام شدن دین خود و کمال خود و کمال آن و پیروزی آن را بر همه ادیان ونابودی مشرکان و عملی شدن آن وعده ای که خدای تعالی به پیامبر خویش ص داده بود در مورد غلبه آن بر تمامی دینها[اگر چه مشرکان دوست نداشته باشند]  انجام همه اینها را به دست او قرار داد تا آنجا که امام صادق ع درباره او و درباره شخص خود آنچه راکه در روایت زیر آمده می فرماید:
46. خلاد بن صفار گوید: از امام صادق ع پرسیده شد: آیا قائم ع زاده شده است؟ فرمود: نه واگر من او را در می یافتم حتما همه عمرم او را خدمت می نمودم.
پس نیک بیندیشید [ پس از این] بدانچه آن باطل گویان ادعا می کنند وآن گروه دور از حق وبدعتگزاران بدان افتخار می نمایند که آن کسی که وصف او چنین است و حال ومنزلتش نزد خدا عز و جل بدینگونه است( مدعی اند) که صاحب ایشان  همان است( و نیز بیندیشید) آن کس که چنین ادعائی درباره او دارند خود دارای چهار صد هزاراسب و چهار هزار خدمتکار رومی و صقلبی  است وبنگرید که آیا ( روایتی) شنیده یا دیده اید یا از پیامبر ص وائمه طاهرین ع خبری به شما رسیده است که قائم به حق دارای چنین صفتی باشدکه ایشان اورا بدان توصیف می¬کنند؟ و اینکه( از معصومین ع نقل شده باشد) ان حضرت ظهور می کند و پس زا ظهورش این همه سالیادراز قیامتش به طول  می انجامد و طی آن ابویزید اموی   با او که دارای چنان عده بسیاری است به جنگ می پردازد، پس یک بار ابویزید بر او چیره می گرددو او شکست می دهد و بار دیگر او بر ابی یزید پیروزی می یابد و او پس  از ظهورش و قوتش وگسترش امرش به مغرب اقامت می کندودنیا همچنان به همان گونه که از قبل بوده باقی می ماند؟
وشما به کمک خرد خود اگر از بیماری جنون در امان مانده باشد وبه مدد خویش چنان از خواهشهای نفس صافی باشد( یعنی با عقل و اندیشه فطری خود) خواهید دانست که خداوند کسی را که دارای چنین وضعی باشد دور داشته است از اینکه اوقائم به حق خداوند و یاور دینش و خلیفه در زمین او و تجدید کننده شریعت پیامبرش ص باشد، ( یعنی دستش را از نیل  به این مقام کوتاه ساخت است) پناه بر خدا از نابینائی و گنگی و حیرت وناشنوائی. همانا این صفتی است ناسازگار با وصف خلیفه خداوند رحمان که( چنانکه گذشت مقدر شده نا) بر همه ادیان پیروز باشدو بر انس و جن غلبه کند، و ویژگی یافته باشد به علم و بیان، و حافظ بودن علوم قرآن و فرقان و شناخت تنزیل و تأویل و محکم و متشابه و خاص و عام ومعانی آشکار و نهان و سایرمعانی قرآن و تفسیرهای آن و تأویلات آ و دقایق علوم آ ن و مشکلات اسرار آن و صفات بزرگ خدا که در آ ن است و کسی که جعفر بن محمد الصادق ع درباره او می فرماید: من خود اگر او را در می یافتم بدون  شک همه عمرم او  را خدمت می کردم.
و سپاس خدای راکه پروردگارجهانیان و در خورغایت سپاس و نهایت شکرگذاری است، به پاس نعمت جمیل ولایت و  نورهدایت که به ما ارزانی داشته، از او خواستارم که منت های ش را به فضل وکرمش بر ما زیاده گرداند.
(آنچه در مورد علامات قبل از قیام قائم ع رسیده است و دلالت دارد که ظهور آن حضرت پس از آن واقع خواهد شد چنانکه ائمه ع فرموده اند)
1. أبان بن عثمان گوید: جعفربن محمد ع فرمود: روزی رسول خدا ع در بقیع بود که علی ع آمد و سراغ آن حضرت را گرفت، او را گفتند که آن حضرت در بقیع است، پس علی ع نزد او آمده وسلام کرد، رسول خدا ص به او فرمود: بنشین واو را در سمت راست خود نشانید، سپس جعفربی ا بی طالب آمد و از رسول خدا ص جویا شد، گفته شد : آن حضرت در بقیع است، پس نزد رسول خدا آمده و به او سلام کرد و آن حضرت ع او را در سمت چپ خود نشانید، پس از او عباس آمده و از رسول خدا ص سراغ گرفت، به او گفته شد آن حضرت در بقیع است، پس نزد آن حضرت آمده به او سلام کرد و آن حضرت او را روبروی خود نشانید، سپس رسول خدا ص به علی ع رو کرده و فرمود: آیا نمی خواهی تو را مژده دهم؟ آیا تو را با خبر نسازم؟ عرض کرد:چرا ( می خواهم ) یا رسول الله، پس فرمود: اندکی قبل جبرئیل نزد من بود و به من خبر داد که آن قائم که در آخر الزمان خروج می کند و زمین را پر از دادگری میکند[ همچنان که از ظلم وجور پر شده باشد] او از نسل تو است از فرزندان حسین، پس علی ع فرمود: ای رسول خدا هیچ خیری از جانب خدا به ما نرسیده است مگر به دست شما، سپس رسول خدا ص به جعفر بن ابیطالب رو کرد و فرمود: ای جعفر آیا نمی خواهی تو را بشارت دهم؟آیا تو را باخبر نسازم؟ عرض کرد: چرا یا رسول الله، آن حضرت فرمود: چند لحظه پیش جبرئیل نزدمن بود و به من خبر داد کسی که آن پرچم را به قائم می سپارد از نسل تو است، آیا می دانی اوکیست؟ عرض کرد :نه، فرمود: او همان کسی است که صورتش چون دیناراست و دندانهایش به سان اره و شمشیرش چون شعله آتش است ، با خواری داخل سپاه می شود و با عزت از آن بیرون می آید، و جبرئیل ومیکائیل او را در میان می گیرند. سپس رو به ع باس نموده فرمود: ای عموی پیامبر ایا تو را آگاه نکنم از آنچه جبرئیل مرا بدان خبر داده است؟ گفت: چرا یا رسول الله، فرمود: جبرئیل به من گفت: وای بر نسل تو از فرزندان عباس،عباس عرض کرد، یا رسول الله آیا از زنان دوری نگزین