ر نظر هوشيار هر ورقش دفترى است ، معرفت كردگار
تنها خردمندان از نگاه در هستى ، درس خداشناسى مى گيرند. (ان فى خلق السموات ... لايات لقوم يعقلون )تفسير آيه : (165) وَمِنَ الْنَّاسِ مَنْ يَتَّخِذَ مِنْ دُونِ اللّهِ اءَنْدَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَ الَّذِينَ ءَامَنُوَّاْ اءَشَدُّ حُبّاً لِلّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ اءَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً وَاءَنَّ اللّهَ شَدِيدُالْعَذَابِ
ترجمه آيه : 
و بعضى از مردم كسانى هستند كه معبودهايى غير از خداوند براى خود برمى گزينند و آنها را همچون دوست داشتن خدا، دوست مى دارند. امّا آنان كه ايمان دارند، عشقشان به خدا (از عشق مشركان به معبودهاشان ) شديدتر است و آنها كه (با پرستش بت به خود) ستم كردند، هنگامى كه عذاب خدا را مشاهده كنند، خواهند دانست كه تمام نيروها، تنها به دست خداست و اوداراى عذاب شديد است .
نكته ها: 
O امام باقرعليه السّلام مى فرمايد: مراد از ((دون اللّه )) و ((انداد)) در اين آيه ، بت ها نيستند، بلكه مراد پيشوايان ستمكار و گمراهند كه مردم آنان را همچون خداوند دوست دارند.(497) از جهت ادبى نيز كلمه ((هم )) در ((يحبّونهم ))، براى انسان بكار مى رود، نه اشياء.
O ريشه ى محبّت ، كمال دوستى وجمال دوستى است . مؤ منان تمام كمالات و جمال ها را در خداوند مى بينند، لذا بيشترين عشق را به او ابراز مى دارند. عشق و محبّت مؤ منين ، بر اساس شايستگى ولياقت معشوق است وهرگز به سردى و خاموشى نمى گرايد. امّا عشق مشركان ، براساس خيال وجهل وتقليد وهوس هاى بيهوده است .
پيام ها: 
1 پرستش و محبّت غير خدا، ممنوع است . (يتّخذ من دون اللّه اندادا يحبّونهم )
2 احساسات بايد در رابطه با اعتقادات باشد. (الّذين آمنوا اشدّ حُبّا للّه )
3 برخى از مردم تا وقتى پرده ها كنار نرود و قيامت را مشاهده نكنند، به پوچى و بيهودگى راه و فكر خويش پى نمى برند. (ولو يرى الّذين )
4 قدرت در جذب نيرو مؤ ثر است . (انّ القوّة للّه جميعا) پس جذب غير او نشويد.تفسير آيه : (166) إِذْ تَبَرَّاءَ الَّذِينَ اتُّبِعُواْ مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ وَرَاءَوُاْ الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الاَْسْبَابُ
ترجمه آيه : 
در آن هنگام كه عذاب را مشاهده كنند و پيوند ميانشان بريده (و دستشان از همه چيز قطع ) گردد، پيشوايان (كفر)، از پيروان خود بيزارى جويند.
نكته ها: 
O به هوش باشيم كه رهبرمان كيست و محبّت و عشق چه كسى را در دل داريم ؟ بدانيم طاغوت ها و غير خدا، ما را براى خودشان مى خواهند تا با قدرت و ارادت ما، به هوسها و آرزوهاى خود در دنيا برسند، ولى در قيامت همه را رها و از ما اظهار تنفّر و انزجار خواهند نمود.
پيام ها: 
1 هر عشق وعلاقه ، كه مايه اى از عقل وفطرت نداشته باشد، دير يا زود به سردى گرائيده و يا به دشمنى كشيده مى شود. (يحبّونهم كحبّ اللّه ... تبرّء الّذين اتّبعوا)
2 محبّت ، زمينه ى تبعيّت است . (يحبونهم ... اتبعوا)
3 آينده نگرى لازمه ى عقل است . به كسى عشق و محبّت بورزيم كه قدرت داشته باشد و در روز خطر، ما را حمايت كند. (اذ تبرّء الّذين اتّبعوا)
4 معيار اصالت يا بى اصل بودن علاقه ها و محبّت ها، ديدن عذاب در روزهاى خطرناك است . (راءوا العذاب )تفسير آيه : (167) وَقَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ لَوْ اءَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّاءَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّءُوُاْ مِنَّا كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللّهُ اءَعْمَلَهُمْ حَسَرَ تٍ عَلَيْهِمْ وَمَا هُمْ بِخَرِجِينَ مِنَ النَّارِ
ترجمه آيه :
و (در آن موقع ) پيروان گويند: اى كاش بار ديگرى براى ما بود (كه به دنيا برمى گشتيم ) تا از اين پيشوايان بيزارى جوئيم ، همانگونه كه آنها (امروز) از ما بيزارى جستند. بدينسان خداوند اعمال آنها را كه مايه حسرت آنهاست ، به آنها نشان مى دهد و هرگز از آتش دوزخ ، بيرون آمدنى نيستند.
نكته ها: 
O به فرموده روايات ، در قيامت صحنه ها و مواقف متعدّدى است . در برخى از آنها مُهر سكوت بر لب ها زده مى شود وتنها با نگاه هاى پرحسرت به يكديگر نگريسته و گريه مى كنند. در بعضى موارد، از همديگر استمداد كرده و در صحنه اى نسبت به هم ناله و نفرين مى كنند. در اين آيه مى خوانيم كه پيروان كفر نيز از حمايت ها و عشق ورزى هاى خود نسبت به رهبرانشان به شدّت پشيمان مى شوند، ولى ديگر كار از كار گذشته و تنها حسرتى است كه در دل دارند و با زبان مى گويند: اگر ما بارديگر برگرديم ، هرگز دنباله رو آنها نخواهيم بود. كسانى كه اينقدر بى وفا هستند كه از ما در اين روز تبرّى مى جويند، ما هم اگر به دنيا برگرديم ، از آنان تبرّى خواهيم جست . آنها حسرت مى خورند، ولى مگر از حسرت ، كارى ساخته است .
O در آيات متعدّد، كلمه ((خلود)) در مورد عذاب بكار رفته است . بعضى ((خلود)) را مدّت طولانى معنا مى كنند، ولى از جمله ى (و ماهم بخارجين من النّار) در اين آيه استفاده مى شود كه ((خلود)) به معناى ابديّت است ، نه مدّت طولانى .
O در روايات ، نمونه هايى از حسرت گنهكاران در قيامت به چشم مى خورد كه از جمله : كسانى هستند كه اموال زيادى را براى وارثان خود مى گذارند و خود در زمان حيات ، كار خيرى نمى كنند. آنان در آن روز مشاهده مى كنند كه اگر وارث از ارث او كار خوبى انجام داده ، در نامه وارث ثبت شده و اگر كار بدى كرده ، شريكِ جرم وارث قرار گرفته است .(498) نمونه ديگر اهل حسرت ، آنانكه عبادات بسيار دارند، ولى رهبرى و ولايت علىّبن ابى طالب عليهما السّلام را نپذيرفته اند.(499)
O انسان ، داراى اختيار است . اگر چنين نبود، پشيمانى و حسرت و تصميم مجدّد در او راه نداشت . پشيمانى و حسرت ، نشانه ى آن است كه مى توانستيم كار ديگرى انجام دهيم . و تصميم مجدّد، رمز آن است كه انسان مى تواند با اراده و اختيار، هر راهى را كه صلاح بداند، انتخاب كند.
پيام ها: 
1 طاغوت ها را رها كنيم . تا آنان ما را در قيامت رها نكرده اند، آنها را در دنيا رها كنيم . (فنتبرّاء منهم )
2 در قيامت ، چشم انسان حقيقت بين شده و بر كارهاى خود، حسرت مى خورد. (يريهم اللّه اعمالهم حسرات )
3 آرزوى برگشت هست ، ولى برگشتى نيست . (لو اءنّ لنا كرّة ... وماهم بخارجين )
14. شر حبیل گوید: امام باقر ع – که من از آن حضرت درباره قائم ع سئوال کرده بودم فرمود: همانا این کار نخواهدشد تا اینکه ندا کننده ای از آسمان ندائی سر دهد که اهل مشرق و مغرب بشنوند تا جائی که  دوشیزگان در پس پرده خویش بشنوند.
15. زیاد قندی به واسطه تعدادی از یاران خود را از امام صادق ع روایت کرده که گفت: به آن حضرت عرض کردیم: آیا سفیانی از حتمیات است، فرمود آری ونیز کشته شدن نفس زکیه از امور حتیم ا ست وقائم از حتمیات است و فرورفتن دشت از حتمیات است و کف دستی که از آسمان بیرون آید از حتمیات است و برخاستن آواز[از آسمان از حتمیات] است،پس عرض کردم: آن آواز چه خواهده بود؟ فرمود: ندا کننده ای به نام قائم و نام پدر [ع] است ندا می کند.
16. ابن ابی یعفور گوید: امام صادق ع به من فرمود: هلاک فلانی[نام