ه - صلى الله عليه وآله -:
ايما عبد التفت فى صلاته قال الله : يا عبدى الى من تقصد و من تطلب اربا غيرى تريد او رقيبا سواى تطلب ؛ او جوادا خلاى تبغى و انا اكرم الاكرمين و اجود الاجودين و افضل المعطين اثيبك ثوابا لا يحضى قدره اقبل على فانى عليك مقبل و ملائكتى عليك مقبلون فان اقبل زال عنه اثم ما كان منه فان التفت ثانية اعاد الله له مقالته فان اقبل على صلاته غفر الله له و تجاوز عنه ما كان منه فان التفت ثالثة اعاد الله له مقالته فان اقبل على صلاته غفر الله له ما تقدم من ذنبه فان التفت رابعة اعرض الله عنه و اعرضت الملائكة عنه و يقول و ليتك يا عبدى الى ما توليت ؛ 
هر بنده اى كه در حال نماز به غير خدا التفات كند، خدا به او مى گويد: اى بنده من !چه كسى را قصد كرده اى و او را طلب مى كنى ؟آيا جز من پروردگار و نگهبانى را مى جويى ؟ آيا غير از من بخشنده ديگرى را طلب ميكنى ؟! در صورتى كه من كريمترين كريمان و بخشنده ترين بخشندگان و بهترين عطاكنندگان هستم ، ثوابى را به تو عطا مى نمايم كه به شمارش نمى آيد، به من توجه داشته باش ، زيرا من و فرشتگانم به تو توجه داريم .پس اگر نمازگزار به خدا توجه كرد، گناهان گذشته اش محو مى شود.اگر دوباره به غير خدا التفات كرد، خداوند متعال مجددا او را مانند سابق مورد خطاب قرار ميدهد.اگر به نمازش توجه كرد، گناه غفلت از نماز آمرزيده مى شود و آثارش زائل مى گردد.اگر براى سومين مرتبه از توجه به نماز منصرف شد، خداوند متعال هم خطاب سابق را تكرار مى كند.اگر به نماز توجه كرد، اين مرتبه هم گناهش بخشيده مى شود، پس اگر در دفعه چهارم باز هم از توجه به نماز انصراف پيدا كرد، در اين صورت خدا و ملائكه از وى اعراض ‍ مى كنند و خدا به او مى گويد تو را در ولايت چيزى قرار دادم كه به آن علاقه دارى .
(بحارلانوار، ج 84، ص 244) 372 - توجه به نماز
قال رسول الله - صلى الله عليه وآله -:
ان العبد ليصلى الصلاة لايكتب له سدسها و لاعشرها، و انما يكتب للعبد من صلاته ما عقل منها ؛ 
به درستى بنده نماز مى خواند براى او، نه يك ششم آن و نه يك دهم آن نوشته نمى شود، جز اين نيست كه براى بنده از نمازش آن مقدار نوشته مى شود كه به آن توجه كرده است .
(بحارالانوار، ج 84، ص 237.اصول كافى ، ج 2، ص 105)
 373 - على (ع ) و هديه پيامبر (ص ) 
اهدى الى رسول الله - صلى الله عليه وآله - ناقتان عظيمتان ، فجعل احديهما لمن يصلى ركعتين لايهم فيهما بشى ء من امر الدنيا و لم يجبه احد سوى على - عليه السلام - فاعطاه كلتيهما؛ 
به پيامبر (ص ) دو شتر هديه دادند، پيامبر (ص ) يكى ازدو شتر را هديه قرار داد براى كسى كه دو ركعت نماز به جاى آورد و چيزى از امور دنيا را به خاطر نياورد و به فكر چيزى از دنيا نيفتد.كسى به پيامبر (ص ) پاسخ مثبت نداد (يعنى كسى چنين نمازى را كه در آن هيچ به فكر دنيا و مافيها نيفتد، نخواند) به جز حضرت على (ع ) كه پاسخ مثبت داد.پيامبر (ص ) هر دو شتر را به على (ع ) مرحمت فرمود.
(بحارالانوار، ج 41، ص 18)
 374 - نماز باترس 
قال رسول الله - صلى الله عليه وآله -:
صل صلاة مودع كانك تراه ، فان كنت لاتراه ؛ 
آن چنان نماز به جا آور كه گويى خدا را مى بينى .اگر تو او را نمى بينى ، او تو را مى بيند.
(نهج الفصاحه ، حديث 1844)
 375 - توجه حورالعين به نمازگزار
قال الباقر - عليه السلام -:
اذا قام المؤ من فى الصلوة ، بعث الله الحور العين حتى يحدقن به ، فاذا انصرف و لم يسئل الله منهن شيئا انصرفن متعجبات ؛ 
هنگامى كه (نمازگزار) مؤ من به نماز مى ايستد، خداوند حورالعين را به طرفش مى فرستد آن چنان كه دور نمازگزار را مى گيرند و به او نگاه مى كنند، پس وقتى نمازگزار نمازش را تمام كرد و از خدا چيزى نخواست ، حورالعين با تعجب از او دور مى شوند.
(جامع احاديث الشيعه ، ج 4، ص 27)
 376 - نماز با تفكر
قال رسول الله - صلى الله عليه وآله -:
ركعتان خفيفتان فى تفكر خير من قيام ليلة ؛ 
دو ركعت نماز سبك ، در صورتى كه همراه با تفكر و انديشه باشد، بهتر ازعبادت سراسر يك شب است .
(بحارالانوار، ج 84، ص 240.ميزان الحكمه ، ج 5، ص 391)
 377 - تعقل در نماز
قال رسول الله - صلى الله عليه وآله -:
انما يكتب للعبد من صلاته ما عقل منها؛ 
از نماز بنده آن مقدارى را كه تعقل كرده ، برايش نوشته مى شود.
(محجة البيضاء، ج 1، ص 398)
 378 - آگاهى از نماز
قال الصادق - عليه السلام -:
لو يعلم هذا المصلى ما فى الصلاة ما انفتل ؛ 
اگر نمازگزار بداند در نماز چه چيزى است ، هيچگاه التفاتى و توجهى به چيزى نخواهد داشت .
(وسائل الشيعه ، ج 3، ص 21)
 379 - آداب نماز چيست ؟
قال الرضا - عليه السلام -:
حضور القلب و افراغ الجوارح ، و ذل المقام بين يدى الله - تبارك و تعالى - و يجعل الجنة عن يمينه و النار يراها عن يساره و الصراط بين يديه و الله امامه ؛ 
از امام رضا (ع ) سؤ ال شد، آداب نماز چيست ؟امام فرمود: حضور قلب و آزاد گذاشتن جوارح (بازى نكردن با آنان ) و خوار شمردن خود در پيشگاه خداى تعالى و قراردادن بهشت سمت راست و آتش جهنم را سمت چپ و صراط را در مقابل مشاهده كردن و خدا را در مقابل خود ديدن .
(مستدرك الوسائل ، ج 1، ص 264)
 380 - نماز بدون حضور قلب 
قال رسول الله - صلى الله عليه وآله -:
لاينظر الله الى الصلوة لايحضر الرجل فيها قلبه مع بدنه ؛ 
خداوند نمازى را كه در آن حضور قلب نباشد، نظر نخواهد كرد.
(اسرارالصلوة ، ص 118)
 381 - آداب حضور قلب 
و عن فقه الرضا - عليه السلام -:
فاذا اردت ان تقوم الى الصلوة ، فلا تقم اليها متكاسلا و لامتناعسا و لا مستعجلا و لامتلاهيا ؛ ولكن تاتيها على السكون و الوقار و التودة و عليك بالخشوع و الخضوع متواضعا لله - عز و جل - متخاشعا؛ عليك الخشية و سيماء الخوف راجيا خائفا بالطمانينة على الوجل و الحذر؛ فقف بين يديه كالعبد الابق المذنب بين يدى مولاه . فصف قدميك ، و انصب نفسك ؛ و لاتلتفت يمينا و شمالا ؛ و تحسب كانك تراه ؛ فان لم تكن تراه ، فانه يراك ...؛ 
چون خواستى به نماز بايستى با حال كسالت ، خواب آلودگى ، شتاب و لهو و بازى مايست ؛ بلكه با آرامش و وقار نماز را به جاى آور. و بر تو باد كه (در نماز) خاشع و خاضع باشى و براى خدا تواضع كنى و خشوع و خوف را بر خود هموار سازى در آن حال كه بين بيم و اميد ايستاده باشى و پيوسته نگران و محترز باشى .پس ، بسان بنده اى گريخته و گنهكار كه (بازگشته ) در محضر مولايش ايستاده ، در پيشگاه خدا بايست ؛ پاهاى خود را كنار هم نه و قامتت را راست نگهدار و به راست و چپ روى مگردان ؛ و چنين بدان كه گويى خدا را مى بينى ؛ كه اگر تو او را نمى بينى او تو را مى بيند....
(مستدرك الوسائل ، كتاب الصلوة ، باب 1، حديث 7)
 382 - علت محبوبيت نمازگزاران حقيقى
قال الصادق - عليه السلام -:
و انى لاحب للرجل منكم المؤ من اذا قام فى صلاة فريضة ان يقبل بقلبه الى الله .و لايشغل قلبه بامر الدنيا، فليس من مؤ من يقبل بقلبه فى صلاته الى الله الا اقبل الله اليه بوجهه و اقبل بقلوب المؤ منين اليه بالمحبة له بعد حب الله اياه ؛ 
همانا من مؤ منى از شما را دوست دارم كه وقتى به نماز فريضه مى ايستد، با قلبش