 بى برنامه نبوده است . انفاق ، بيانگر تعاون و نوع دوستى ، و نماز، پيوند مستقيم با خدا، و زكات برنامه ريزى براى حل مشكل محرومان ، و وفاى به عهد موجب تحكيم ارتباطات ، و صبر عامل آبديده شدن انسان هاست .(515)
O جمله (آتى المال على حبّه ) را سه نوع معنا نموده اند:
الف : پرداخت مال به ديگران با وجود علاقه اى كه به آن هست .
ب : پرداخت مال بر اساس حبّ خداوند.
ج : پرداخت مال بر اساس علاقه اى كه به فقير است .
O صبر، مادر همه كمالات است وقرآن راه رسيدن به بهشت را صبر مى داند؛(اولئك يجزون الغُرفة بما صبروا)(516) به آنان جايگاه بلند داده مى شود، به پاس بردبارى كه كردند. چنانكه فرشتگان به بهشتيان مى گويند: (سلامٌ عليكم بما صبرتم )(517) درود بر شما كه پايدارى كرديد. همچنين درباره رهبران الهى مى فرمايد: (جعلنامنهم ائمّة يهدون بامرنا لمّا صبروا)(518) آنان را بخاطر صبرشان ، پيشوايانى قرار داديم كه به امر ما هدايت مى نمودند.
O مشابه اين آيه ، در روايات نيز براى معرفى معارف دينى چنين آمده است :
# ((ليس العاقل من يعرف الخير من الشرّ و لكن العاقل من يعرف خير الشّرين ))(519) عاقل آن نيست كه خير را از شرّ بشناسد، عاقل آن است كه ميان دو شرّ، خيرش را برگزيند.
# ((ليس العلم بكثرة التعلّم انّما هو نور يقذفه اللّه فى قلب من يريد))(520) دانش ، به آموختن بسيار حاصل نمى شود. دانش واقعى ، نورى الهى است كه به دلها مى تابد.
# ((ليس البرّ فى حُسن الزّى و لكن فى السكينة و الوقار))(521) بزرگى ، در ظاهرِ آراسته نيست ، بلكه در آرامش و وقار است .
# ((ليس السخى ... الذى ينفق ماله فى غير حقّه و لكنه الّذى يؤ دّى الى اللّه ما فرض عليه ))(522) سخاوتمند كسى نيست كه در هرجا و لو بى جا انفاق كند، بلكه كسى است كه در هرجا خشنودى خداست انفاق كند.
# ((ليس العبادة كثرة الصيام و الصلاة و انّما العبادة كثرة التفكّر فى امر اللّه ))(523) عبادت به نماز و روزه بسيار نيست ، به تفكّر درباره خدا و آثار اوست .
# ((اشدّ من يَتم اليتيم يتيمٌ انقطع عن امامه ))(524) آنكه از سرپرستى پيشواى حقّ محروم گشته ، يتيم تر از كسى است كه پدر و مادرش را از دست داده است .
O براى رسيدن به كمالِ تقوا، انفاقِ واجب و غير واجب ، هر دو لازم است . بعضى از مردم به مستمندان كمك مى كنند، ولى حقوق واجب خود را نمى پردازند و برخى ديگر با پرداخت خمس و زكات ، نسبت به فقرا و محرومان بى تفاوت مى شوند. اين آيه ، مؤ من واقعى را كسى مى داند كه هم حقوق واجب را بپردازد و هم انفاق مستحبّ را انجام دهد.
به همين دليل در روايات مى خوانيم : در اموال ثروتمندان ، غير از زكات نيز حقّى براى محرومان است .(525) و كسى كه سير بخوابد در حالى كه همسايه او گرسنه باشد ايمان به خدا و قيامت ندارد.(526)
پيام ها: 
1 به جاى محتواى دين ، به سراغ ظاهر نرويم و از اهداف اصلى باز نمانيم . (ليس البرّ... ولكن البرّ)
2 يكى از وظايف انبيا وكتب آسمانى ، تغيير فرهنگ مردم است . (ليس البرّ... و لكن البر)
3 شناخت مفاهيم ، مهم نيست عمل به آن مهم است . كلمه ((برّ)) به مفهوم نيكى است ، ولى دانستن آن مهمّ نيست ، كسى كه اين مفهوم را محقّق مى سازد ارزش دارد. (لكن البرّ من آمن )
4 ايمان ، مقدّم بر عمل است . (من آمن باللّه ... آتى المال )
5 ايمان به همه انبيا و ملائكه لازم است . (آمن باللّه ... والملائكة والكتاب والنبيّين )
6 ارتباط با خدا در كنار ارتباط با مردم و تعاون اجتماعى در حوادث و گرفتارى ها مطرح است . (آمن باللّه و اليوم الاخر... وآتى المال على حبه )
7 تمام كارهاى نيك در سايه ايمان به خدا شكل مى گيرد. (آمن باللّه ... آتى المال )
8 هدف اسلام از انفاق ، تنها سير كردن گرسنگان نيست ، بلكه دل كندن صاحب مال از مال نيز هست . (على حبّه )
9 نيكوكاران ، مال و دارايى خود را با رغبت و علاقه در راه خدا انفاق مى كنند. (آتى المال على حبّه )
10 با دست خود به فقرا و يتيمان و بستگان انفاق كنيد. (آتى المال على حبّه )
11 در انفاق ، بستگان نيازمند بر ساير گروه هاى مستمند، اولويّت دارند. (ذوى القربى و اليتامى ...)
12 سائل را ردّ نكنيد، گرچه فقير، مسكين ، در راه مانده و فاميل نباشد. كلمه ى ((السائلين )) به صورت مستقل مطرح شده است . (والمساكين و... السائلين )
13 ايمان ونماز و زكات ، بدون شركت در جهاد كامل نمى شود. (وحين الباءس ... اولئك الّذين صدقوا)
14 مدّعيان ايمان بسيارند، ولى مؤ منان واقعى كه به تمام محتواى دين عمل كنند، گروهى اندك هستند. (اولئك الّذين صدقوا)
15 نشانه ى صداقت ، عمل به وظايف دينى وتعهّدات اجتماعى است . (اولئك الّذين صدقوا)
16 متّقى كسى است كه عملش ، عقايدش را تاءييد كند. (آتى المال ... اولئك الّذين صدقوا اولئك هم المتقون )45. بدر بن خلیل اسدی گوید: نزد امام باقر  ع بودم آن حضرت از دو نشانه یاد کرد که قبل از قیام قائم ع است وازآن هنگام که خداوند آدم صلوات الله علیه را بر زمین فرود آورده هرگز آن دو اتفاق نیافتاده،  و آن اینکه خداوند آدم صلوات الله علیه را بر زمین فرود آورده هرگز آن دو اتفاق نیفتاده، وآن اینکه خورشید در نیمه ماه رمضان خواهد گرفت وماه در آخر آن خواهدگرفت، پس مردی به آن حضرت گفت: یا ا بن رسول الله نه بلکه خورشید درآخر رمضان وماه درنیمه آن خواهد گرفت، امام باقر ع به او فرمود: من خود می دانم چه می گویم: ا« دو نشانه هائی است که از زمان فرود آمدن آدم هرگز اتفاق نیافتاده است.( چون به حساب منجمان خسوف در وسط ماه واقع می شود و کسوف که گرفتن خورشید است در اواخر ماه)
46. وردبن زید اسدی – برادر کمیت – از امام باقر ع روایت کرده که آن حضرت فرمود: پیش از این امر پنج روز مانده گرفتگی ماه خواهد بود و نیز خورشید پانزده روز مانده و در این ماه رمضان واقع  خواهد شد و آن هنگام حساب ( پیش بینی) ستاره شناسان درهم خواهد ریخت.
47. ابوبصیر از ا مام صادق ع روایت کرده که آن حضرت فرمود: نشانه خروج مهدی گرفتن خورشید است در ماه رمضان درسیزدهم و چهاردهم آن ماه.
48. صالح بن سهل از امام صادق ع روایت کرده که در مورد فرمایش خدای تعالی:سأل سائل بعذاب واقع سئوال کنندهای از عذاب قیامت که وقوعش حتمی است پرسید آن حضرت فرمود: تأویل این آیه در چیزیاست که خواهد آمد: عذابی که در ثویه واقع می شود یعنی آتش تا به کناسه می رسد، کناسبه بنی اسد تا آنجا که بر ثقیف نیز بگذرد، هیچ جایگاه ستم بر آل محمد را فرو نمی گذارد مگر اینکه آن را به آتش می کشد وآن پیش از قیام قائم ع است.
49. جابرگوید: امام باقر ع فرمود: این سوره را چگونه می خوانید؟ عرض کردم: کدام سوره؟ فرمود: سوره سأله سائل بعذاب  واقع پس فرمود: آن سوره سأل سائل بعذاب واقع نیست بلکه آن سال سیل است،و آن آتشی ا ست که در ثویه می افتد، و سپس از آنجا به کناسه بنی اسد می گذاردو بعد به ثقیف می رسد، تا اینکه جایگاه ستمی بر آل محمد را فرو نمی گذارد مگر آن که آن را به آتش می کشد.
50. ابوخالد کابلی از امام باقر ع روایت کرده است که آن حضرت فرمود: گوئی می بینم که قومی در مشرق خروج کرده اند و خواستار حق اند ولی به ایشان داده نمی ش