ردم براى نهى از منكر استفاده نمود. (يلعنهم اللاعنون )تفسير آيه : (160) إِلا الَّذِينَ تَابُواْ وَاءَصْلَحُواْ وَبَيَّنُواْ فَاءُوْلََّئِكَ اءَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَاءَنَا الْتَّوَّابُ الْرَّحِيمُ
ترجمه آيه : 
مگر آنها كه توبه كردند و (اعمال بد خود را با اعمال نيك ) اصلاح نمودند و (آنچه را كتمان كرده بودند) آشكار ساختند، كه من (لطف خود را) بر آنان بازمى گردانم ، زيرا من توبه پذير مهربانم .
نكته ها: 
O براى گناه كتمان ، همچون ساير گناهان ، راه توبه و بازگشت باز است . امّا توبه ى واقعى ، با پشيمانى قلبى و اصلاح عمل و بيان موارد كتمان صورت مى گيرد. توبه ى كسى كه نماز نخوانده آن است كه نمازهاى خود را قضا كند. توبه كسى كه مال مردم را تلف كرده آن است كه بايد همان مقدار را به صاحبش برگرداند. در اين مورد نيز كسى كه با كتمان حقايق ، به دنياى علم ، انديشه و نسل ها، خيانت كرده ، فقط با تبيين حقايق و بازگوئى آنهاست كه مى تواند گذشته را جبران نمايد.
O خداوند به شيطان فرمود: (انّ عليك لعنتى )(485) لعنت من بر تو. و در آيه بعد مى فرمايد: (عليهم لعنة اللّه ...) پس ‍ كتمان كنندگان و شيطان ، در يك رديف هستند.
پيام ها: 
1 خداوند، امكان توبه و بازگشت را براى خطاكاران ، در هر شرايطى فراهم نموده است . (يلعنهم اللّه ... الاّ الّذين تابوا)
2 كتمان حقايق دينى ، فساد است ، زيرا به توبه كننده ، فرمان اصلاح و جبران داده شده است . (تابوا واصلحوا)
3 توبه ى هرگناه ، متناسب با آن است . توبه ى كتمان ، بيان حقايق است . (تابوا... وبيّنوا)
4 چون در مقام تهديد وتوبيخ ، لعنت خداوند شامل حال كتمان كنندگان شد، در مقام مهربانى نيز كلمات ((اَنَا)) و ((توّاب )) و ((رحيم )) بكار رفته تا بگويد: من خودم با مهربانى مخصوصم ، به شما باز مى گردم . (يلعنهم اللّه ... انَا التوّاب الرّحيم )
5 تهديد گنهكار و بشارت نيكوكار، دو ركن اساسى براى تربيت فرد و جامعه است . (يلعنهم اللّه ... انَا التوّاب الرّحيم )
6 بازگشت لطف خداوند به توبه كنندگان ، دائمى ، قطعى و همراه با محبّت است . (اتوب عليهم و انَا التوّاب الرّحيم )
تفسير آيه : (161) إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كُفَّارٌ اءُوْلََّئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللّهِ وَ الْمَلََّئِكَةِ وَالْنَّاسِ اءَجْمَعِينَ
ترجمه آيه : 
همانا كسانى كه كافر شدند و در حال كفر از دنيا رفتند، لعنت خدا و فرشتگان و مردم ، همگى بر آنها خواهد بود.تفسير آيه : (162) خَلِدينَ فِيهَا لاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ يُنْظَرُونَ 
(آنان براى ) هميشه در آن (لعنت و دورى از رحمت پروردگار) باقى مى مانند، نه از عذابِ آنان كاسته مى شود و نه مهلت داده مى شوند.
نكته ها: 
O در آيه ى قبل بيان شد كه اگر كتمان كنندگان ، توبه كرده و حقايق را بيان نمايند، مورد لطف الهى قرار مى گيرند. در اين آيه مى فرمايد: امّا اگر كفّار توبه نكرده و در حال كفر بميرند، باز همان لعنت خداوند و فرشتگان و تمام مردم گريبان گير آنان خواهد بود.
سؤ ال : در آيه ، لعنت همه ى مردم بر كفّار مطرح شده است ، ولى ناگفته پيداست كه بعضى از مردم ، خودشان كافر يا دوست كافرند، پس لعنت همه مردم در آيه به چه معنا مى باشد؟
پاسخ :لعنت ، در دنيا و آخرت مطرح است . كسانى كه در دنيا دوست كفّار يا خود كافرند، در آخرت لعنت خواهند شد. (كلّما دخلت امّة لعنتْ اُختها)(486)
O يكى از درخواست ها و دعاهاى اولياى خدا، مسلمان مردن است . حضرت يوسف از خداوند مى خواهد كه مسلمان بميرد: (تَوفّنى مُسلِما)(487) حضرت ابراهيم و يعقوب به فرزندان خود سفارش مى كنند كه (فلاتموتنّ الاّ وانتم مسلمون )(488) نميريد مگر اينكه مسلمان يعنى تسليم پروردگار باشيد.
پيام ها: 
1 اصرار بر كفر ودر حال كفر مردن ، دورى ابدى انسان را از رحمت الهى بدنبال دارد. (ماتوا و هم كفّار... عليهم لعنة اللّه )
2 آنچه مهم است ، پايان عمر انسان است كه آيا با ايمان مى ميرد يا بى ايمان . (ماتوا و هم كفّار)
3 تخفيف كيفر يا تاءخير آن ، مربوط به دنياست . در قيامت نه تخفيف است و نه تاءخير. (لا يخفّف ... لا هم ينظرون )تفسير آيه : (163) وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَ حِدٌ لاَ إِلَهَ إِلا هُوَ الرَّحْمنُ الْرَّحِيمُ 
و معبود شما خدايى يگانه است ، جز او معبودى نيست ، بخشنده ى مهربان است .تفسير آيه : (164) إِنَّ فِى خَلْقِ الْسَّمَوَ تِ وَالاَْرْضِ وَاخْتِلَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَ الْفُلْكِ الّتِى تَجْرِى فِى الْبَحْرِ بِمَا يَنْفَعُ الْنَّاسَ وَمَآ اءَنْزَلَ اللّهُ مِنَ الْسَّمآءِ مِنْ مَّآءٍ فَاءَحْيَا بِهِ الاَْرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَاوَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَآبَّةٍ وَتَصْرِيفِ الْرِّيَحِ وَالْسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ الْسَّمَآءِ وَالاَْرْضِ لاََيَتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
ترجمه آيه : 
همانا در آفرينش آسمان ها و زمين و در پى يكديگر آمدن شب و روز و كشتى هايى كه براى سودرسانى به مردم در دريا در حركتند و آبى كه خداوند از آسمان نازل كرده و با آن زمين مرده را زنده نموده و انواع جنبندگان را در آن گسترده و (همچنين ) در تغيير مسير بادها و ابرهايى كه ميان آسمان وزمين معلّقند، براى مردمى كه مى انديشند، نشانه هايى گوياست .
نكته ها: 
O هماهنگى ميان عناصر طبيعت و اجزاى هستى و قوانين حاكم بر آنها، همه نشان دهنده ى حاكميّت وقدرت واراده ى خداى يگانه است . آفرينش آسمان ها و توسعه ى دائمى آنها(489) كه دست انسان تاكنون فقط به قسمتى از اوّلين آسمان رسيده ، و استحكام (490) و طبقات هفتگانه (491) و نظام حاكم (492) و تناسبات و ارتباطات ميان هريك و بى ستون بودن (493) و حفاظت آنها(494) و حركات ستارگان در مدارهاى خود و فاصله هريك از آنها، همه نشانه هاى قدرت خداوند يكتاى حكيم است .
O سعدى مى گويد:
آفرينش ، همه تدبير خداوند دل است دل ندارد، كه ندارد به خداوند اقرار
وه و دريا و درختان ، همه در تسبيحند نه همه مستمعى ، فهم كند اين اسرار
قل ، حيران شود از خوشه زرين عنب فهم ، عاجز شود از حبّه ياقوت انار
اك وبى عيب ، خدايى كه به تقدير عزيز ماه وخورشيد، مسخّر كند وليل ونهار
كلمه ((رياح )) جمع ((ريح )) به معناى باد است ، ولى در قرآن هر جا كلمه ((ريح )) آمده همراه قهر و عذاب است ، مانند: (ريح صرصر)(495) ولى هرجا كلمه ((رياح )) آمده است ، همراه باران و لطف الهى است . در حديث مى خوانيم : هرگاه بادى مى وزيد پيامبرصلّى اللّه عليه و آله مى فرمود: ((الّلهم اجعلها رياحا و لا تجعلها ريحا)) خداوندا! اين باد را رياحِ رحمت قرار ده ، نه ريحِ عذاب .(496)
پيام ها: 
1 شناخت طبيعت ، يكى از راههاى خداشناسى است كه شناخت او، قدرت ، حكمت و يكتايى او را در بر دارد. (الهكم اله واحد... فى خلق السموات ... لايات )
2 خداوند، نظير و شبيه ندارد و مركب از اجزا نيست . (اله واحد)
3 هم طبيعت و هم صنعتِ دست ساختِ انسان ، از اوست . (خلق السموات و الارض ... والفلك )
4 هر موجودى در جهان هستى ، آيه اى از آيات كتاب خداوند در طبيعت است . (لايات )
برگ درختانِ سبز، 