: 
1 دنياگرايى ، بزرگترين خطر براى علما و دانشمندان است . (يكتمون ، يشترون )
2 دين فروشى ، به هر قيمتى كه باشد خسارت است ، زيرا حقايق و معارف كتب آسمانى ارزشمندتر از همه منافع است . (ثمناً قليلاً)
3 خوردنى هاى حرام ، به صورت آتش تجسّم مى يابند. (ما ياءكلون ... الاّ النار)
4 اشيا داراى يك وجهه باطنى و ملكوتى هستند كه در قيامت به آن شكل تجسّم مى يابند. (فى بطونهم الاّ النّار)
5 كيفر، بايد متناسب با جرم باشد. آنانكه در دنيا راه شنيدن كلام خدا را بر مردم بسته اند، در قيامت از لذّت استماع كلام خدا محروم مى شوند. (لا يكلّمهم اللّه )
6 عذاب هاى قيامت ، هم جسمى وهم روحى است . (لايكلّمهم اللّه )تفسير آيه : (175) اءُوْلََّئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَواْ الْضَّلَ لَةَ بِالْهُدَى وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَمَآ اءَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ
ترجمه آيه : 
آنها (كتمان كنندگان حقّ) كسانى هستند كه گمراهى را به بهاى از دست دادن هدايت و عذاب را به جاى آمرزش خريدند. پس به راستى چقدر در برابر عذاب خداوند تحمّل دارند؟
نكته ها: 
O براى گناه كتمان ، هشت تهديد پى در پى آمده است ؛ پنج تهديد در آيه قبل ، دو تهديد در اين آيه و يك تهديد در آيه بعد. شايد در مورد هيچ گناه ديگر اين همه تهديد پشت سر هم نيامده باشد.
O انگيزه هاى كتمان حقيقت ، زياد است . از آن جمله مى توان به غرور، تعصّب نابجاى دينى ، حفظ موقعيّت ، ضعف نفس ، عدم شهامت ، تنگ نظرى ، سفارش بيگانگان ، حفظ مقام و مال اشاره كرد.
O توبه ى گناه كتمان ، تنها استغفار و گريه نيست ، بلكه بيان حقايق است . البتّه در مواردى كه جان كسى در خطر است و يا فساد و خطرى مطرح است ، كتمان مانعى ندارد. مانند كتمان گناهان خود يا مردم ، براى جلوگيرى از رواج بدى ها.
پيام ها: 
1 كتمان حقايق ، از گناهان ويژه ى دانشمندان است . (اولئك الّذين )
2 در بيان كتب آسمانى ، هدايت و مغفرت الهى است و در كتمان آنها ضلالت و عذاب . (اشتروا الضلالة بالهدى و العذاب بالمغفرة )
3 دين فروشى و كتمان حقيقت ، سخت ترين كيفرها را بدنبال دارد. جمله ى (فما اصبرهم على النار) در قرآن تنها در مورد اين گروه بكار رفته است .تفسير آيه : (176) ذَ لِكَ بِاءَنَّ اللّهَ نَزَّلَ الْكِتَبَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِى الْكِتَبِ لَفِى شِقَاقٍ بَعِيدٍ
ترجمه آيه : 
آن (عذاب ) به جهت آن است كه خداوند كتاب (آسمانى ) را به حقّ نازل كرده است و البتّه كسانى كه در كتاب (خدا با كتمان و تحريف ) اختلاف (ايجاد) كردند، همواره در ستيزه اى عميق هستند.
نكته ها: 
O اين همه تهديد و وعده ى عذاب كه براى كتمان كنندگان حقايق دينى بيان شد، از آن جهت است كه خداوند كتاب آسمانى را چنان روشن و واضح و همراه با دلايل و استدلال نازل كرده است كه جاى هيچ گونه شبهه و ابهام براى كسى باقى نماند، امّا با اين حال گروهى از مردم براى حفظ منافع شخصى خود، دست به توجيه و تحريف زده و در فهم كتاب آسمانى اختلاف به وجود مى آورند تا به اصطلاح آب را گل آلود نموده و از آن ماهى بگيرند. خداوند در وصف اينان مى فرمايد: اين گروه در شقاق و جدايى بسر مى برند.
O يكى از راههاى كتمان حقيقت ، ايجاد اختلاف است . در سه آيه ى گذشته ، تمام تهديدات متوجّه كتمان كنندگان بود. در اين آيه به جاى اينكه بفرمايد: كتمان كنندگان در شقاقند، فرمود: اختلاف كنندگان در كتاب ، در شقاقند. اين نشان دهنده ى آن است كه كتمان كنندگان ، همان اختلاف كنندگان هستند. زيرا در محيط آلوده به اختلاف است كه مى توان مردم را سردرگم و حقايق را پنهان كرد.
پيام ها: 
1 منشاء اختلافات دينى و مذهبى ، دانشمندان هستند، نه كتب آسمانى . (نزل الكتاب بالحقّ... اختلفوا فى الكتاب )
2 كتمان حقايق ، موجب شقاق وشكاف و جدايى وپراكندگى است . (شقاق بعيد)تفسير آيه : (177) لَيْسَ الْبِرُّ اءَنْ تُوَّلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ ءَامَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الاَْخِرِ وَالْمَلََّئِكَةِ وَالْكِتَبِ وَالْنَّبِيِّينَ وَ ءَاتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِى الْقُرْبَى وَالْيَتَمى وَالْمَسَكِينَ وَ ابْنَ الْسَّبِيلِ وَالْسَّآئِلِينَ وَفِى الْرِّقَابِ وَاءَقَامَ الْصَّلَو ةَ وَ ءَاتَى الْزَّكَو ةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَهَدُواْ وَالْصَّبِرِينَ فِى الْبَاءْسَآءِ وَالضَّرَّآءِ وَحِينَالْبَاءْسِ اءُوْلََّئِكَ الَّذِينَ صَدَقُواْ وَاءُوْلََّئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ
ترجمه آيه : 
نيكى (تنها) اين نيست كه (به هنگام نماز) روى خود را به سوى مشرق يا مغرب بگردانيد، بلكه نيكوكار كسى است كه به خدا و روز قيامت و فرشتگان و كتاب آسمانى و پيامبران ايمان آورده و مال (خود) را با علاقه اى كه به آن دارد به خويشاوندان و يتيمان و بيچارگان و در راه ماندگان و سائلان و در (راه آزادى ) بردگان بدهد، و نماز را برپاى دارد و زكات را بپردازد، و آنان كه چون پيمان بندند، به عهد خود وفا كنند و آنان كه در (برابر) سختى ها، محروميّت ها، بيمارى ها و در ميدان جنگ ، استقامت به خرج مى دهند، اينها كسانى هستند كه راست گفتند (و گفتار و رفتار و اعتقادشان هماهنگ است ) واينان همان پرهيزكارانند.
نكته ها: 
O كلمه ((برّ)) به معناى نيكى است ، ولى به هركس كه خيلى نيكوكار باشد، مى گويند او ((برّ)) است . يعنى وجودش يكپارچه نيكى است .
O ((باءساء)) از ((بؤ س )) به معناى فقر و سختى است كه از خارج به انسان تحميل مى شود. ((ضرّاء))، درد وبيمارى است كه از درون به انسان فشار مى آورد.و ((حين الباءس )) زمان جنگ و جهاد است .
O بعد از ماجراى تغيير قبله كه در آيه ى 144 خوانديم ، سخنِ روز، پيرامون قبله و تغيير آن بود كه اين آيه مى فرمايد: چرا به جاى محتواى دين كه ايمان به خدا و قيامت وانجام كارهاى نيك است ، به سراغ بحث هاى جدلى رفته ايد.
O اين آيه جامع ترين آيه قرآن است . زيرا اصول مهم اعتقادى ، عملى و اخلاقى در آن مطرح گرديده است . در تفسير الميزان از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل شده است كه فرمودند: هر كس به اين آيه عمل كند، ايمانش كامل است .
اين آيه پانزده صفت نيك را در سه بخشِ ايمان ، عمل و اخلاق بيان نموده است . در بخش ايمان ، به مسئله ايمان به خدا، فرشتگان ، انبيا، قيامت و كتب آسمانى اشاره شده و در بخش عمل ، به مسائل عبادى مانند نماز و اقتصادى مانند زكات و اجتماعى مانند آزاد نمودن بردگان و نظامى مانند صبر در جبهه و جنگ ، و روحى وروانى مثل صبر در برابر مشكلات ، اشاره گرديده است . و در بخش اخلاقى به وفاى به عهد و دل كندن از مادّيات و ترحّم به فقرا اشاره شده است .
O ايمان به خدا، سبب خضوع در برابر حقّ و عدم تسليم در برابر طاغوت هاست . ايمان به قيامت ، موجب وسعت ديد و بلندى همّت مى گردد. ايمان به وجود ملائكه ، نشانه ى ايمان به تشكيلات ماوراى طبيعت است . ايمان به انبيا، ايمان به وحى و جريان هدايت در طول تاريخ است و دليل بر اينكه انسان در اين جهان رها 