 فرمان مى دهد و اينكه بر خداوند چيزهايى بگوييد كه به آن آگاه نيستيد.
نكته ها: 
O در تفسير روح البيان آمده است كه شيطان در وسوسه ى خود، مراحلى را طى مى كند: ابتدا به كفر دعوت مى نمايد. اگر موفق نشد، به بدعت ، اگر موفق نشد، به گناهان كبيره ، اگر موفق نشد به گناهان صغيره ، اگر موفق نشد، به كارهاى مباح به جاى عبادات و اگر باز هم موفق نشد، به عباداتى دعوت مى كند كه پايين تر است ، تا شخص از مرحله بالاتر باز بماند.
O فرمان شيطان ، همان وسوسه هاى اوست . نه آنكه از انسان سلب اختيار كند تا انسان مجبور به گناه شود.
O تاثير فرمان شيطان ، نشان ضعف ماست . هرگاه انسان ضعيف شد، وسوسه هاى شيطان را همچون فرمان مولا مى پذيرد؛ (انمّا سلطانه على الّذين يتولّونه )(504) وگرنه اولياى خدا، در مرحله اى هستند كه شيطان به آنان نفوذ ندارد. (انّ عبادى ليس لك عليهم سلطان )(505)
پيام ها: 
1 نشانه ى دشمنى شيطان ، وسوسه براى انجام فحشا و افترا به خداوند است . (عدوّ مبين انّما ياءمركم )
2 شيطان ، هم دستور به گناه مى دهد، هم راه توجيه آنرا نشان مى دهد. فرمان به سوء و فحشا، همان دستور به گناه و فرمان افترا بستن به خدا، دستور به توجيه گناه است . (ياءمركم ... وان تقولوا)
3 اظهار نظر در باره احكام دين و فتوى دادن بدون علم ، حرام است . (ان تقولوا على اللّه ما لا تعلمون )
4 حتّى در مقام ترديد و شك ، نبايد چيزى را به خداوند نسبت داد، تا چه رسد به مواردى كه بدانيم آن حرف و سخن از خدا نيست . بنابراين بايد در تفسير قرآن و بيان احكام دقّت كرد. (وان تقولوا على اللّه ما لاتعلمون )تفسير آيه : (170) وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُواْ مَآ اءَنْزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَآ اءَلْفَيْنَا عَلَيْهِ ءَابَآءَنآ اءَوَلَوْ كَانَ ءَابَآؤُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَلاَ يَهْتَدُونَ
ترجمه آيه : 
وهنگامى كه به آنها (مشركان ) گفته شود: آنچه را خدا نازل كرده است پيروى كنيد، گويند: بلكه ما از آنچه پدرانِ خود را بر آن يافتيم پيروى مى نماييم . آيا (از آنان پيروى مى كنند) هرچند پدرانشان چيزى نمى فهميدند و هدايت نيافته بودند؟
نكته ها: 
O آيه قبل به ما هشدار داد كه از پيروى گامها و فرمان هاى شيطان ، دورى كنيم . اين آيه يكى از مصاديق راه شيطان را كه تقليد كوركورانه است بيان مى كند.
O پيروى و اطاعت عقلانى مانعى ندارد، مورد انتقاد قرآن ، تقليد از كسانى است كه نه خود داراى تعقّل بوده اند و نه هدايت انبيا را پذيرفته اند.
O هدايت الهى ، در هر عصر و زمانى وجود دارد. از اينكه قرآن مى فرمايد: نياكان آنان هدايت پذير نبودند، استفاده مى شود كه هدايت الهى در هر زمانى بوده ، ولى آنها نمى پذيرفتند. حضرت على عليه السّلام در نهج البلاغه مى فرمايد: (بلى لاتخلوا الارض من قائم للّه ظاهراً او خائفاً)(506) زمين از رهبر آسمانى هرگز خالى نيست ، خواه آشكارا و خواه مخفيانه مردم را به راه خدا دعوت مى نمايد.
پيام ها: 
1 ارتجاع و عقب گرد، ممنوع است . پيروى از سنّت و راه نياكان ، اگر همراه با استدلال و تعقّل نباشد، قابل پذيرش نمى باشد. (الفينا عليه ابائنا)
2 تعصّباتِ نژادى وقبيله اى ، از زمينه هاى نپذيرفتن حقّ است . (بل نتّبع ... ابائنا)
3 آداب و عقايد نياكان ، در آيندگان اثر گذار است . (ما الفينا عليه ابائنا)
4 راه حقّ، با عقل و وحى به دست مى آيد. (لايعقلون شيئا و لايهتدون )
5 انتقال تجربه و دانش ارزش است ، ولى انتقال خرافات از نسل گذشته به نسل آينده ، ضد ارزش مى باشد. (اباؤ هم لايعقلون )
6 عقل ، ما را به پيروى از وحى ، رهبرى مى كند. (اتّبعوا ما انزلنا... او لوكان اباؤ هم لا يعقلون )تفسير آيه : (171) وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ كَمَثَلِ الَّذِى يَنْعِقُ بِمَا لاَ يَسْمَعُ إِلا دُعَآءً وَ نِدَآءً صُمُّ بُكْمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ
ترجمه آيه : 
و مَثل كافران ، چنان است كه كسى به حيوانى كه جز صدايى (از نزديك ) ويا ندايى (از دور) نمى شنود بانگ زند، اينان كران ، لالان و كورانند و از اينروست كه نمى انديشند.
نكته ها: 
O ((دعا)) به معناى خواندن از نزديك و ((نداء)) براى خواندن از راه دور است .
O در اين آيه دو تشبيه است : يكى تشبيه دعوت كننده ى حقّ، به چوپان . و ديگرى تشبيه كافران ، به حيواناتى كه از كلام چوپان چيزى جز فرياد نمى فهمند. يعنى اى پيامبر! مثال تو در دعوت اين قومِ بى ايمان به سوى حقّ و شكستن سدهاى تقليد كوركورانه ، همچون كسى است كه گوسفندان و حيوانات را براى نجات از خطر صدا مى زند و آنها اين پيام را درك نمى كنند. زيرا چشم و گوش دل آنها بسته شده و در واقع كرو لال و نابينا هستند.
پيام ها: 
1 ارزش چشم و گوش و زبان ، به آن است كه مقدّمه ى تعقّل باشد، و گرنه حيوانات نيز چشم و گوش دارند. (صم بكم عمى فهم لايعقلون )
2 راه شناخت ، پرسيدن ، گوش كردن و ديدن همراه با تفكّر است . (صم بكم عمى فهم لايعقلون )
3 اشخاص بى تفاوت در برابر دعوت حقّ، پنج صفت تحقيرآميز دارند:
مثل حيوانند، كورند، كرند، لالند و بى عقلند. (مثل الّذين كفروا... فهم لايعقلون )تفسير آيه : (172) يََّاءَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ كُلُواْ مِنْ طَيِّبَا تِ مَا رَزَقْنَ كُمْ وَاشْكُرُواْ لِلّ هِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ
ترجمه آيه : 
اى كسانى كه ايمان آورده ايد! از نعمت هاى پاكيزه اى كه به شما روزى داده ايم بخوريد و شكر خدارا به جاى آوريد. اگر فقط او را پرستش ‍ مى كنيد.
نكته ها: 
O از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل شده است كه خداوند مى فرمايد: من مردم را خلق مى كنم ، امّا آنان غير مرا مى پرستند. من به آنان روزى مى دهم ، امّا آنان شكر ديگرى را مى نمايند.(507)
O قرآن ، هرگاه بنا دارد انسان را از كارى منع كند، ابتدا راههاى مباح آنرا مطرح كرده و سپس موارد نهى را بيان مى كند. چون مى خواهد در آيات بعد، مردم را از يك سرى خوردنى ، منع و نهى كند، در اين آيه راههاى حلال را بازگو نموده است .
O شكر مراحلى دارد. گاهى با زبان است و گاهى با عمل . شكر واقعى آن است كه نعمت ها در راهى مصرف شود كه خداوند مقرر نموده است .
O هدف اصلى از آفرينش نعمت هاى طبيعى ، مؤ منان هستند. در سه آيه قبل فرمود: اى مردم ! از آنچه در زمين است بخوريد. در اين آيه مى فرمايد: اى مؤ منان ! از نعمت هاى دلپسندى كه براى شما روزى كرده ام بخوريد. شايد در اين اختلاف تعبير، رمزى باشد و آن اينكه هدف اصلى ، رزق رسانى به مؤ منان است ، ولى ديگر مردم هم در كنار آنها بهره مى برند. همانگونه كه هدف اصلىِ باغبان از آبيارى ، رشد گلها ودرختانِ ميوه است ، گرچه علف هاى هرز وتيغها نيز به نوايى مى رسند.
O از هركس توقّع خاصّى است . از مردم عادّى ، توقّع آن است كه پس از خوردن ، دنبال گناه و وسوسه هاى شيطان و فساد نروند؛ (يا ايّها النّاس كلوا... ولا تَتّبعوا خُطوات الشّيطان )(508) ولى از اهل ايمان اين توقّع است كه پس از خوردن ، به دنبال عمل صالح و شكرگزارى باشند. (يا ايّها الّذين آمنوا كلوا... واشكروا) و (يا ايّها الرّسل كلوا.